مفاهیم ارتباطات

مفاهیم ارتباطات



آشنایی با چانک چانک (Chunk) واژه‌ای است که این روزها در دنیای روزنامه‌نگاری آنلاین داغ شده است و اغلب سایت‌های خبری بین‌المللی به دنبال تولید آن هستند. اما چانک چیست؟ در قاعده‌های جهانی آنلاین‌نویسی متن‌ها با لینک به یکدیگر مرتبط می‌شوند. یک متن می‌تواند به متن دیگری لینک شود. در اغلب موارد این متن‌ها بلند […]

آشنایی با چانک

چانک (Chunk) واژه‌ای است که این روزها در دنیای روزنامه‌نگاری آنلاین داغ شده است و اغلب سایت‌های خبری بین‌المللی به دنبال تولید آن هستند. اما چانک چیست؟ در قاعده‌های جهانی آنلاین‌نویسی متن‌ها با لینک به یکدیگر مرتبط می‌شوند. یک متن می‌تواند به متن دیگری لینک شود. در اغلب موارد این متن‌ها بلند هستند و زیاد با متن‌های چاپی تفاوتی ندارند. اغلب این متن‌ها ترکیبی از چند ایده متفاوت هستند.حالا تصور کنید چه اتفاقی می‌افتد وقتی از همان اول در زمان نوشتن روی هر یک از ایده‌های درون متن‌ها تمرکز کنید و هر یک را به کوتاه‌ترین شکل ممکن بنویسید؛ آن هم در حالی که هر یک به تنهایی کامل و قابل فهم باشد.می‌توان از لینک برای دادن پیش‌زمینه، جزئیات یا اطلاعاتی که مرتبط با مسئله است یا برای فهم آن ضروری است؛ استفاده کرد.حالا فکر کنید که کوچکترین واحدی که می‌تواند این اطلاعات را ارائه دهد چیست؟ یک عبارت، یک جمله یا یک پاراگراف؟ طول مطلب مهم نیست.  طول مطلب کاملا به موضوعی که درباره آن نوشته‌اید بستگی دارد. اما آن متنی که با این روش تهیه شود چانک نامیده می‌شود.یک چانک می‌تواند تعریفی از یک ایده باشد. چانک می‌تواند داستان، حکایت یا ضرب‌المثل باشد. چانک حتی ممکن است تعریف یک کلمه باشد. یادتان باشد که تاریخ‌ها و زمان‌های مهم؛ مکان‌های مهم و اشخاص مهم  همه می‌توانند به چانک تبدیل شوند.

اندازه چانک

این محتواست که تعیین می‌کند اندازه یک چانک چقدر باید باشد. هر چیز غیرلازمی باید از چانک حذف شود. هرچیزی که ذهن خواننده را از تک ایده چانک – تک موضوعی بودن آن – دور کند باید از چانک جدا شود و به عنوان چانک دیگری مطرح شود.اگر به یک گزارش چاپی دقت کنید می‌بینید که هرچقدر که گزارش طولانی‌تر باشد تمرکز روی یک موضوع خاص هم در آن کمتر است.اگر کمی بیشتر دقت کنید می‌بینید که هر از گاهی برگشت به گذشته (فلش بک) یا پرش به آینده (فلش فوروارد) در آن وجود دارد یا شخصیت جدیدی وارد معرکه شده یا زمان فعل‌ها تغییر کرده است. این‌ها همه در روزنامه‌نگاری چاپی ضروریست؛ در صورتیکه همه این موارد می‌توانند در آنلاین ژورنالیسم به چانک تبدیل شوند.تجربه نشان می‌دهد که بیان یک موضوع خاص به ۲۰۰ تا ۳۵۰ کلمه فضا احتیاج دارد یا در نهایت ۵۰۰ کلمه. همین اعداد حدود تقریبی خوبی را برای چانک تعیین می‌کنند

