سرمایه اجتماعی و ارتباطات

سرمایه اجتماعی و ارتباطات



زندگى ماشینى که همواره رو به گسترش و فراگیرى است، مسبب اصلى کاهش روابط اجتماعى و درنتیجه افول مناسبات انسانى و روابط میان‌فردى انسان‌هاست. به دلیل این‌گونه زندگى، خدمات و بهره‌مندى‌هاى عمومى و رفاه جمعى نیز کاهش یافته است؛ چرا که دنیاى امروز به سوى کاهش پیوندهاى اجتماعى حرکت مى‌کند.

بهترین چاره براى تقویت این پیوندها، تأکید بر سرمایه‌ى اجتماعى است که در لایه‌هاى فرعى‌ترى مانند سرمایه‌هاى اقتصادى، انسانى و فرهنگى خودنمایى مى‌کند.
سرمایه‌ى اجتماعى برگرفته از روابط میان انسان‌هاست، با این فرض که روابط مذکور موجب فعال‌سازى افراد و کنش متقابل گردد و این مهم صورت نمى‌پذیرد مگر آن‌که گروه‌هاى اجتماعى داراى نقشى پر‌رنگ و هدفمند شوند. گروه‌هاى اجتماعى واسط‌ه‌ایى هستند میان اجزاى جامعه و جامعه به صورت یک کل.

عناصرى که گروه‌هاى اجتماعى باید به آن‌ها پاىبند باشند و آن‌ها را توسعه و تسرّى دهند، عبارت اند از:

١. تقویت آن بخش از اعتماد عمومى که ناشى از نقش ‌آفرینى و تحرک غیررسمى مردم و مشارکت آنان در فعالیت‌هاى اجتماعى است. بدون اعتماد اجتماعى نمى‌توان به همیارى و تعاون جمعى دست یافت و درنتیجه، نمى‌توان امنیت و توسعه‌ى پایدار را به‌دست آورد. تمامى عواملى که مى‌توانند بى‌‌اعتمادى عمومى را افزایش دهند، مى‌‌باید شناسایى شوند و کاهش یابند؛ از آن جمله است: فقدان قانونمندى در نظام‌هاى اجرایى، بى‌عدالتى اقتصادى و قضایى، بحران‌هاى سیاسى، کاهش مناسبات و فضایل اخلاقى و فقدان مشروعیت عوامل مؤثر در نظام‌هاى سیاسى و اقتصادى.

٢. سهیم کردن افراد و نقش‌‌آفرینى آنان در حوزه‌هاى گوناگون اقتصادى، سیاسى و اجتماعى و جلب مشارکت عمومى در پى‌ریزى و توسعه‌ى جامعه‌ى پیشرفته و متعالى. این مهم در صورتى تحقق مى‌یابد که تمامى کوشش‌هاى عمومى در قالب پیکره‌اى سازمان‌یافته، متبلور و متعین شوند؛ به طورى که تلاش هر فرد یا گروهى به صورت شفاف نمایان شود و ویژگى‌ها و برجستگى‌هاى آنان مورد توجه قرار گیرد و دیده شود.
تحقق این اصل در بستر تحقق اصل قبل، یعنى وجود اعتماد عمومى، امکان‌پذیر است. اما معیار سنجش یک جامعه‌ى مدنى در نظام بین‌‌المللى اصل دوم است؛ یعنى میزان مشارکت‌جویى و نقش‌‌آفرینى عمومى در پیشبرد اهداف برنامه‌هاى جامعه.

٣. شکل‌گیرى هم ‌بستگى عمومى از طریق تبدیل پیوندهاى مکانیکى به پیوندهاى ارگانیکى. به عبارت دیگر، نقش‌‌آفرینى افراد و گروه‌هاى اجتماعى، از یک بافت سنتى مبتنى بر نوعى تقسیم کار فیزیکى و ابتدایى، به گونه‌اى به یک بافت منسجم‌تر و تعاملات عمیق‌تر تبدیل شود.

بنابراین، ماهیت همکارى میان افراد از ریشه‌هاى عمیق‌ترى برخوردار مى‌شود. افراد ضمن تخصص و مهارت در کار خود، دستى هم بر آتش امور دیگر دارند، اتصال‌هاى اجتماعى را بهتر مى‌شناسند و انسجام اجتماعى را بهتر مهندسى و مدیریت مى‌کنند. درنتیجه، شدت و عمق ارتباط افزایش مى‌یابد و بافت اجتماعى به نوعى از انسجام بالاترى برخوردار مى‌شود؛ مانند فرشى که از گره‌هاى بیشتر و تراکم افزون‌ترى برخوردار است و به همین سبب، استحکام و هارمونى بیشترى در شکل و رنگ و قواره آن مشاهده مى‌شود.

در این صورت، هرچند پیچیدگى افزایش یابد، اما این پیچیدگى ناشى از نوعى پیوند و انسجام ارگانیکى خواهد بود که بهره‌ورى از سرمایه‌ى اجتماعى را افزایش مى‌دهد و تحرک و فعالیت اقتصادى را نیز تسریع مى‌بخشد و توسعه مى‌دهد.

تمامى اقداماتى که مى‌توانند پیوند و انسجام اجتماعى را افزایش دهند، مى‌‌باید در مناسبات و فعالیت‌هاى اجتماعى اِعمال شوند؛ اقداماتى که به همکارى، همدلى، مساعدت و کمک به دیگران مى‌‌انجامد و امید و اعتماد و آمادگى دیگران را براى تقویت پیوندهاى اجتماعى فراهم مى‌سازد.

با تحقق سه اصل مورد اشاره، بدون تردید جامعه از افزایش سطح همکارى اجتماعى، کاهش میزان هزینه‌هاى آشکار و پنهان، افزایش کیفیت و اندازه‌ى محصولات و خدمات، ارتقاى شبکه‌هاى کسب و کار، به‌کارگیرى شایسته‌تر هنجارهاى اجتماعى و درنهایت، شکل‌گیرى تصویرى روشن و امیدبخش از آینده درنظر عموم جامعه و رونق روابط بین ملت‌ها و قبول تعهدات و مسئولیت‌هاى گوناگون برخوردار مى‌شود. همه‌ى این نتایج، حاصل شکل‌گیرى روابط مؤثر میان جامعه با محوریت فعالیت‌هاى گروه‌هاى اجتماعى است.

 

 

ff

سلامدفتر مطالعات و  برنامه ریزی رسانه cjt