رسانه ها

رسانه ها



ما از نیمه‌ی دوم قرن بیستم، شاهد ظهور بسیاری از رسانه‌های جدید بوده‌ایم. رسانه‌هایی که بنیان بسیاری از آنها بر سیستم‌های رایانه‌ای استوار بوده است. این رسانه‌های متعاملی و پرتنوع، الگوی عمودی و ساده‌ی انتقال پیام از فرستنده به مخاطب را متحول و به الگویی افقی تبدیل کرده است که در آن مخاطب، ارج و قرب و اختیاری نزدیک به فرستنده دارد.

مقدمه

اما اولین رسانه‌ی رایج مبتنی بر رایانه، بازی‌های رایانه‌ای بودند که شیوع و گسترش آنها، در دهه‌های پایانی قرن بیستم حیرت‌انگیز بوده است. این رسانه، که از تلفیق تلویزیون و رایانه بوجود آمده، کم کم به رقیب پرقدرت خود تلویزیون تبدیل شده و جای آن را در فعالیت‌های بسیاری از مخاطبان، به ویژه کودکان و جوانان گرفته است.

درحالی که تاکنون مطالعات بسیاری درباره‌ی تلویزیون و مخاطبان آن، به ویژه کودکان صورت گرفته است ولی مطالعات درباره‌ی بازی های رایانه‌ای، نسبت به مطالعات تلویزیونی، اندک و ناچیز است، درحالی که به عقیده محققان، اکنون بازی و مفاهیم همراه با آن به یک استعاره‌ی عظیم‌ برای روابط اجتماعی انسانی تبدیل شده است و توانایی بالقوه برای آزادی‌های جدید، خلاقیت جدید و همچنین ظلم و نابرابری‌های جدید را دارد. بنابراین مطالعه‌ی بازی‌های رایانه‌ای در بستر نظریه‌های ارتباطی، می‌تواند به درک ما از این پدیده‌ی عصر اطلاعات کمک کند.

در این فصل، پس از مروری بر ویژگیهای رسانه‌های جدید، به طرح نظریه‌های ارتباطی با دو رویکرد تکنولوژی و اجتماعی و همچنین نظریه‌های بازی پرداخته می‌شود و پس از بررسی تاریخچه و مفاهیم و ویژگیهای بازی‌های رایانه‌ای، در بخش پیشینه‌ی تجربی تحقیق، به چند تحقیق از کشورهای مختلف درباره‌ی بازی‌های رایانه‌ای اشاره و پس از آن مدل نظری و فرضیه‌های تحقیق ارائه می‌شود.

۱-رسانه‌های نو ؛ فصلی جدید در ارتباطات بشری

در نیمه‌ی دوم قرن بیستم، تحولات صورت گرفته در تکنولوژی‌های ارتباطات واطلاعات، رسانه‌ها را نیز دستخوش تحولات زیادی ساخته است؛ از یک سو باعث به وجود آمدن تغییر در رسانه‌های سنتی و افزایش قابلیت‌های آنها شده است و از سوی دیگر رسانه‌های جدیدی اختراع و ابداع شده‌اند که با رسانه‌های قبلی تفاوت زیادی دارند. سیر این تحولات و تغییرات به گونه‌ای بوده است که تمامی ابعاد زندگی بشر را تحت تأثیر خود قرار داده‌اند و برای درک دنیای جدید باید به درک این تحولات پرداخت.

محققانی چون مانوئل کاستلز[۱]، استاد برنامه‌ریزی دانشگاه برکلی، نقطه‌ی عطف تحولات صورت گرفته در تکنولوژی‌های جدید را در دهه‌ی ۷۰ میلادی می‌دانند. نگاهی به تغییرات این دهه، درستی این ادعا را نشان می‌دهد :

