وبلاگ نویسی و روزنامه نگاری: آیا این دو با یکدیگر ارتباط دارند؟

وبلاگ نویسی و روزنامه نگاری: آیا این دو با یکدیگر ارتباط دارند؟



ما در حال ورود به عصر جدید دسترسی به اطلاعات و انتشار آن هستیم؛ استفاده از ابزارهایی که امکان انتشار اطلاعات را در اینترنت آسان کرده اند برای میلیون ها نفر حکم دستگاه چاپ را دارند. دستگاه چاپی که روی میز کار آن ها و حتی داخل جیب شان قرار می‌گیرد.

تا هنگامی که ما تفاوت بین گزارش نویسی آماتوری و انتشار شخصی اطلاعات را درک نکنیم و وبلاگ را به عنوان قالبی برای این فعالیت ها در نظر نگیریم نقش آن ها را در عرصه های روزنامه نگاری فرهنگ و جامعه به طور کامل درک نخواهیم کرد.

بگذارید با وبلاگ شروع کنیم. وبلاگ نوعی وب سایت است که دائماً به روز می شود و مطالب ثبت شده در آن با ترتیب زمانی معکوس (از حال به گذشته) در پی هم قرار گرفته اند.  به نحوی که مطالب جدید همواره در بالای صفحه و جلوتر از مطالب قدیمی  قرار می گیرند. وبلاگ های اولیه به مطالب خبری و صفحات وب (وب صفحه قابل گسترش اینترنتی است) خاص و انتخاب شده‌ای متصل (لینک) می شدند و معمولا اظهار نظر یا توصیفی موجز و کوتاه در ادامه مطالب مشاهده می‌شد. تهیه نرم افزاری که به کاربران این امکان را می‌داد تا مطالب خود را به سرعت در قالب های از پیش تعیین شده قرار دهند، منجر به رواج گسترده و فراگیر یادداشت نویسی در اینترنت شد.اما ترتیب زمانی معکوس همچنان بدون تغییر باقی ماند. ترتیب زمانی معکوس است که مشخص می‌کند یک صفحه اینترنتی وبلاگ محسوب می‌شود یا خیر. باید به خاطر داشت که قالب و فرم وبلاگ بر نرم افزار آن ارجحیت دارد.استفاده آسان و ساده از نرم افزار وبلاگ، امکان انتخاب سریع قالب را به شما می دهد.اما یک وبلاگ ممکن است بدون استفاده از این نرم افزار هم ساخته شود. وبلاگ احتمالا اولین شکل و قالب اصیل وب (صفحه قابل گسترش اینترنتی) محسوب می شود. واحد پایه ای وبلاگ مطلب ثبت شده است نه مقاله یا صفحه.وبلاگ نویسان متناسب با یک موضوع و در حد آن می نویسند و اگرچه مطالب وارد (پست) شده به صفحه به دنبال یکدیگر قرار می گیرند، هر کدام لینک جداگانه ای دارند.از این رو می توان به هر مطلب وارد (پست) شده به صورت جداگانه رجوع کرد.

متن فشرده (Hypertext) در وبلاگ نویسی اهمیتی بنیادین دارد.هنگامی که وبلاگ نویسان می خواهند به اطلاعاتی که به صورت آنلاین وجود دارد اشاره کنند به آن متصل(لینک)می شوند.متن فشرده به نویسنده اجازه می دهد که مطالب پیچیده را با استفاده از لینک گذاری و ارجاع به منابع اولیه بی شماری خلاصه کند و به صورت یک متن در آورد.از همه مهم تر لینک شفافیت و صراحتی را به مطلب می بخشد که در صفحه عادی امکان مشاهده آن غیر ممکن است.لینک به نویسنده اجازه می دهد که خواننده را مستقیما به هر منبع آنلاینی ارجاع دهد و وی را قادر سازد که  بفهمد آیا نویسنده مطلب مورد اشاره را به دقت ارائه یا حتی درک کرده است یا خیر. وبلاگ نویسانی که خواننده را به منبعی ارجاع می دهند اما آن را لینک نمی‌کنند، ممکن است افرادی فریبکار و دغل باز تلقی شوند چرا که  مخاطب در صورت دسترسی نیافتن به منابع ارجاعی احتمالا در صحت مطالب موجود در وبلاگ تردید خواهد کرد.