مفاهیم: سبک الماس خبری چیست؟

سبک الماس خبری (news diamond) دارد جای سبک خبر نویسی هرم وارونه (inverted pyramid) را در خبر نویسی آنلاین می‌گیرد. سبک خبر نویسی الماس خبری با دو خصیصه وب کاملا سازگار است: سرعت و عمق فرایند نوشتن در اتاق‌های خبری بر پایه این دو قدرت بازنگری خواهند شد. پاول برادشاو می‌گوید رسانه‌های نوین از یک سو اجازه نشر سریعتر خبرها را می‌دهند و از سوی دیگر وب؛ رسانه‌ای کامل برای روزنامه‌نگاری است که بطور بالقوه عمیق‌تر و گسترده‌تر از شاهان سابق محتوا و تحلیل؛  یعنی روزنامه‌ها و مجلات است.بنابراین او فرایند جدید نوشتن در دنیای آنلاین را با تاکید بر دو عنصر سرعت و عمق این چنین به تصویر می‌کشد:

 

  • هشدار (Alert): همین که خبر به وقوع می‌پیوندد، روزنامه‌نگار یک هشدار برای دبیر می‌فرستد. مشترکان موبایلی و ایمیلی اخبار یا آنهایی که از خبرخوان‌ها استفاده می‌کنند؛ به سرعت در جریان خبر قرار می‌گیرند. این روند هشدار در عین حال با انتساب مالکیت خبر به  اعلام کننده اولیه آن همراه است.
  • نسخه اولیه (Draft): گام دوم به یک پست وبلاگی بیشتر شبیه است تا به یک مطلب چاپی یا رادیو و تلویزیونی. نسخه اولیه در حمایت از هشداری که داده شده است مثل گزارش‌های خبرگزاری‌ها به ارائه نام‌ها، مکان‌ها، جزئیات و منابع می‌پردازد و هر چه جزئیات بیشتری به دست می‌آید؛ آپدیت می‌شود. نقش مهم نسخه اولیه این است که خوانندگان هشدار را  به سایت بکشاند؛ اما در عین‌حال به اطلاع رسانی در فضای وبلاگ‌ها هم ادامه می‌دهد
  • مطلب / بسته (Article / Package): این مرحله در واقع بین سرعت و عمق قرار دارد، تقریبا حال و هوای یک مطلب کلاسیک روزنامه‌ای را دارد و شبیه  مطالب ۳ دقیقه‌ای رادیو و تلویزیون است (می‌بینید که روزنامه‌نگاری آنلاین کماکان نمی‌تواند خودش را از دست بسته‌های سنتی خبری نجات دهد). قضاوت در این‌ باره که آیا چنین مطلبی در ابدیت اینترنت اصلا از اهمیت برخوردار است یا نه؛ نکته‌ای مهم است.
  • بافت (Context): مطلب آنلاین می‌شود و با توجه به بافت [یا همان فضای حاکم بر خبر] توسط تعداد فراوانی از لینک چه لینک‌های داخلی و چه لینک‌های خارجی آپدیت می‌شود. در این مرحله منبع خبر به  یک پورتال منبع تبدیل می‌شود.
  • تحلیل / بازتاب (Analysis / Reflection): بعد از خبر نوبت تحلیل می‌رسد. در فضای آنلاین؛ این امر به این معناست که هر واکنشی در هر کجای فضای بلاگ‌ها رخ می‌دهد؛ جمع آوری شود – به ویژه از طریق وبلاگ‌ها و فروم‌های خودتان و منابع مطلع و کسانی‌که خبر به آن‌ها مربوط بوده است – افرادی که خبر را پوشش می‌دهند ممکن است تجارب خودشان را در وبلاگ‌هایشان منتشر کنند. پادکست‌ها [مفاهیم: پادکست چیست؟] هم در اینجا جزو منابعی به شمار می‌آیند که در این موارد بحث به پا می‌کنند.
  • حالت تعاملی (Interactivity): این مرحله ممکن است به منابع فراوانی نیاز داشته باشد؛ اما می‌تواند در عین حال کاربر را هم درگیر موضوع کند و به گونه‌ای اطلاع رسانی کند که سایر رسانه‌ها قادر به آن نیستند. یک فروم یا فلش اینتراکتیو (Flash interactive) و یا یک ویکی (wiki)  می‌تواند “دنباله بلندی ” بسازد که کاربران را تا مدت‌ها پس از تولید خبر به دنبال خود بکشاند.
  • شخصی‌سازی (Customization): این حالت در واقع اتوماتیک سازی از سوی روزنامه‌هاست. یعنی ارائه سرویس‌های پایه‌ای مشترکان؛ مثل آپدیت ایمیلی و مبتنی بر آر اس اس  درباره مطلب.