در سال ۱۹۷۱ بود که میکروپروسسور[۲]VCR را آغاز کرد و سرانجام مهمتر از همه، در ۱۹۶۹ آژانس‌ طرح‌های پژوهش پیشرفته‌ی وزارت دفاع ایالات متحده (ARPA)، یک شبکه‌ی ارتباطی الکترونیک جدید و انقلابی به وجود آورد که در دهه‌ی ۷۰ رشد کرد و به اینترنت امروزی تبدیل شد. (کاستلز، ۱۳۸۴، ۷۷).، ابزار اصلی گسترش میکروالکترونیک[۳] اختراع شد و در نیمه دهه ۱۹۷۰ رواج یافت. میکروکامپیوتر[۴] در ۱۹۷۵ اختراع شد و اولین محصول تجاری موفق آن، اپل‌۲[۵] ، در آوریل ۱۹۷۷ به بازار عرضه شد، یعنی تقریباً در همان تاریخی که مایکروسافت[۶] شروع به تولید سیستم‌های عاملی برای میکروکامپیوترها کرد. اولین سوئیچ[۷] الکترونیک در مقیاس صنعتی در ۱۹۶۹ ظاهر شد و سوئیچینگ دیجیتال[۸] در نیمه‌ی دهه‌ی ۷۰ تولید و در ۱۹۷۷ به صورت تجاری عرضه شد. اولین تولید صنعتی فیبر نوری در اوایل دهه‌ی ۷۰ صورت گرفت. همچنین در اواسط دهه‌ی ۷۰، شرکت سونی[۹]، تولید تجاری دستگاه‌های ضبط ویدیویی[۱۰]

در واقع تحولات صورت گرفته در دهه‌ی ۷۰ میلادی، در عرصه تکنولوژی‌های ارتباطات و اطلاعات، دنیای رسانه‌ها را در دهه‌ی ۸۰میلادی دستخوش دگرگونی ساخت. از عناصر مهم این دگرگونی باید از ارتباطات ماهواره‌ای، فیبرهای نوری و دیجیتالی شدن نام برد. دیجیتالی شدن به قدری تأثیرگذار بوده است که برخی از محققان، انقلاب ارتباطات را انقلاب دیجیتال نامیده‌اند. (خوارزمی، ۱۳۸۱،۳۹) در اثر فرایند دیجیتالی شدن، تصویر، صدا و متن به یک زبان دوحالته‌ی صفر و یک مبدل می‌شوند. به عبارت دیگر در سیستم‌های سنتی که به «انالوگ[۱۱]» معروف است، علائم (رادیو ، تلویزیون و …) به شکل امواج الکتریک پیوسته انتقال می‌یابند، و حال آن که در حالت دیجیتال، این علائم حالت عددی پیدا می‌کنند و در قالب یک سیستم دوگانه‌ی متشکل از گروه‌های صفر و یک شکل می‌گیرند (محسنی، ۱۳۸۰، ۵۵) در حقیقت جهان‌شمولی زبان دیجیتال و منطق کاملاً شبکه‌ای سیستم ارتباطی، زمینه‌های تکنولوژیک ارتباط افقی و جهانی را فراهم کرده است.

از دیگر تحولات تکنولوژیکی صورت گرفته در سال‌های گذشته، باید به ظهور چندرسانه‌ای‌ها (مولتی‌مدیا)[۱۲] در اواسط سال ۱۹۹۳ اشاره کرد که از ترکیب رسانه‌های همگانی جهانی و سفارشی و ارتباط رایانه‌ای تشکیل شده و ویژگی این سیستم جدید، ترکیب رسانه های مختلف و توانایی بالقوه‌ی آن برای ارتباط متقابل است. (کاستلز، ۱۳۸۴، ۴۲۲).