آیا وبلاگ شکلی از روزنامه نگاری است؟       

در این ادعای اولیه که “وبلاگ سبک جدیدی از روزنامه نگاری است” به تدریج تجدید نظر شده است و اینک موضوع به این شکل مطرح می شود که “برخی وبلاگ ها -حداقل گاهی اوقات- کار روزنامه نگاری انجام می دهند”. همچنان که علاقه مندان پرشور وبلاگ نویسی اینک می پذیرند که وبلاگ هایی که به ثبت خاطرات می پردازند، برای مراسم ازدواج برنامه ریزی می‌کنند یا به هماهنگ کردن گروه های کاری می پردازند، با هیچ تعریفی نمی توانند در حیطه روزنامه نگاری قرار گیرند. از این رو در هر بحثی درباره وبلاگ ها و روزنامه نگاری- نخستین پرسش این است که: کدام وبلاگ ها در حیطه روزنامه نگاری قرار می گیرند؟

چهار نوع وبلاگی که در این باره بیش از همه مورد اشاره و استناد قرار می گیرند عبارتند از:

۱٫وبلاگ هایی که توسط روزنامه نگاران نوشته می شوند.

۲٫وبلاگ هایی که توسط افراد حرفه ای و درباره حیطه کاری آنها نوشته می شوند.

۳٫وبلاگ هایی که توسط افراد مختلفی که در صحنه یک رویداد مهم قرار می گیرند نوشته می شوند.

۴٫وبلاگ هایی که بیشتر به اخبار مربوط به وقایع روزمره می پردازند.

وبلاگ هایی که تحت پوشش سازمان های خبری قرار دارند چنان چه معیارها و استانداردهای سازمان متبوع خود را رعایت کنند قطعاً در حیطه روزنامه نگاری قرار می گیرند. هر چند برخی افراد استدلال می کنند که سایت های مستقلی که توسط روزنامه نگاران اداره می شوند،  نیز خود به خود در این چارچوب قرار می‌گیرند؛ به این دلیل ساده که نویسندگان آن ها خود روزنامه نگارند. اما در واقع وبلاگی که توسط یک روزنامه نگار نوشته می شود لزوماً در حیطه روزنامه نگاری قرار نمی گیرد همانطور که یک رمان (novel)  نوشته شده توسط یک روزنامه نگار کار روزنامه نگاری محسوب نمی شود. در این عرصه، خود نوشته و اثر است که مولف خود را معرفی می کند نه هیچ وسیله دیگری. مورد «جیسون بلر» که اخیراً به خاطر گزارش های ساختگی خود از نیویورک تایمز اخراج شد نشان می دهد که هر چقدر هم که یک روزنامه نگار پر آوازه و مرتبط با یک سازمان خبری معتبر باشد، روزنامه نگاری فقط بر اساس اصول و معیارهای پذیرفته شده کاملاً مشخصی تعریف می شود نه بر اساس عنوان یا موقعیت حرفه ای یک فرد.

به باور برخی افراد که از قرار گرفتن وبلاگ ها در حیطه روزنامه نگاری حمایت می کنند وبلاگ هایی که توسط افراد حرفه ای  درباره حیطه کاری شان نوشته می شوند، تضمین کننده آینده روزنامه نگاری تجاری  خواهد بود. آنان استدلال می کنند  در حالی که گزارشگران هنگام ارائه یک گزارش پیچیده تمایل دارند که تنها به چند منبع خبری انگشت شمار اشاره کنند، وبلاگ هایی که توسط افراد حرفه ای درباره حیطه کاری شان نوشته می شود، طبعاً ارائه کننده روایت و گزارش کامل تری از اخبار مربوط به حیطه کاری آن هاست، اما کسانی که نماینده درک عمومی از یک موضوع می باشند- مانند حرفه ای های شاغل در یک حیطه- افرادی می باشند که  ما می توانیم برای رسیدن به یک چشم انداز و درک بی‌طرفانه از موضوع به آنان اعتماد کنیم. اظهارات چنین افرادی که توام با صداقت است، می‌تواند منبع مهمی از اطلاعات دقیق، نکات حساس و ظریف و تحلیل های آگاهانه باشد، هرچند این اظهارات هیچ گاه جای مهارت و اختیارات حرفه ای یک روزنامه نگار را برای گرد آوردن یک گزارش منصفانه، دقیق و کامل نمی گیرد.گزارشی که می تواند برای عموم مخاطبان قابل درک و فهم باشد.

