عملیات روانی انگلیس در مجاورت ایران

عملیات روانی انگلیس در مجاورت ایران



دنیای عملیات روانی به طور سنتی مرموز و پنهانی بوده است. در مجاورت ایران گروه پانزده عملیات روانی ارتش انگلیس مشغول کار است.این اولین بار است که امکان فیلم‌برداری از داخل این پایگاه فراهم شده است.

عملیات روانی انگلیس

به گزارش جنگ نرم و عملیات روانی؛ بی بی سی به تازگی به بررسی عملیات روانی ارتش انگلیس در افغانستان پرداخته است.در این گزارش آمده است : به دنیای عملیات روانی و رادیو تمدن خوش آمدید.مزایا و معایب کاشت خشخاش نمی‌تواند از جمله موضوعات معمول برنامه ارتباط مستقیم رادیویی محسوب شود؛ ولی این قضیه در مورد رادیو تمدن متفاوت است.

در هلمند، مجری آخرین موسیقی افغان را قبل از دعوت شنوندگان به برنامه ارتباط مستقیم – با طرح نظرات درباره موضوعات مختلفی از کشاورزی و بهداشت منطقه گرفته تا سیاستمداران و حکومت – پخش می‌کند.

درخواست آهنگ می‌تواند به صندوق پستی واقع در ورودی پایگاه نظامی ارسال شود و شنوندگان در صورت قطع برنامه، سریعا اعتراض می‌کنند.

دنیای عملیات روانی به طور سنتی مرموز و پنهانی بوده است. برخی آن را تبلیغات و پروپاگاندا می‌دانند؛ اگرچه چنین تعریفی را کنشگران فعلی در ارتش انگلستان رد می‌کنند.ولی برای نخستین بار، با تعلق گرفتن جایزه شمشیر صلح فیرمین به گروه پانزده عملیات روانی ارتش انگلستان پرده‌ها کمی کنار رفته است.

این جایزه به خاطر راه اندازی هفت ایستگاه رادیویی در ولایت هلمند طی شش سال گذشته با هدف تشویق جامعه مدنی در افغانستان – جایی که بیش از ۸۰ درصد مردم سواد خواندن و نوشتن ندارند – به این گروه‌ اهدا شد.

استیو تاتهام، فرمانده این واحد می‌گوید: عملیات روانی، تماما درباره ارتباط با مردمی است که در صحنه نبرد و یا پیرامون آن حضور دارند و معمولا از آنچه در جریان است مطلع نمی‌شوند.

وی می‌افزاید: بیشتر فعالیت ما در ولایت هلمند، صحبت با افغان‌ها و توضیح و تشویق آنها برای پیوستن به گفتگو پیرامون وقایع کشورشان است.

هرچند این فرمانده نظامی تصریح می‌کند که مردم محلی از اداره رادیو تمدن توسط نیروهای نظامی بین‌المللی در هلمند مطلع‌اند، ولی اصرار دارد که دانستن این قضیه آنها را از گوش کردن به این رادیو باز نمی‌دارد.

تماس‌های مستقیم از سوی طالبان

تاتهام خاطرنشان می‌سازد:”در واقع، گروه طالبان گهگاه با ما تماس گرفته و ما با آنها وارد بحث می‌شویم. از این رو، ایده قدیمی ایستگاه رادیوی تبلیغاتی در این جا کاربردی ندارد، چرا که مباحثه‌ای آزاد و منصفانه در جریان است.”

بدین ترتیب گروه طالبان برای مطرح کردن چه موضوعاتی تماس می‌گیرد؟

– این گروه با ما تماس می‌گیرد و به گفتگو درباره موضوعات اعتراض کرده و تهدیداتی غیرمستقیم – و یا حتی صریح‌تر – را مطرح می‌سازد.

“اغلب، این گروه با مردم وارد بحث مستقیم می‌شود؛ این بحث‌ها بسیار مفید است، چرا که سریعا حماقت آنها آشکار می‌شود. آنها نیز اهداف خود را دنبال می‌کنند.”