در حقیقت اگر بخواهیم مهمترین تحولات صورت گرفته در عرصه تکنولوژی را، که بر روی رسانه‌ها تأثیرگذار بوده‌اند و تحول رسانه‌ها و پیدایش رسانه‌های جدید شده‌اند، نام ببریم؛ باید به ارتباطات رایانه‌ای، ارتباطات ماهواره‌ای ، دیجیتالی شدن، فیبر نوری و مولتی‌مدیا اشاره کرد. این‌ها ستون فقرات رسانه‌های جدید را تشکیل داده‌اند و ویژگی‌های این‌ها، ویژگی‌های رسانه‌های جدید را به وجود آورنده‌اند. بروز همه‌ی این‌ها را در اینترنت می‌توان دید. شبکه‌ی عظیم اطلاع‌رسانی که علاوه بر پیوندزنی همه‌ی رسانه‌های سنتی و جدید، کارکردهای منحصر به خود را نیز دارد.

اما جایگاه بازی‌های رایانه‌ای، در میان رسانه‌های جدید، کجا قرار دارد؟ بازی‌های رایانه‌ای نیز که جزء رسانه‌های جدید محسوب می‌شوند، در دهه‌ی ۷۰ میلادی، از تلاقی تلویزیون با رایانه متولد شدند و در دهه‌ی ۸۰ میلادی رو به توسعه و پیشرفت گذاشتند و مانند رسانه‌های جدید دیگر، در طی سال‌های بعد، از تحولات تکنولوژیکی تأثیر پذیرفتند، به گونه‌ای که امروزه بازی‌های رایانه‌ای هم از دیجیتالی شدن، مولتی‌مدیا، پیشرفت‌های رایانه‌ای و … تأثیر پذیرفته‌اند. حتی در برخی از موارد مانند «واقعیت مجازی[۱۳]» این بازی‌ها، از رسانه‌های دیگر به پیش افتاده‌اند. واقعیت مجازی دارای سه حوزه‌ی عملکرد خاص و بالنسبه مورد توجه است؛ تحقیق و توسعه، فراغت و تفریحات و کاربردهای صنعتی. به اعتقاد برخی ازمحققین، بخشی که در حال گسترش بسیار سریع است، واقعیت مجازی در حوزه‌ی تفریحات و گذران اوقات فراغت است و کارشناسان بازی‌های رایانه‌ای در طول سال‌های گذشته، عملاً تنها گروهی بوده‌اند که هزینه‌های بسیاری را در این راه صرف کرده‌اند. (محسنی، ۱۳۸۰،۵۷).

۱-۱٫ویژگی‌های رسانه‌های نو

تولید انبوه پیام‌ها برای مخاطبان، ارتباطات یکسویه و عمودی و محدود بودن کانال‌های ارتباطی از ویژگیهای اصلی رسانه‌های سنتی محسوب می‌شوند. اما ظهور رسانه‌های جدید، ظرفیت‌های جدیدی نیز برای رسانه‌ها ایجاد کردند و تحولی اساسی در فرایند ارتباط با مخاطبان به وجود آوردند. از ویژگیهای اساسی رسانه‌های جدید می‌توان به این ویژگیها اشاره کرد:

۱٫تعاملی بودن[۱۴]: ویژگی اصلی سیستم‌های ارتباطی جدید است، به گونه‌ای که به خاطر این ویژگی، رسانه‌های جدید را رسانه‌های تعاملی نیز می‌نامند. تعاملی بودن به مفهوم دوسویه شدن و دارا شدن ویژگی‌های کانال‌های بین فردی وجمعی به طور همزمان و تغییر مفهوم جریان یکسویه‌ی اطلاعات است. تعامل؛ تمایل کیفی سیستم‌های ارتباط است و چنین کیفیتی، ارتباط مؤثرتر و فعال‌تر را به وجود می‌آورد و موجب رضایت بیشتر شرکت‌کنندگان در ارتباط می‌شود. در این سیستم ارتباطی، فرد فعال است و نهایتاً، ارتباط جنبه‌ی دوسویه دارد.

۲-جمع‌زدایی[۱۵]: این ویژگی بدین معنی است که این رسانه‌ها، کم و بیش در مقابل رسانه‌های جمعی قرار می‌گیرند و کنترل سیستم‌های ارتباطی از تولیدکننده‌ی پیام به مصرف کننده‌ی پیام منتقل شده است، و ما با پیدایش این تکنولوژی‌ها از یک ارتباط جمعی، به سوی شکل پیشرفته‌تری از ارتباط چهره به چهر‌ه‌ی همگانی پیش می‌رویم.