اتکا به نیازهای اجتماعی (انطباق با علائق جدید سایر خوانندگانی که خبر را خوانده‌اند) و روزنامه‌نگاری مبتنی بر دیتابیس (database-driven journalism) – که در آن بسیاری از موارد بر حسب متا تگ‌ها همگرا می‌شوند و یا مواردی که دیتابیس می‌تواند در اختیار محیط ارتباطی کاربر قرار دهد –  مطرح است. و بالاخره اینکه به فرهنگی هم نیاز هست که به تحقق چنین امکاناتی باور داشته باشد.
پاول برادشاو می‌گوید الماس خبری می‌کوشد تا تغییر یک محصول قرن نوزدهمی (خبر) به یک محصول قرن بیست و یکمی را به تصویر بکشد: روزنامه‌نگاری مدام گوینده (iterative journalism) در رسانه‌های نوین؛ اینکه خبر تا ابد “ناتمام” است.

آشنایی با “گلوی عمیق” واترگیت

تابستان ۱۹۷۲ یک اتفاق که به واترگیت (Watergate)  معروف شد، آمریکا را تکان داد. ماجرا از این قرار بود که دو روزنامه‌نگار به نام‌های باب وودوارد(Bob Woodward) و کارل برنشتاین (Carl Bernstein) با افشای توطئه استراق سمع در ستاد انتخاباتی دموکرات‌ها در هتلی به نام واترگیت باعث شدند تا ریچارد نیکسون رییس جمهور آمریکا در دوره دوم ریاست جمهوری‌اش مجبور به استعفا شود.ماجرای کارگذاری میکروفون در ستاد انتخاباتی دموکرات‌ها (توسط جمهوریخواهان) از طریق یک منبع ناشناس که به گلوی عمیق (Deep Throat)  مشهور شد به این دو خبرنگار واشنگتن پست انتقال داده شد و این دو روزنامه‌نگار با کمک این شخص – گلوی عمیق – نه تنها توانستند از حبس به علت افترا بگریزند بلکه مدارک مستندی هم ارائه داده و نیکسون را که دوران اوج محبوبیتش را طی می‌کرد مجبور به استعفا کردند.

نخستین چهره:

منبع خبری مزبور یا همان Deep Throat تا ۲۲ آوریل  ۲۰۰۳  ناشناخته مانده بود. در این تاریخ دانشجویان دانشگاه ایلیونیز بعد از چندسال تحقیق و جمع‌آوری اطلاعات با سرپرستی استاد خود پروفسور بیل گینز (Bill Gaines) روزنامه نگار و برنده دو جایزه پولیتزر اعلام کردند: ناشناخته‌ترین منبع‌خبری در تاریخ روزنامه‌نگاری جهان دیگر یک راز نیست.

آنها گفتند گلوی عمیق  کسی نیست جز فرد فیلدینگ (Fred Fielding) دستیار‌مشاور نیکسون یعنی جان دین (John Dean) که در جریان تمام جزییات فعالیت‌های نیکسون قرار داشت. [Deep Throat unmasked]اما این پایان ماجرا نبود و سال ۲۰۰۵ مطالب دیگری مطرح شد

دومین چهره:

مارک فلت (Mark Felt) در ماه مه ۲۰۰۵ فاش کرد که وی بیش از سه دهه قبل به عنوان منبع مطلعی که به گلوی عمیق مشهور شد، گزارش‌هایی را به واشنگتن پست داده که موجب کمک به کشف خلافکاری ریچارد نیکسون، رییس جمهور پیشین آمریکا شده است. در همان سال ۲۰۰۵ باب وودوارد در واشنگتن پست مقاله بلندی نوشت و چگونگی تبدیل شدن مارک فلت به گلوی عمیق را توضیح داد [How Mark Felt Became Deep Throat]

فیلم و کتاب:

حتما می‌دانید که درباره ماجراها و مسایل پشت پرده Deep Throat علاوه بر ده‌ها کتاب چند فیلم هم ساخته شد. دراین میان این فیلم‌های سینمایی می‌توان از جمله به فیلم پر فروشی چون تمام مردان رییس جمهور (با بازی داستین هافمن و رابرت ردفورد در نقش باب وودوارد و کارل برنشتاین) اشاره کرد. در مورد فیلم تمام مردان رییس جمهور نیز صدها نقد سینمایی نوشته شد که عمدتا بر نحوه روایت ماجرا متمرکز بود.

 

مفاهیم: دوسویه‌گی اینترنتی چیست؟

ویژگی دوسویه‌گی (interactivity) تعامل یا کنش و واکنش متقابل در رسانه های سایبر به یک فرمت ویژه دلالت می‌کند.  دست اندرکاران رسانه های سنتی مکتوب -تصویری وصوتی – همه میزبانان مدیران، سیاستگزاران، کارکنان ومدعوینی هستند که برای این یا آن گزارش و موضوع دعوت شده‌اند. اما نشریات اینترنتی میزبان همه کسانی هستند که علاوه بر اطلاع گیری، سودای شرکت فعال در تولید نشریه و حضور خلاق در رابطه‌ای زنده و متقابل و چند جانبه را در سر دارند
به ‏دیگر زبان روزنامه‏نگاری سایبر خیابانی دوطرفه است. امکان ارسال فایل، گذاشتن نظرات و یا ارسال نامه‌های الکترونیک از ابزارهای تعامل در این نوع از رسانه‏ها است.
درهرحال، ویژگی تعامل یا کنش و واکنش متقابل و دوسویه در رسانه های سایبر آشکارا به یک فرمت ویژه دلالت می‌کند، به فرمتی که اکنون کاملا بر این نوع از رسانه‌ها غلبه یافته است و در ادبیات رایج بین سایبر ژورنالیست‌ها به آن فرمت دو سویه می‌گویند.
شش سطح دوسویه‌گی مورد استفاده در روزنامه‌نگاری سایبر که مورد استفاده رسانه‌های آنلاین نیست، در سال ۱۹۸۹ توسط کری هیتر شناسایی شد:

سطح اول: امکانات جستجو

عبارت است از پیچیدگی انتخاب موجود  یا داشتن امکانات بیشتر جستجو در حوزه‌های مورد نظر مخاطب.

سطح دوم: درصد تلاش کاربران

تلاشی است که کاربران باید اعمال کنندکه در واقع معرف درصد تلاش کاربر نسبت به درصد تلاش سیستم است. در این رابطه کاربر نباید تلاش فراوانی به خرج دهد، او صرفا درخواست تماشای صفحه را برای رسانه سایبر منتقل می‌سازد و هرچه تلاش مخاطب برای کسب اطلاعات مورد نظر کمتر باشد، رسانه مورد استفاده او سایبرتر است.

سطح سوم: پاسخ دهندگی

پاسخ دهندگی در رسانه‌های سایبر صرفا با اتکا بر انسان نیست، کامپیوترها هم در این پاسخ دهندگی نقش‌هایی را برعهده می‌گیرند. اوج دوسویه‌گی رسانه‌های سایبر همین تلفیق نقش‌های ارتباطی انسان و ماشین درفرایند ارتباط است که درعمل به دوسویه‌گی هوشمند می‌انجامد.

سطح چهارم: تسهیل ارتباطات بین‌فردی

که همان استفاده از فروم‌های بحث و چت روم‌های زنده جزو موارد رایج در رسانه‌های سایبر است.