در این جدال کلمات، طالبان نیز ایستگاه‌های رادیویی خودش را در هلمند و سایر نقاط راه‌اندازی کرده است، اگرچه بیشتر این ایستگاه‌ها سخنرانی‌ پخش می‌کند و برنامه‌های آن عمدتا شامل موعظه‌ها و یا ادعیه‌ مذهبی است.

گروه طالبان، فعالیت‌ خود را عملیات روانی نمی‌خواند ولی شورش در افغانستان از روش‌های خاص خود برای نفوذ در مردم استفاده می‌کند؛ مانند: تدارک حکومت سایه، ارائه آهنگ‌های مخصوص طالبان برای گوشی‌های موبایل و ارسال شب‌نامه‌های تهدید‌آمیز که در آن از مردم خواسته شده تا از دولت افغانستان یا نیروهای خارجی حمایت نکنند.

برای گروه پانزده عملیات روانی ارتش انگلستان، این رویکردی تقریبا متفاوت است و این گروه عقیده دارد که آنچه تولید می‌کند می‌بایست هم مرتبط و هم قابل اعتماد باشد: موردی که با تعریف سنتی عملیات روانی در ایالات متحده و در اینترنت – جایی که تئوری‌های توطئه به وفور یافت می‌شود – کاملا در تضاد است.

گروه عملیات روانی فعالیت خود را درباره تشویق و ترغیب تغییرات رفتاری تعریف می‌کند؛ در حالی که توصیف عملیات روانی از منظر نظامی عبارت است از: راهی برای وادار ساختن دشمن یا دیگر مخاطبین مورد نظر به تفکر و عمل در راستای منافع کنشگران.

سرگرد گما وینترتون، سی ساله از نیروهای ذخیره نیروی دریایی سلطنتی که به تازگی از خدمت شش ماهه در این گروه در هلمند بازگشته، اداره رادیو تمدن را در کنار تهیه اعلامیه‌ها برعهده داشته است.

وی عقیده دارد: هرچند ما روانشناس نیستیم، ولی عملیات روانی درباره درک افراد و رفتارها است. برای مثال، عملیات مربوط به اعلامیه‌ها برای آموزش مردم هلمند – از جمله کودکان – تهیه شده تا قطعات شدیدا انفجاری را از زمین درنیاورند، چرا که این قضیه به طور جدی در آنجا مطرح است.

ولی برای سرگرد وینترتون، موثرترین ابزار دسترسی به شهروندان افغان اسیر میان نیروهای شورشی و نیروهای خارجی رادیوست:

رادیو در هلمند بی‌اندازه مهم است و ارتباط کلامی از جمله موثرترین اشکال ارتباط است. این ایستگاه به شدت متفاوت است، تاحدی مانند ترکیبی از رادیوی یک و رادیوی شماره چهار بی‌بی‌سی، موسیقی پاپ، ارتباط مستقیم و بحث و مناظره.

شاید این مسئله تعجب‌آور باشد که مخاطبان با این که می‌دانند طالبان نیز ممکن است صحبت‌های آنها را شنود کند، هیچ واهمه‌ای از ارتباط مستقیم ندارند.

وی می‌افزاید: البته این رادیو مشخصات افراد را فاش نمی‌کند:

این امر اجازه می‌دهد تا افراد نظرات خود را مطرح کنند و این برنامه بیشتر گفتگوی خود افغانها با یکدیگر است. ما تنها آن را به آرامی هدایت می‌کنیم؛ ولی تبلیغات یا پروپاگاندا اصطلاحی قدیمی و منسوخ است و این تعریف از آن، مدنظر ما نیست. عملیات روانی مورد اعتماد بوده و مانند الزاماتی که در تبلیغات مطرح است، شرارت‌آمیز نیست.