۳-ناهمزمانی[۱۶]Rogers,1986,3-6) .:به این معنی که فرد توانایی فرستادن یا دریافت پیام را در زمان دلخواه و درخور و مناسب خود داراست. این رسانه‌ها توانایی غلبه بر زمان را به عنوان متغیری مؤثر بر فرایند ارتباطی دارا هستند. (

۴-تمرکززدایی[۱۷]: در رسانه‌های جدید، مرکزیت با فرستنده‌ها نیست، بلکه با گیرندگان است. در رسانه‌های جدید افراد مشارکت بیشتری در فرایند ارتباط را به عهده می‌گیرند.

۵-ظرفیت باند[۱۸]: ظرفیت باند به میزان ورودی اطلاعات به یک مجموعه اطلاق می‌شود و یک ویژگی رقابتی به حساب می‌آید. ادغام شرکت‌های بزرگ در یکدیگر اکنون با همین هدف افزایش ظرفیت باند صورت می‌گیرد.

۶-انعطاف‌پذیری[۱۹]: این امر باعث شده است تا هر وقت که اراده کنیم، بتوانیم وارد سپهر اطلاعات شویم. در چنین حالتی زمان و مکان معنا ندارد. (شکرخواه، ۱۳۷۹،۱۴).

 

۲-۱٫تقسیم‌بندی رسانه‌های نو

جریس‌هنسون[۲۰] و اوما تارولا، دو تن از محققان ارتباطی دانشگاه ماساچوست و مؤسسه ارتباط جمعی هند، تکنولوژی‌های جدید ارتباطی را به دو گروه عمده تقسیم می‌کنند ؛

الف.تله‌ماتیکها[۲۱] یا رسانه‌های بزرگ؛ که تکنولوژی‌هایی چون رایانه، تلفن، ماهواره، ویدئو، بازی‌های رایانه‌ای، اینترنت و دیگر تکنولوژی هایی که به زیربنای گسترده نیاز دارند، را در برمی‌گیرد.هنگامی که از تکنولوژی‌ تله‌ماتیک سخن به میان می‌آید، فرض بر این است که هم روند انتقال پیام مورد نظر است و هم سخت‌افزاری که جهت تکمیل مبادله ضروری می‌باشد.

ب. اتنوترونیک‌ها[۲۲] یا رسانه‌های کوچک؛ که وسایلی چون ضبط صوت، فاکس، ماشین‌حساب،ساعت‌های دیجیتال و دیگر انواع تکنولوژی‌های شخصی را دربرمی گیرد. تکنوژی‌های اتنوترونیک بیشتر از تله‌ماتیک درکشورهای رو به توسعه جریان می‌یابند. (هنسون و نارولا، ۱۳۷۳، ۱۵-۱۴).

اما مارک‌پاستر[۲۳] استاد تاریخ دانشگاه کالیفرنیا ، رسانه‌های جدید را در مقابل رسانه های سنتی در یک دسته قرار می‌دهد و به رسانه‌های سنتی، رسانه‌های عصر اول و به رسانه‌های جدید، رسانه‌های عصر دوم اطلاق می‌کند. پاستر معتقد است، رسانه‌های جدید یا عصر دوم،‌ امکانات پست مدرن را تقویت می‌کنند. به اعتقاد وی، آنچه در نوآوری‌های تکنولوژیک مطرح است، دگرگونی گسترده و دامنه‌دار فرهنگ و روش ساخته شدن هویت‌هاست. (پاستر،۱۳۷۷،۵۳).

پاستر، رسانه‌های جدید را رسانه‌های عصر پست مدرن معرفی می‌کند و معتقد است در دومین عصر رسانه‌ها ، ذهنیت سازی از طریق سازوکارهای « کنش متقابل » صورت می‌گیرد و کنش متقابل، اصطلاحی فنی است که به ارتباطات دوسویه اشاره دارد. (پاستر، ۱۳۷۷،۶۹).