سطح پنجم: سهولت در افزایش اطلاعات

این حالت دوسویه‌گی در واقع خاص رسانه‌های سایبر است که درآن مخاطب درنقش سردبیر، (خبرنگار و یا گزارشگر) وارد عمل می‌شود و به اطلاعات رسانه سایبری که درحال مطالعه آن است می‌افزاید. برخی از مواردی که رسانه‌های سایبر امکان افزودن اطلاعات را در آنها به مخاطبان خود می‌دهند از این قرار است: افزودن صفحات وب، صفحات ویژه و سرگرمی، اعلام خبرهای تولدها، ازدواج‌ها و مرگ‌ها، نوشتن نقد فیلم و نمایشنامه و بالاخره نوشتن خبرها وگزارش‌های فرهنگی و سرگرم کننده.

سطح ششم: نظارت بر کاربرد سیستم 

رسانه‌های سایبر امکان نظارت برکاربرد سیستم خود را ایجاد می‌کنند تا از سلائق یکایک مخاطبان خود نیز مطلع باشند. حتی برخی از رسانه‌های سایبر امکان افزودن اظهار نظر مخاطبان را نیز در ذیل گزارش‌های اصلی ایجاد کرده‌اند. بی بی سی در زمینه ویژگی تعامل یا دوسویه‌گی می‌گوید: درمیان فعالیت‌های فرهنگی، روزنامه‌نگاری، بیش از هرعرصه دیگر از تحولات تکنولوژیک به ویژه در زمینه اطلاع رسانی تأثیر می‌گیرد. اینترنت، مهمترین دستاورد انقلاب ارتباطات، به پیدایش روزنامه نگاری اینترنتی انجامید و رابطه نشریه و خواننده، رابطه رسانه صوتی و تصویری و مخاطب را از رابطه یک سویه به رابطه‌ای متقابل و میان کنشی ارتقا داد. نشریات اینترنتی در تحقق دو کارکرد اساسی روزنامه نگاری یعنی اطلاع رسانی و طرح افکار و آرای متفاوت – نه تنها مکانیزم‌های متفاوت سانسور، خودسانسوری، سرمایه و توزیع را خنثی کردند، بلکه از محدوده ژورنالیسم مکتوب، صوتی وتصویری فراتر رفته و کارکردهای جدید خود را نیز خلق کردند

سه نوع دوسویه‌گی در روزنامه نگاری سایبر

اما در جمعبندی ویژگی دوسویه‌گی می‌توان گفت که به طور کلی سه نوع تعامل یا کنش و واکنش متقابل و دو سویه‌گی در رسانه‌های سایبر به چشم می‌خورد:
تعامل جستجوگرانه، تعامل کارکردی و تعامل انطباقی که می توان آنها را به این شکل معرفی کرد:

تعامل جستجوگرانه

تعامل جستجوگرانه مثل رفتن به صفحه بعد با دکمه برگشت در مرورگر (که این جستجوگری به عنوان گونه‌ای از دوسویه‌گی را باید به عنوان اساس تحرک بسیار راحت مخاطب در سایت در نظر گرفت.

تعامل کارکردی

مثل دریافت یا ارسال اتوماتیک پاسخ  نامه‌های الکترونیک.

تعامل انطباقی

مثل امکان استفاده از فروم و چت روم‌ها

 

