رئوس طلایی نوشتن

رئوس طلایی نوشتن



مقاله‏ ى ما از چه کانالى قرار است بدست مخاطب برسد؟ این کانال‏ تصویرى باشد (تلویزیون) یا صوتى (رادیو) چاپى باشد یا الکترونیک،روزنامه باشد یا هفته نامه یا ماهنامه، کارکردهاى متفاوتى دارد. مثلاً چاپ‏ مقاله در روزنامه، کارکردهاى خبرى‏ ترى نسبت به هفته نامه و ماهنامه دارد،چرا که تاریخ مصرف آن روزانه است. لذا ایجاد جذابیت، رعایت ایجاز درمقاله‏ هاى روزنامه ‏اى ضرورت بیشترى پیدا مى‏ کند. رادیو و تلویزیون به‏ لحاظ استفاده از صوت و تصویر و شرایط شنیدارى – دیدارى و موقعیت‏ مخاطب و تأثیر لحن و گفتار و… شرایط متفاوتى از نوشتن را مى‏ طلبد.

رئوس طلایی نوشتن

حرفه نویسندگى و نجارى به نحو فریبنده‏اى ساده هستند. نجار باید با یک‏ نقشه شروع کند. نویسنده باید با یک ایده شروع کند. قبل از آنکه نخستین‏ تخته به دومین تخته میخ شود، یا نخستین کلمه به دومین کلمه وصل شود،باید یک نظر روشنى داشته باشیم که وقتى میخ زدن یا نوشتن تمام مى‏ شود، ماکجا خواهیم بود؟

نویسنده بعد از آنکه ایده‏اى را یافت، براى آنکه پس از نوشتن بداند، کجا ایستاده است. قبل از شروع باید به سه سوال عمده پاسخ گوید:

۱- چه مى‏ خواهم بگویم؟ (هدف پیام)

۲- براى چه کسى؟ (مخاطب پیام)

۳- از چه رسانه‏ اى؟ (کانال پیام)

این‏ها رئوس «مثلث طلایى نوشتن» را تشکیل مى ‏دهند و اگر نباشند و یانادیده گرفته شوند مقاله‏ى ما کارکردهاى خود را از دست خواهد داد.

  • هدف
  • کانال
  • مخاطب                        

هدف: شما همینطور سوار اتوبوس نمى ‏شوید به امید اینکه بعد متوجه ‏شوید کجا مى‏روید. باید حتماً قبل از حرکت، مقصد خاصى داشته باشید.مهمترین سوالى که هر نویسنده قبل از شروع به نوشتن، باید به آن پاسخ ‏دهد، هدف مقاله است؛ کجا قرار است بروم؟ چه مى‏خواهم بگویم؟ آیا به ‏چرایى رویدادى خواهم پرداخت؟ قرار است بر روى معضلى اجتماعى ‏انگشت بگذارم؟ چشم ‏انداز آینده تصمیم‏ گیرى دولت مردان را قرار است ‏روشن کنم؟

تحلیل و تفسیر یک اتفاق تاریخى مد نظر است؟ حتى ترجیحاً پیشنهاد مى‏ شود این هدف گذارى روى کاغذ آورده شود. مثلاً:

هدف اصلى: تأکید بر وجود مزایا و معایب رسانه‏ هاى الکترونیک ‏در مقایسه با روزنامه چاپى.

هدف اصلى: بررسى دلایل باخت تیم ملى امید در مقابل کره ‏جنوبى و انتقاد از مربى تیم.

طرح نقاط ضعف برنامه سوم توسعه.

حتى مى ‏توانیم نکته‏ هاى اصلى قابل طرح در مقاله را نیز مشخص کنیم. به‏ عبارتى محورهاى مقاله را تعیین کنیم. مثلاً درباره‏ ى روزنامه الکترونیک‏ بنویسیم:

– در روزنامه‏ ى الکترونیک بر عکس روزنامه چاپى ارتباط دوسویه است و مخاطب منفعل نیست.

– همانطور که رادیو تلویزیون نتوانست جاى روزنامه چاپى رابگیرد روزنامه الکترونیک نیز نخواهد توانست.

– ژورنالیسم در شکل اینترنتى به لحاظ حقوقى کمتر قابل کنترل است، لذا مسولیت پذیرى روزنامه چاپى را ندارد.

کانال: مقاله‏ ى ما از چه کانالى قرار است بدست مخاطب برسد؟ این کانال‏ تصویرى باشد (تلویزیون) یا صوتى (رادیو) چاپى باشد یا الکترونیک،روزنامه باشد یا هفته نامه یا ماهنامه، کارکردهاى متفاوتى دارد. مثلاً چاپ‏ مقاله در روزنامه، کارکردهاى خبرى‏ ترى نسبت به هفته نامه و ماهنامه دارد،چرا که تاریخ مصرف آن روزانه است. لذا ایجاد جذابیت، رعایت ایجاز درمقاله‏ هاى روزنامه ‏اى ضرورت بیشترى پیدا مى‏ کند. رادیو و تلویزیون به‏ لحاظ استفاده از صوت و تصویر و شرایط شنیدارى – دیدارى و موقعیت‏ مخاطب و تأثیر لحن و گفتار و… شرایط متفاوتى از نوشتن را مى‏ طلبد.