 

۳-۱٫رسانه‌های نو؛ ارتباط جمعی یا ارتباط رسانه‌ای؟

از اوایل قرن بیستم، در محافل علمی ارتباطات، ارتباط از طریق رسانه‌ها (مانند مطبوعات، رادیو و تلویزیون) با مخاطبان آن با عنوان «‌ارتباط جمعی[۲۴]» شناخته می‌شود و از ویژگیهای تبیین‌کننده‌ی آن نیز، می‌توان به تولید انبوه پیام‌ها، فقدان کنترل فردی بر روی پیام های دریافتی و محدود بودن کانال‌ها اشاره کرد.

اما به دنبال تحولات صورت گرفته در یکی –دو دهه‌ی اخیر در تکنولوژی‌های ارتباطی و ظهور رسانه‌های نوین، به کارگیری مفهوم « جمعی» برای این رسانه‌ها مورد سؤال قرار گرفته است. در واقع تکنولوژی ها و رسانه‌های جدید؛ مانند بازی‌های رایانه‌ای ، تلفن همراه و اینترنت، ارتباط جمعی را از حالت جمعی درآورده‌اند، البته این امر بیانگر آن نیست که تمام فن‌آوریهای غیرجمعی‌کننده، جدید هستند. حتی رسانه‌های قدیمی‌تر مانند رادیو و تلویزیون نیز با کمک تکنولوژی‌های جدید از حالت گذشته فاصله گرفته‌اند و برای مخاطبان خاصی برنامه تولید می‌کنند و یا تا حدی امکانات کنترل محتوا را برای مخاطبان خود فراهم کرده‌اند. به خاطر همین ویژگی‌های غیرجمعی کننده رسانه‌های نو است که محققانی چون استیون اچ‌.چافی[۲۵] و میریام جی.متزگر[۲۶]، دو تن از محققان علوم ارتباطی، پیشنهاد می‌کنند که واژه‌ی «جمعی[۲۷]» در ارتباط جمعی، با واژه‌ی «رسانه[۲۸]» جایگزین گردد (چافی و متزگر، ۱۳۸۰،۵۲) و برای رسانه‌های نوین از واژه‌ی « ارتباط رسانه‌ای» کمک گرفته شود.

چافی و متزگر معتقدند که افزایش شدید و انفجار گونه‌ کانال‌ها، که حاصل فن‌آوریهای جدید است، از طریق پراکنده ساختن مخاطبان در محصول رسانه‌ای خاص، به غیرجمعی کردن رسانه‌ها کمک می‌کند. این دو سپس به مقایسه‌ی ویژگیهای ارتباط جمعی (رسانه‌های سنتی) و ارتباط رسانه‌ای (رسانه‌های نو) می‌پردازند (جدول شماره ۱).

جدول شماره ۱ تفاوت‌های بین ارتباط «جمعی» و «رسانه‌ای»

ویژگیها   نوع ارتباط ارتباط جمعی ارتباط رسانه‌ای
کانال چند چندین
مخاطب یکپارچه پراکنده
کنترل فرستنده کاربر
انتقال یک‌جانبه/زمان مشخص تعاملی/زمان دلخواه
نمونه‌های پژوهش تحلیل محتوا/تأثیر بر مخاطب طرح ارتباط/جست‌وجوی اطلاعات
نماد شدن تلویزیون بازی‌های ویدیویی/تارنماها
انگیزش ایجاد رفع نیاز
مفهوم خود این‌همانی واقعیت ذاتی
کنترل اجتماعی قانون/اخلاقیات حرفه‌ای، آموزش عمومی ابزارهای فنی، نظارت
فراگیری الگوسازی اجتماعی آزمایشی
آمار وحشت تعداد قتل‌هایی که یک کودک تا سن ۱۸ سالگی مشاهده می‌کند تعداد قتل‌هایی که یک کودک تا سن ۱۸ سالگی مرتکب می‌شود .