کرون لیونز، کاپیتان ارتشی به تازگی از فعالیت در این تیم از هلمند بازگشته است. وی برای اولین بار در عراق در عملیات روانی شرکت جست. عملیات روانی را او اینچنین توضیح می‌دهد:

[عملیات روانی] راهی برای ایجاد تغییرات رفتاری است؛ برای مثال، ترغیب هرچه بیشتر افراد برای پیوستن به شوراها در افغانستان و پشتیبانی از عملیات نظامی.

من زمان زیادی را در زمینه طراحی تاثیر اطلاعاتی برای عملیات نظامی در مقیاس وسیع – به منظور آگاه ساختن مردم محلی از فعالیت نیروهای خارجی و آنچه که نیروهای افغان انجام می‌دهند- صرف کرده‌ام.

اما چنانچه هدف، متقاعد ساختن افراد با استفاده از واژه‌ها به جای استفاده از بمب یا فشنگ است، این واحد چگونه می‌تواند از میزان تاثیر فعالیت خود باخبر شود؟ کاپیتان لیونز پیچیده بودن این مسئله را می‌پذیرد:

در برخی حوزه‌ها، این امر آسان‌تر است. برای مثال، در عملیات ما پیرامون ادوات انفجاری بهینه شده، شمار افرادی که آنها را از زمین در می‌آوردند، به طور قابل ملاحظه‌ای کاهش پیدا کرد و بدین‌ترتیب تعداد کمتری از مردم مجروح شدند.

استیو تاتهام، فرماندهی گروه پانزده عملیات روانی ارتش انگلستان را طی دو سال و نیم گذشته برعهده داشته است. وی به این نکته اشاره می‌کند در حالی که بیشتر نیروهای مسلح با کاهش نفرات خود مواجه‌اند، به خاطر تاکید بیشتر ارتش انگلستان بر روش‌های نامحسوس برای پیشگیری از درگیری و – به هنگام مواجهه با شورش- استفاده از مفاهمه و متقاعد ساختن طرف مقابل در کنار به کار گرفتن تسلیحات مرسوم، ظرفیت واحد وی افزایش یافته است:

فکر می‌کنم که پس از جنگ عراق و افغانستان ما به این درک رسیدیم که از بعد انسانی عملیاتی که در آن شرکت داشتیم، غافل بوده‌ایم.

“[از این رو] ما به طور گسترده‌ای در زمینه درک مردم محلی و انگیزه‌های آنان کار می‌کنیم.”

وی همچنان تاکید دارد که عملیات روانی ارتش انگلستان شامل تبلیغات و پروپاگاندا نیست:

من واقعا از این کلمه متنفرم. اصطلاح تبلیغات در مورد رژیم‌های خودکامه غیرقابل اعتماد در گذشته به کار می‌رود که از رسانه‌ها برای اهداف فریبکارانه خود استفاده می‌کردند.

“خاستگاه عملیات روانی این نیست. افراد زیادی را در اینترنت می‌شناسم که تبلیغات را با عملیات روانی یکی می‌دانند. ولی هرآنچه ما انجام می‌دهیم کاملا قابل قبول و قابل اعتماد است. این مسئله ارزش زیادی دارد. دروغ همیشه مشخص می‌شود.”

ولی تاتهام می‌پذیرد که این موضوع تا حدی معلول تصویر ذهنی دیگران از عملیات روانی است، دست کم پس از نمایش فیلمی هالیوودی که بر اقدامات ارتش ایالات متحده برای مهار پدیده‌های نامتعارف در راستای تاثیرات نظامی تمرکز داشت:

من فکر نمی‌کنم که عنوان عملیات روانی یا هالیوود کمک کننده باشد. انبوهی از فیلم‌ها وجود دارد که ما را در حال انجام کارهایی غیرواقعی نشان می‌دهد، مانند فیلم مردانی که به بزها خیره می‌شوند.

در این فیلم، ایده خیره شدن به یک بز تا مرگ آن – به واسطه مهار قدرت فکر – نشان داده می‌شود. شاید تعجب‌آور نباشد چنانچه بزها همکاری نکنند. آیا می‌شود نتیجه‌گیری کرد که کارشناسان عملیات روانی تاتهام نیز در چنین طرح‌های مشابهی کار کرده‌اند؟

– شاید ما در گذشته کارهای غیر معمولی کرده باشیم ولی صراحتا به شما اطمینان می‌دهم که این فعالیت‌ها هیچ وقت شامل نگاه کردن به بز یا رد شدن از دیوار نبوده است.