در این حال گزارش های شخصی دردسر سازترند: آیا گزارش شاهد عینی یک ماجرا در حیطه روزنامه نگاری قرار می‌گیرد و اگر چنین است در چه مواقعی؟ آیا این موضوع به نوع واقعه گزارش شده بستگی دارد؟ آیا ارزش چنین گزارشی به خاطر ناتوانی افراد دیگر در تهیه روایت پیچیده تری از واقعه مورد نظر است؟ یا به مهارت و یا آموزش فرد برای گزارش نویسی ارتباط دارد؟ معیارهایی که تعیین می کنند یک جمع آوری شخصی اطلاعات می تواند در حیطه گزارش های روزنامه نگاری قرار گیرد، بر حسب موقعیت های مختلف متفاوتند.

این موضوع به سایت هایی که برای انعکاس وقایع روزمره از طریق لینک به یکدیگر مرتبط می شوند، بستگی دارد. قطعاً بین فعالیت چنین وبلاگ هایی با اقدامات روزنامه ها یا خبرگزاری ها برای ارائه گزارش های حرفه ای شباهت هایی وجود دارد.درست همان طور که سردبیر یک روزنامه تشخیص می دهد چه گزارش هایی باید انتخاب و منتشر شوند، نویسنده یک وبلاگ نیز گزارش هایی را که باید لینک شوند مشخص می کند.هرچند وبلاگ نویسان هرگز در موقعیتی قرار ندارند که تعیین کنند چه وقایعی باید گزارش شوند و درست همان طور که ستون نویسان از گزارش های خبری به عنوان سکوی پرتابی برای ارائه تحلیل ها و تفسیر های خود درباره وقایع استفاده می کنند، وبلاگ نویسان نیز بسیار خوشحال می شوند که به شما بگویند درباره وقایعی که به آن ها لینک شده اند چه نظری دارند.

اما آیا وبلاگ نویسی شکل جدیدی از روزنامه نگاری محسوب می شود؟

در واقع چنین نیست. اگر من به یک مقاله خبری گزارش شده توسط فرد دیگری متصل(لینک) شوم و نظرم را درباره آن بیان کنم کار روزنامه نگاری انجام نداده ام، من در حال انجام کاری شبیه کار آب سرد کن بوده ام.هنگامی که برای اظهار نظر درباره موضوعی به جستجوی اطلاعات تکمیلی در شبکه می پردازم- با تحقیق سر و کار دارم نه با روزنامه نگاری، ممکن است گزارشگران هنگام نوشتن به همین شکل به تحقیق بپردازند، اما تحقیق به تنهایی یک فعالیت روزنامه نگاری محسوب نمی شود.وبلاگ نویسان ممکن است اظهار نظرات خوانندگان را به عنوان منبع اطلاعات درباره موضوعی که آن را در وبلاگ ثبت کرده اند در نظر بگیرند اما این اظهار نظرات حکم نامه هایی را دارند که سردبیر یک روزنامه دریافت می کند و گزارش محسوب نمی شوند.

از نظر من گسترش وسیع وبلاگ ها به معنای برخاستن نخستین  موج در عصر انتشار مطالب شخصی به صورت آنلاین است. همچنان که نرم افزار وبلاگ به سوی نرم افزار مدیریت محتوا و مضمون اطلاعات تکامل می یابد، باید منتظر افزایش قریب الوقوع سایت های انتشار آنلاین اطلاعات بود، که بسیاری از آن ها به جای آن که مرتباً به روز شوند، گاه و بیگاه به روز خواهند شد. چنان چه این سایت های انتشار اطلاعات از وبلاگ ها استفاده کنند، این وبلاگ ها بیشتر به عنوان فهرستی مشروح از مطالب خواهند بود تا آن که مرکز و  کانون سایت محسوب شوند.