مفاهیم: سایبراسپیس چیست؟

بعضی از نشریات به محض تولد رو به مرگ می روند. کاش چنین نمی شد.اجازه بدهید ریشه این اتفاق را در یک فرمول ساده بجویم؛ فرمولی ساده و قدیمی.
فرمول مورد بحث من از آن یک کارشناس ارتباطات است به نام تئودور پترسون (Theodore Peterson) است که متولد سال ۱۹۱۸ است.
اگر بخواهم کمی بیشتر معرفی‌اش کنم باید بگویم او جزو نویسندگان کتاب کلاسیک و بسیار معروف چهار تئوری مطبوعات Four Theories of the Press بوده؛ کتابی که پس از انتشار در سال ۱۹۵۶ از سوی اساتید دانشگاه ایلی نویز آمریکا به دلیل طبقه بندی نظام‌های رسانه‌ای جهان از شهرت برخوردار شد و هنوز به فارسی هم ترجمه نشده است. بگذریم. پترسون مورد بحث ما که در عین حال یک کارشناس برجسته در زمینه مجله‌ها هم هست؛ فرمولی برای انتشار مجله عرضه کرده که به نام خودش یعنی به فرمول پترسون معروف شده است؛ من فکر می‌کنم همه نشریه‌ها باید به هر طریقی سه نکته کلیدی  موجود در فرمول پترسون را به خاطر بسپارند تا بتوانند از پس چالش‌های فرا روی کارشان برآیند. البته این فرمول ساده صرفا جنبه هائی از دنیای پیچیده ارتباط را نشان می‌دهد. به هر صورت؛ این فرمول سه بخشی و مهم را می‌توان در سه محور خلاصه کرد:

  1. مجله باید مخاطبانی را برای خود دست و پا کند که سایر مجلات به آنها سرویس نمی‌دهند یا بد سرویس می‌دهند؛
  2. مجله باید بتواند خودش را با تغییر حالات و ذائقه مخاطبان وفق دهد؛
  3. مجله باید بازتاب شخصیت همان کسی باشد که مسئول آن است.

من فکر می‌کنم علت اینکه بعضی از نشریات به محض تولد رو به مرگ می‌روند؛ ندیدن همین محور اول باشد. اما اگر محور اول را دیده باشند و بتوانند به موقع خودشان را با محور دوم یعنی تغییرات ذائقه مخاطبان وفق دهند؛ تهدیدها را به فرصت تبدیل کرده‌اند و می‌توانند به سرمایه ارتباطی ایجاد شده تکیه کنند. اما محور سوم هم که به گمان من جنسی از اخلاق دارد و درستی و یکرنگی؛ محور مهمی قلمداد می‌شود.مدیر مسئول باید همانی باشد که هست. یک بام و دو هوا  یک ضرب المثل ریشه‌دار فارسی است و نشان می‌دهد مخاطبان خیلی زود رفتارهای دوگانه را تشخیص می‌دهند. نمی‌توان در حرف  و عمل تناقض داشت. به نظر من نشریه‌ای شانس بقا و رشد را می‌یابد که مخاطبان فعالی داشته باشد؛‌ مخاطبانی که بگویند چه نوع سرویس‌هائی را می‌خواهند و چه نوع‌هائی را نه. نشریه‌ای شانس بقا و رشد را می‌یابد که سردبیر فعالی داشته باشد؛ سردبیری که از تغییر حالات و ذائقه مخاطبان سر در آورد و به موقع با انها همراه شود. شما چنین مخاطبان و  چنین سردبیرانی سراغ دارید؟ چه خوب می‌شد اگر مخاطبان و سردبیران از این فرمول ساده برای گره‌گشائی از معمای پدیده‌ای به نام  ارتباط استفاد می‌کردند تا همه کارکردهای وسائل ارتباط جمعی  از جمله  خبررسانی  و اطلاع دهی،  آموزش و سرگرم سازی به طرزی موثر در  خدمت نیل به  اهداف اجتماعی در آید.

 

