استانداردهای خبر

استانداردهای خبر



مقاله حاضر با عنوان «استانداردهای خبر» نوشته “Hazel Dichen-Garca” برگرفته از «دایره المعارف بین المللی ارتباطات» می­باشد. در این دایره المعارف واژگان تخصصی ارتباطات به صورت یک مقاله کوتاه از نویسندگان ممتاز علوم ارتباطات و مطالعات رسانه گردآوری شده است. «دایره المعارف بین المللی ارتباطات» منبع تخصصی مناسبی برای دانش­آموختگان و دانشجویان علوم ارتباطات و مطالعات رسانه می­باشد.

«استانداردهای خبر» اشاره ضمنی به کیفیت هنجاری نظیر صحّت و شایستگی می­کند، با این حال این واژه به طور خاص به معنای شیوه جمع آوری اطلاعات، تبدیل به گزارش­های خبری و چگونگی ارائه آنها می­باشد (Dichen-Garcia 1989). برای مثال «عینیت» شامل شش استاندارد، واقعیت­ تأییدشده، انصاف، عدم سوگیری، استقلال، عدم تفسیر و بی­طرفی می­باشد

( Ward 2004) .روزنامه­نگاران استانداردها را برای کسب اعتبار در جامعه توسعه می­دهند و استانداردها در زمان و مکان تغییر می­کند. برای مثال در فرایند صنعتی شدن قرن نوزدهم، استانداردهای خبری ایالات متحده از مطبوعات «متعصبانه» به «واقعه­محور» و به «تجاری» تغییر شکل یافت. استاندارد های خبری در روزنامه­نگاری متعصّبانه که توجه کمی به «صحّت» و «تعادل» اخبار داشت، با گذار از جامعه تولیدی به جامعه مصرفی برجسته­تر شده است.

هژمونی غربی، استانداردهای خبری را همپای ظهور سرمایه داری و افزایش طبقه متوسط، توسعه می­دهد(Smith 1978, 1979)   نیاز به عرضه اخبار به طور سودمند مستلزم کیفیتی است که مردم عامه از آن استقبال کنند و سرمایه­گذارها استانداردها را به مثابه پیوندی برای احزاب سیاسی ضعیف تغییر شکل می­دادند. حدود سال ۱۹۰۰ روزنامه­نگاری غربی بیشتر به سمت ساختاریابی سوق داده شد تا ثبت واقعیت که در نتیجه آن موجب شکل گیری سیاست خیالی شد و تأکید بر عینیت می کرد.

مطبوعات چه در خدمت حکومت باشد، چه عموم مردم ،اساساً بر استانداردهای خبری تأثیر می گذارد. تاریخ گواهی می دهد که در گذشته به ویژه در جوامع اقتدارگرا، مطبوعات بیشتر به رویه چاپ توجه نشان می­دادند تا استانداردهای خبری،

(Siebert 1965,  Martin 1969) زیرا حکمرانان از پایداری و کشش مطبوعات هراس داشتند. آزادی مطبوعات، دولت فرانسه تا اواخر ۱۷۶۰ ناشران منتقد مذهب و حکومت را اعدام ­کرد، دولت انگلستان از طریق توهین به قوانین و فشار بر مطبوعات پروانه دار (Levy 1963) تا حداقل اواخر سال ۱۸۴۵ و نیز کنترل بر گزارش پارلمان و نظارت بر روزنامه­نگاری تا مدت­های پس از آن استانداردهای خبری استعماری را شکل می­داد. در جوامع باز، هنجارها و بازار استانداردهای خبری را شکل می­داد هر چند قوانین توهین، هرزگی و تجاوز به حریم را منع کرده بود.

اطلاعات کمی در مورد روزنامه­نگاری در تغییرات فراملّی نظیر صنعتی­شدن، توسعه سرمایه­داری، رشد امپریالیسم و جهانی­شدن شناخته شده است (Chapman 2005) و حتی خیلی کمتر در مورد استاندارددهای خبری در میان ملل و زمان شناخته­ شده است. سواد پایین [مردم] و مقاومت[دولت] سیستم چاپ را در بعضی از کشورهای غیرغربی به تأخیر انداخت(Briggs & Burke 2005). برای مثال در روسیه انبوهِ مردم مطبوعات را تخریب کردند یا در ترکیه با ناشران مقالات مذهبی مانند گناهکار رفتار می­کردند امّا در شرق، حدودِ سال ۱۹۰۰، خوانندگان دریافتشان را به عنوان مخاطبین اخبار توسعه دادند و روزنامه نگاری پس از آن [در شرق] به پیروی از الگوی غربی توسعه یافت.

احتمالاً استانداردهای خبری همیشه وجود داشته است، قبل از اینکه چاپ در اروپا شروع شود، مسافران و پیک­ها اخبار را همراه با تجارت و پست منتقل می کردند ازآنجاکه اطلاعات شفاهی سیال است احتمالاً این موضوع در ارتباط با «صحّت» مطرح شده است. استاندارد دیگر «واقعیت تأییدشده» است که در هزار سال قبل ازمیلاد مسیح پدیدار ­شد؛ زمانی که پیام رسانان شایعات را نیز هنگام خلاصه­سازی به مصوبات مجلس سنای روم اضافه می نمودند.