(منبع :چافی و متزگر، ۱۳۸۰،۵۸)

 

همان‌گونه که در جدول مشاهده می‌شود ،با رواج رسانه‌های جدید، شمار کانال‌ها از چند به چندین می‌رسد؛ مخاطبان از حالت توده‌ی میلیونی یکپارچه‌ای که پیام‌ها را مصرف می‌کنند به یک گروه پراکنده متشکل از میلیون‌ها افراد تبدیل می شوند که هر کدام‌شان اگر بخواند ، می‌توانند پیام خودشان را تولید کنند . همچنین در ارتباط رسانه‌ای، کنترل پیام‌ها از پیام‌دهندگان به پیام‌گیران یا کاربران منتقل می‌شود و الگوی انتقال پیام از حالت ارتباط یک‌جانبه و انجام شده در یک موقعیت زمانی خاص به صورت یک مبادله‌ی تعاملی و دوجانبه درمی‌آید .

همچنین پژوهش‌های سنتی پیرامون محتوای رسانه‌ها و اثرات آن بر مخاطبان به علت گسترده بودن ارتباط رسانه‌ای و پراکندگی مخاطبان رسانه‌ها به صورتی پیچیده‌تر درخواهد آمد و به جای آن ، احتمالاً مطالعات مربوط به طرح تماس کاربر و راهبردهای جست‌وجوی اطلاعات قرار خواهد گرفت .

به اعتقاد چافی و متزگر، ارتباط جمعی توسط تلویزیون نمادینه می‌شود، حال آن که بازی‌های رایانه‌ای و تارنماها ممکن است نمونه‌های آرمانی ارتباط رسانه‌ای تلقی شوند. و در حالی که ارتباط از جمعی به رسانه‌ای تبدیل می‌شود، انگیزه کاربران نیز ممکن است تغییر یابد؛ به گونه‌ای که انگیزه‌ی عمده‌ی کاربری ارتباط جمعی ایجاد نظم و قاعده در جامعه است در حالی که انگیزه‌های کاربران از ارتباط رسانه‌ای بیشتر جنبه‌ی رفع خواسته‌ها و نیازها را به خود می‌گیرد. همچنین با وجود ارتباط جمعی، « مفهوم خود»‌از طریق این همانی با دیگر نمادهای جذاب مثل شخصیت‌های تلویزیونی رشد پیدا می‌کند. اما با وجود ارتباط رسانه‌ای، احتمال آن می‌رود که انگیزش از طریق واقعیت ذاتی توسعه یابد چرا که توان برقراری ارتباط با کسانی که دارای ایده‌ها و منافع مشترک هستند ازطریق تکنولوژی‌های جدید افزایش می‌یابد.

چافی و متزگر، همچنین معتقدند که در محیط ارتباط جمعی، کنترل اجتماعی از طریق قانون، اخلاق حرفه‌ای و آموزش عمومی اعمال می‌شود اما در محیط جدید رسانه‌ای، ابزارهای فنی و نظارت به کار گرفته می‌شود تا مردم را کنترل کنند (مثلاً از طریق نرم‌افزارهایی که دسترسی به برخی تارنماها را مانع می‌شوند) و سرانجام باید گفت که آمار وحشت در مورد ارتباط جمعی عبارت از این بود که یک کودک تا سن ۱۸ سالگی چند قتل « می‌بیند » و درمورد تجارب رسانه‌های تعاملی ایجاد شده توسط فن‌آوری های نوین، به ویژه بازی‌های رایانه‌ای ، آمار مزبور حکایت از آن دارد که یک کودک تا سن ۱۸ سالگی عملاً مرتکب چند قتل می‌گردد.