کلام در روزنامه‏ هاى سایبر کوتاهى و ایجاز بیشترى نسبت به ‏روزنامه‏ هاى چاپى لازم دارد. رسانه‏ ها به لحاظ خط مشى نیز مى‏ توانند ملاحظات مربوط به خود را به نویسنده تحمیل کنند. مثلاً نوشتن براى‏ روزنامه ‏اى که وزین‏تر مى ‏نویسد با یک روزنامه عامه پسند یا زرد شرایط جداگانه ‏اى تحمیل مى‏ کند.

مخاطب: مخاطبان مقاله‏ ى ما همواره با یک سوال مهم و جدى درگیرند؛خواندن این مقاله براى من چه سودى دارد؟ براى آنکه بتوانیم به این سوال ‏آنان پاسخى در خور بدهیم، باید به دو مساله توجه کنیم:

  •  محدوده نوشتارى ما نباید خیلى از حدود تجربیات آنان فراتر رود. به ‏عبارتى براى ایجاد ارتباط با آنان باید در تجربه هایشان شریک شویم.
  •  زبانى که انتخاب مى‏ کنیم باید زبانى متناسب با میزان درک و فهم ‏مخاطب باشد.

فرض کنید شما یک فوق متخصص زمین ‏شناسى هستید دو نفراز شما مى ‏پرسند مروارید چگونه ساخته مى ‏شود؟ یکى هم اتاقى ‏شما و دیگرى دختر ۹ ساله‏ ى خواهر شما است. به هم اتاقى ‏خودتان مى‏ گویید: هنگامى که هر عامل محرکى، مثل دانه ‏اى ‏ریگ داخل پوسته صدف مى ‏شود. صدف به طور خودکار ماده‏ اى ‏به نام صدف مروارید ترشح مى‏ کند. که اساساً از کربنات کلسیم ‏تشکیل شده و همان ماده ‏اى است که در پوسته صدف قرار دارد در رگه ‏هاى پیرامون منبع تحریک کننده جمع مى ‏شود تامروارید بسازد.

به دختر خواهر خود مى‏ گویید: فرض کن صدفى در کف اقیانوس ‏هستى. یک دانه ماسه به درون پوسته‏ ات راه پیدا کرده و ناراحتت مى‏کند. تصمیم مى ‏گیرى که از شر دانه ماسه خلاص ‏شوى، در نتیجه آن را با ماده‏اى به نام صدف مروارید مى‏ پوشانى.این پوشش دور تا دور دانه شن تشکیل مى‏ شود تا صدفى به ‏وجود آید.

توجه کنید! جابجایى این دو تعریف و نحوه‏ ى بیان آن براى هم اتاقى ‏غیر مفید و توهین‏ آمیز و براى دختر بچه‏ ى ۹ ساله ثقیل و غیر قابل فهم ‏است.

فرض دیگر اینکه قرار است شما براى یک روزنامه ورزشى مقاله‏ بنویسید روزنامه‏ هاى ورزشى در طبقه‏ بندى مخاطبان رسانه، در گروه ‏رسانه‏ هاى عامه پسند قرار مى‏ گیرند. لذا زبانى که انتخاب مى‏ کنید باید کاملاًساده و روشن باشد. به شروع این مقاله توجه کنید:

فوتبال هزار و یک رو دارد و براى آن که در عرصه پر هیاهوى آن‏ بر چسپ موفقیت را بدست آورى، باید نبوغى فطرى داشته ‏باشى و از فراخناى ذهن خویش نقشه‏ هاى موزون سر بلندى راصادر کنى و بر مدار تفکرات ناب رژه روى وگرنه ترنم غمگین‏ ناکامى بر آرزوهایت حاکم مى ‏شود و کوبه‏ هاى شکست پیش‏رویت قرار مى ‏گیرد.

این مقاله به همین شکل تا پایان ادامه مى ‏یابد و طبیعى است اگرچه قلمى‏ ادبى دارد نتواند با مخاطب ورزشى خوان ارتباطى منطقى برقرار کند.ترکیب‏ هاى نبوغى فطرى، فراخناى ذهن، ترنم غمگین؛ کوبه ‏هاى شکست و اگرچه‏بار معنایى دارد، لکن نویسنده باید بداند نثر ژورنالیستى اگرچه به قول مارکز«یک ژانر ادبى است» اما ادبیات نیست. باید به زبان مردم صحبت کرد.

دکتر احمد توکلی

ff

سلامدفتر مطالعات و  برنامه ریزی رسانه cjt