شرایط ضروری برای روزنامه­نگاران در حدود سال ۱۶۰۰ فراهم شد و خبرنویسی چندی بعد یک شغل تمام وقت شد. با این حال هیچ ابزار واقعیت سنجی وجود نداشت و روزنامه­نگاران نمی­توانستند «صحّت خبر» را تضمین کنند. تا اواخر۱۷۰۰، روزنامه­نگاران عموماً به جز اخبار پارلمان شاهد حضور هیچ خبری نبودند، جایی که گزارش­ها به ظاهر «صحیح» و «بی­طرف» می­مد. در حالیکه گزارشگران حس خدمت به خوانندگان می­داد. تقریباً در سال ۱۷۵۰ منتقدین انگلیسی حداقل پنج استاندارد خبری را در کسب «اعتماد» و «شایستگی» به دور از فحاشی، تهمت یا مهارت­فروشی به احزاب سیاسی مطرح کردند.

مناقشات سیاسی، استاندارددها را در دوره متعصبانه شکل دادند که در بیشتر نقاط جهان اتفاق افتاد. برای مثال «بیطرفی» قبل از جنگ داخلی انگلستان معنایش این بود که روزنامه نگاران سیاسی برداشت متفاوتی داشتند و هیچ هزینه­ای برای عمومی­سازی آنها دریافت نمی­کردند. در نهایت سال ۱۸۶۱ مالیات روزنامه آزاد شد و روزنامه­نگاران انگلیسی از تعهدات سیاسی رها شدند و مردم روزنامه­ها را برای ابراز عقیده می­خواندند تا اینکه دکترین حقایق محض اسمیت در سال ۱۹۷۸ ارائه گردید.

در این چارچوب استانداردهای خبری؛ به طور فرامرزی در جریان بود. بعداز اینکه یک تاجر انگلیسی در سال ۱۴۷۹ نشریه­ای از اروپا وارد کرد و بر روزنامه­نگاران بریتانیایی تأثیر گذاشت که این تأثیر به خوبی تا قرن ۱۹ حکمفرما بود. استعمارگران آمریکایی، روزنامه­های لندنی را به عنوان الگو بردند و به سبک گزارشگری باو استرت تقلید کردند (Mott 1950). مجلات ارزان انگلستان در سال ۱۸۳۰ الگویی برای آمریکا فراهم کرد، روزنامه­ها نظام تقسیم کار انگلیسی را اخذ کردند(Hudson 1968). ،در سال ۱۸۴۰ روزنامه ای به زبان ترکی، سال ۱۸۶۱ روزنامه ای به ژاپنی و در قرن ۱۹ یک نشریه دوره­ای در چین تأسیس شد. در واقع چین اولین کشوری بود که چاپ و مجموعه اخبار ارتباطی را توسعه داد. تا اینکه در ۱۸۶۰ ژاپن مدل غربی را اقتباس کرد و چینی­ها برای افزایش تعداد تحصیل­کرده­گان خود را برای آموزش روزنامه­نگاری غربی به ژاپن فرستاد(Zhang 2006).

در این میان استانداردهای خبری مشتری­مداری ایالات متحده بعد از جنگ داخلی وآغاز صنعتی ­شدن  به انگلستان و اروپا گسترش یافت. «ماتِو آرنولد» اصطلاح روزنامه نگاری جدید را در سال ۱۸۸۷ ابداع کرد که دلالت بر استانداردهایی نظیر «پرشور»، «مهیج» و «گزارشگرمحور» داشت بازارهای رقابتی را شکل­می­داد(Marzolf 1980). سردبیر مجله پال مال لندن (Pall Mall Gazette) از سال ۱۸۸۱ و بنیانگذار آمریکایی لُ متَ (Le Matin) در پاریس در سال ۱۸۸۳ از مدل آمریکایی استفاده می کردند. استانداردهای آمریکایی بر روی روزنامه­نگاری چین در دهه­های بعد از ۱۹۹۰ تاثیر گذاشت، به طوری که دانش آموختگان چینی که بعد از تحصیل از آمریکا برمی­گشتند­ و همچنین روزنامه­نگاران و دانش­آموختگان آمریکایی که در چین کار کردند از این روش استفاده می کردند. این درحالی است که استانداردهای خبری احتمالاً در مرزهای ملی با هنجارهای فرهنگی بومی ترکیب می­شد.

می­توان گفت استانداردهای خبری تحت شرایط همگرایی توسعه­نیافته باقی ماند. زمانی که واقعیت­سنجی وجود ندارد و خبرنگاران ناشناخته می باشند، موضوعات قدیمی با ضرورت جدید دوباره ظاهر می­شوند.گر چه دنیل­دفو یک روزنامه نگار نبود،اما او درباره وقایعی می­نوشت که هرگز ندیده بود، پس تعیین اینکه چه کسی در شبکه اینترنت روزنامه­نگار است ادله­های زیادی برای استانداردهای خبری دارد.

* The International Encyclopedia of Communication, Volume 5, p.4817

مترجم: مهدی شهبازی

ff

سلامدفتر مطالعات و  برنامه ریزی رسانه cjt