۲٫نظریه‌های ارتباطی

رویکردهای غالب در بررسی تأثیرات اجتماعی و روانی رسانه‌های جدید بر جامعه را در دو دسته‌ی کلی تکنولوژیکی و اجتماعی قرار می‌دهند و در هر دسته نیز نظریه‌های چندی مطرح می‌شود. در رویکرد تکنولوژیکی می‌توان از نظریه‌ها و مدل‌های غنای رسانه‌ای، حضور اجتماعی، نشانه‌های تقلیل‌یافته‌ی اجتماعی و پردازش اطلاعات اجتماعی نام‌ برد و در رویکرد اجتماعی هم نظریه‌ی استفاده و رضامندی مطرح است.

۱-۲٫رویکرد تکنولوژیکی

رویکردهای تکنولوژیک نقش رسانه‌های جدید را در روابط و تبعات اجتماعی آن، تعیین کننده می‌دانند و در بررسی نهایی تکنولوژی را شکل‌دهنده‌ی روابط اجتماعی و شکل‌های تحول آن تلقی می‌کنند. (ذکایی، ۱۳۸۳، ۴) در واقع نظریه‌های تکنولوژی‌های ارتباطی، ماهیت تکنولوژی را در نوع روابط اجتماعی کاربران و استفاده‌ی آنها از این تکنولوژی‌ها دخیل می‌دانند و به شرح و تبیین آن می‌پردازند.

  • مدل حضور اجتماعی
  • نظریه‌ی غنای رسانه
  • مدل نشانه‌های تقلیل‌یافته‌ی اجتماعی
  • مدل پردازش اطلاعات اجتماعی

۲-۲٫رویکرد اجتماعی ؛ نظریه‌ی استفاده و رضامندی

در رویکرد اجتماعی در بررسی اثرات رسانه‌های جدید، بیشتر به عوامل اجتماعی توجه می‌شود و از محدودنظریه‌هایی که نیازهای روانی و اجتماعی مخاطبان را عامل اصلی استفاده‌ی آنان از رسانه‌ها می‌داند، نظریه‌ استفاده و رضامندی است.

نظریه‌ی « استفاده و رضامندی[۲۹]» در واقع نظریه‌ای رایج در مطالعات توصیفی و اکتشافی در خصوص نحوه‌ی استفاده‌ی افراد از رسانه‌ها و تأثیر این استفاده بر رفتار آنهاست (ذکایی، ۱۳۸۴، ۵) این نظریه همچنین از معدود نظریه‌های ارتباطی‌ست که مخاطب را فعال قلمداد می‌کند. به همین جهت از این نظریه به صورت گسترده‌ای در مطالعه‌ی رسانه‌های نو استفاده می‌شود.

سؤال اساسی این نظریه، این است که «‌چرا مردم از رسانه‌ها استفاده می‌کنند و آن‌ها را برای چه منظوری به کار می‌برند؟» (مک‌کوئیل، ۱۳۸۲، ۱۰۴) در واقع رویکرد استفاده و رضامندی متضمن تغییر کانون توجه از مقاصد ارتباط گر به مقاصد دریافت کننده است. این رویکرد می‌کوشد معلوم نماید ارتباط جمعی چه کارکردهایی برای افراد مخاطب عرضه می‌کند.

بنابر نظر اکثر پژوهشگران، نظریه‌ی استفاده و رضامندی ریشه در کارکردگرایی، به ویژه کارکردگرایی ساختاری فردگرایانه دارد. در این گونه کارگردگرایی بر نیازهای کنشگران و ساختارهای بزرگ (مانند نهادهای اجتماعی،‌ ارزش‌های فرهنگی) به دلیل پاسخ‌های کارکردی و نیازهای متعلق به آن، تأکید می‌شود (رتیزر، ۱۳۷۴، ۱۲۰) در واقع جامعه‌شناسی کارکرد گرایانه ، رسانه‌ها را برآورده‌ی نیازهای گوناگون جامعه، نظیر همبستگی ، استمرار فرهنگی، کنترل اجتماعی و نیاز به گردش وسیع همه‌ی انواع اطلاعات عمومی می‌داند و خود مفروض بر این پیش‌فرض است که افراد هم ، همه‌ی رسانه‌ها را برای مقاصدی متناظر، از جمله برای کسب راهنمایی،‌آرامش ، سازگاری، اطلاعات و شکل‌گیری هویت شخص، به کار می‌گیرند. (مک‌کوئیل،۱۳۸۲، ۱۰۴).