در ادامه شاهد ترجمه گزارش بی بی سی از مقر گروه ۱۵ عملیات روانی انگلیس خواهید بود.

ما به داخل پایگاه چیک‌سند آمده‌ایم که میزبان ۱۵ گروه عملیات روانی از سال ۱۹۹۸ است. این اولین بار است که امکان فیلم‌برداری از داخل این پایگاه فراهم شده است. ما از نزدیک با استیو تاتهام، فرمانده این گروه گفتگو می‌کنیم.

این استودیو رادیویی به چه منظوری ساخته شده است؟

– این جا تاسیسات تولید رادیویی ما است و هفت ایستگاه رادیویی پخش برنامه در افغانستان و ولایت هلمند در آن استقرار دارد و به همین خاطر جایزه شمشیر صلح فیرمین در سال ۲۰۱۱ بدان تعلق گرفته است.

این مجموعه چه هدفی را دنبال می‌کند؟

– ما از آن برای ارتباط با مردم محلی، مطلع ساختن آنها از وقایع، بحث و تبادل‌نظر و تشویق جامعه مدنی [افغانستان] استفاده می‌کنیم و مشخصا ایستگاه‌های رادیویی در این مورد نقش کلیدی برعهده دارد.

نگاه کن، این دستگاه مانند یک رادیو است؟

– درسته! این دستگاه شبیه رادیو ساخته شده و به آسانی قابل حمل بوده و تجهیزات لازم در آن تعبیه شده است؛ به طوری که از توانایی پخش برنامه‌های رادیویی برای درصد زیادی از جمعیت ولایت هلمند برخوردار است.

به نظر می‌رسد که این برنامه بدون استفاده از تجهیزات نظامی، سعی در نفوذ بر رفتار مردم افغانستان و آگاه ساختن آنها دارد؟

– بله درست است. درصد بالایی از فعالیت ما، آگاه ساختن مردم افغانستان از آن چیزی است که واقعا در جریان است – چرا که در صحنه درگیری، تعداد اندکی از مردم حاضرند – و … البته جلوگیری از پیوستن آنها به شورش‌ها و یا پشتیبانی از طالبان است.

این پوستر‌ها به چه منظوری تهیه شده است؟

– ما انواع مختلفی از پوسترها و اعلامیه‌ها- که از طریق هواپیما پخش می‌شود – را طراحی کرده‌ایم. برای مثال این پوستر افغان‌ها را تشویق می‌کند که در صورت مشاهده هرگونه مورد یا رفتار مشکوک در اماکن محلی آن را به شماره تلفن ۱۱۰ اطلاع دهند یا این پوستر که پلیس ملی افغانستان را در حال تعامل با مردم نشان می‌دهد و هدف آن ایجاد اعتماد میان آنهاست و یا این پوستر که ما آن را به تازگی برای کودکان طراحی کرده‌ایم و آنها را در درگیری‌ها و فرآیند طولانی استقرار قانون در افغانستان به صبر دعوت می‌کند.

موفقیت آن را تا چه میزان ارزیابی می‌کنید؟

– این اقدامات فوق‌العاده موثر بوده است. از آنجایی که ظرفیت پانزده گروه عملیات روانی افزایش یافته و قرار است که تا سال ۲۰۲۰ نیروهای ما از افغانستان خارج شود، چنین اقدامی موجب موفقیت ما درافغانستان است. ما همچنین می‌دانیم که افراد زیادی با این رادیوها تماس گرفته، به بحث و تبادل نظر پرداخته و این برنامه‌های رادیویی در افغانستان پرطرفدار است.

منبع :مشرق

ff

سلامدفتر مطالعات و  برنامه ریزی رسانه cjt