گزارشگری آماتور با توجه به گسترش دستگاه‌های موبایل که می توانند متن و عکس را بطور مستقیم در سایت ثبت کنند، بیش از پیش فراگیر خواهد شد. استفاده از تلفن همراه گسترش خواهد یافت، هر چند بخش اندکی از اطلاعات به دست آمده توسط آن ها به صورت وسیع استفاده خواهد شد که تا حدی به خاطر حجم انبوه اطلاعات به دست آمده از طریق آن هاست. چنین اطلاعاتی تنها در صورتی به صورت وسیع منتشر می شوند که همانند فیلم ویدیویی ضرب و شتم رادنی کینگ [۱] (Radni king)  و حوادث پس از آن مهم باشند.

وبلاگ ها بدون هیچ تردیدی در روزنامه نگاری مورد استفاده قرار خواهند گرفت، اما بیشتر وبلاگ نویسان همچنان رویه ای کاملاً متفاوت با روزنامه نگاران خواهند داشت. استفاده از معیارهای روزنامه نگاری برای وبلاگ نویسانی که وقت کافی یا منابع لازم را برای ارائه گزارش های خبری در اختیار ندارند، غیر واقع بینانه است. من در کتابم، با عنوان «راهنمای وبلاگ» آگاهانه استفاده وبلاگ نویسان را از معیارهای روزنامه نگاری که شامل بی طرفی و دقت است – به جای حفظ شفافیت کار خود (که معیار اخلاقی وبلاگ نویسی است) – رد کرده‌ام. ما به عنوان دست اندرکاران رسانه های گروهی با فعالیت در عرصه حیطه هایی خارج از رسانه های غالب و مسلط، قدرتمندتر و کارآمدتر خواهیم شد. بهتر است به جای آن که تلاش کنیم اهداف موسسه متبوع خودمان را منعکس کنیم  برای تحلیل و تکمیل گزارش هایمان تلاش کنیم.

نویسنده: ربکا بلاد روزنامه نگار و مولف کتاب « راهنمای وبلاگ» است. آدرس وبلاگ او  www.rebeccablood.net  است.

ترجمه: محمد خطیبی

منابع:

Blood, Rebecca(2003) Weblogs and journalism: Do they connect? ” in nieman Report. Vol 57. n 3. Accessed from:

 http://www.nieman.harvard.edu/reports/03-3NRfall/61-63V57N3.pdf

توضیحات:

[۱] در بهار سال ۱۹۹۲ ضرب و شتم رادنی کینگ ((Radni king  راننده متخلف یک کامیون در ساعات بعد از نیمه شب در خیابانی در لس آنجلس توسط پلیس منجر به آشوبی فراگیر و بی سابقه شد. رادنی کینگ که با سرعت غیر مجاز کامیون خود را در خیابان ها می راند به دستور ایست پلیس بی توجهی کرد و پس از متوقف شدن مورد ضرب و شتم آنان قرار گرفت. این حادثه توسط فردی در محل به صورت مخفیانه و با یک دوربین ویدیویی ضبط و به سرعت منتشر شد. انتشار این فیلم کوتاه آتشی بود بر باروت خشم و یاس فرو خورده سیاه پوستانی که از موقعیت اجتماعی پایین خود ناراضی بودند. به مدت چند روز لس آنجلس در آتش خشم نفرت های قومی می سوخت و میلیاردها دلار کالا از مغازه ها و مراکز تجاری غارت شد تا آن که بنا به دستور بی سابقه جرج بوش پدر رئیس جمهور وقت آمریکا ارتش این کشور وارد محدوده لس آنجلس شد و شورش فرو خوابید.

 

ff

سلامدفتر مطالعات و  برنامه ریزی رسانه cjt