اما رویکرد استفاده و رضامندی، نخستین بار در مقاله‌ای از الیهوکاتز[۳۰] (۱۹۵۹) توصیف شد. در آن مقاله، کاتز به این ادعای برنارد برلسون[۳۱] (۱۹۵۹)، که حوزه‌ی پژوهش ارتباطات به نظر مرده می‌آید، پاسخ داد. کاتز استدلال کرد، حوزه‌ای که مشرف به مدت است، مطالعه‌ی ارتباط جمعی تحت عنوان متقاعدسازی است، وی متذکر شد که بیشتر پژوهش‌های ارتباطی تا آن زمان معطوف به تحقیق درباره‌ی آثار پیکارهای اقناعی بر روی مخاطبان بوده است. به گفته‌ی کاتز هدف این نوع پژوهش، پاسخ به این پرسش بوده که « رسانه‌ها با افراد چه می‌کنند؟» ،‌بیشتر این پژوهش‌ها نشان داده‌اند که ارتباط جمعی اثر کمی بر متقاعدساختن افراد دارد. بنابراین پژوهشگران به متغیرهایی مثل نفوذ گروه روی آوردند که دارای اثر بیشتری بودند. نظر کاتز این بود که حوزه‌ی ارتباط جمعی می‌تواند با روی آوردن به پرسش « مردم با رسانه‌ها چه می‌کنند؟» خود را نجات دهد. (سورین و تانکارد، ۱۳۸۱، ۴۲۰)

در حقیقت۲۰ سال قبل از این که کاتز به طرح رویکرد استفاده و رضامندی بپردازد، لازارسفلد[۳۲] و همکاران او در دهه‌ی ۱۹۴۰ با استفاده از این رویکرد به مطالعاتی پرداختند که بر علل جذابیت عمومی انواع برنامه‌های رادیویی و همچنین علل روزنامه‌خوانی تکیه شده بود.

مقاله‌ی کاتز، در واقع کشف مجدد این رویکرد بود که در پژوهش‌های دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ دنبال می‌شد. در این هنگام فرضیات اساسی این رویکرد بدین شرح بودند: الف) انتخاب رسانه و محتوا عموماً فعالیتی عقلانی و معطوف به اهداف و رضامندی‌های خاص است. پس، مخاطبان فعال هستند و شکل‌گیری آن‌ها را می‌توان منطقاً تبیین کرد؛ ب) یکایک مخاطبان نسبت به نیازهای رسانه‌ای که از شرایط شخصی (فردی) و اجتماعی (مشترک) ریشه می‌گیرند، آگاهی دارند و می‌توانند این نیازها را در قالب انگیزش‌های مختلف بیان کنند ؛ج : کاربری شخصی رسانه‌ها، به بیان کلی، بیشتر از اصول زیبایی شناختی یا فرهنگی در شکل‌گیری مخاطبان نقش و اهمیت دارد؛ و این که د) تمام یا اغلب عوامل تأثیرگذار بر شکل‌گیری مخاطبان (انگیزه‌ها، رضایت مورد انتظار یا به دست آمده، گزینش‌های رسانه‌ای و متغیرهای پس‌زمینه‌ای) را می‌توان، به لحاظ نظری، تعیین کرد (مک‌کوئیل ،۱۳۸۲،۱۰۵).

در حقیقت فرض اصلی الگوی استفاده و رضامندی این است که افراد مخاطب، کم و بیش ، به صورت فعال، به دنبال محتوایی هستند که بیشترین رضایت را فراهم کند. درجه‌ی این رضایت به نیازها (و علایق) فرد بستگی دارد. افراد هر قدر بیشتر احساس کنند که محتوایی، نیاز آنان را برآورده می‌کند، احتمال این که آن محتوا را انتخاب کنند، بیشتر است. الگوی این رویکرد را بلاملر[۳