سواد رسانه‌ای چیست؟

سواد رسانه‌ای یک نوع درک متکی بر مهارت است که می‌توان براساس آن انواع رسانه‌ها را از یکدیگر تمیز داد، انواع تولیدات رسانه‌ای را از یکدیگر تفکیک و شناسایی کرد. به نظر من هدف اصلی سواد رسانه‌ای می‌تواند این باشد که بر اساس آن بتوان محصول نهایی یک رسانه را از این جنبه شناخت که آیا بین محتوای یک رسانه به مثابه یک محصول نهایی با عدالت اجتماعی رابطه‌ای وجود دارد یا خیر. سواد رسانه‌ای آمیزه‌ای از تکنیک‌های بهره‌وری مؤثر از رسانه‌ها و کسب بینش و درک برای تشخیص رسانه‌ها از یکدیگر است. در واقع اگر زمانی به نقطه‌ای از تعارض با یک رسانه برسیم، سواد رسانه‌ای می‌تواند مانع قطع ارتباط با رسانه شود و  ارتباط با رسانه‌های متفاوت و تبدیل رابطه یکسویه و انفعالی به یک رابطه فعال‌تر را توصیه کند. نظام رسانه‌ای دارای سلسله مراتب است و اجزای آن قابلیت تعقیب و شناسایی را دارد، همچنین هر رسانه‌ای دارای محصول نهایی است یعنی مانند یک کارخانه تمام اجزای آن اعم از زیرساخت‌ها، نرم افزارها، نیروی انسانی و غیره دست به دست هم می‌دهند تا یک تولید و محصول نهایی را با اهداف از پیش تعریف شده تحویل مصرف کننده دهند.  محصول نهایی یک رسانه می‌تواند در خدمت تثبیت یک طبقه یا در خدمت قدرت حاکمه باشد؛ طبقه و قدرتی که رهایی‌بخش و آزادی‌بخش نیست. بنابراین چنین محصول نهایی رسانه‌ای نمی‌تواند در خدمت عدالت اجتماعی عمل کند، بلکه در خدمت نیروهایی است که درصدد سلب عدالت اجتماعی هستند. به دیگر زبان می‌توان پرسید که آیا آگاهی و اطلاعاتی که از رسانه‌ها به دست می‌آوریم به صلاح اجتماع هست یا خیر یا اینکه صرفا در خدمت یک طبقه است.

 

مهارت‌های سواد رسانه‌ای

ابتدا دو مثال:

مثال اول: اگر در یک فیلم پسرکی فرضا ده ساله در حال دویدن باشد و در همان هنگام دویدن تبدیل به یک مرد چهل ساله ‌شود، برای کسی که فیلم زیاد دیده است؛ اتفاق عجیبی نیست. او متوجه خواهد شد که این پلان یک فلاش‌بک بوده است. اما برای کسی که اصلا فیلم ندیده باشد ممکن است همان پلان یک فلاش‌بک ایجاد سردرگمی کند و لذا از خودش بپرسد آن پسرک چه شد؟ و این مرد چهل ساله کیست؟تماشاگر حرفه‌ای سینما به تدریج به دانش و مهارت‌هایی مسلط شده که بر اثر آن نمادهای و موتیف‌های دیداری در سینما را به خوبی می‌شناسد.

مثال دوم: اگر بخواهیم در کابین خلبان یک هواپیما بنشینیم و آنرا به پرواز درآوریم نیاز به مجموعه‌ای از مهارت‌ها داریم تا بتوانیم هواپیما را به حرکت در آورده؛ به پرواز کشانده؛ کنترل کرده و به مقصد برسیم. مگر غیر از این است؟سواد رسانه‌ای هم به مهارت‌های خاصی نیاز دارد. با این تفاوت که در مورد درک و نقد سینما  و هواپیما زودتر به نقش مهارت‌های خاص پی می‌بریم، فقدان مهارت به عدم درک فیلم و به سقوط و مرگ منجر خواهد شد. در مورد استفاده از رسانه‌ها ممکن است بر این گمان باشیم که از مهارت کافی برخوردار هستیم، در حالی که اینجا موضوع به مهارت‌های یک ملوان ماهر و یک ملوان تازه‌کار شبیه است. هر چه در دریای توفانی ماهرتر و آگاه تر باشیم، می‌دانیم تا چه عمقی باید پیش رفت و چگونه از زیر امواج عبور کرد و به ساحل رسید

 

ضرورت و فایده سواد رسانه‌ای

چرا به سواد رسانه‌ای نیاز داریم؟ امروز در دنیایی زندگی می‌کنیم که خواه ناخواه در شرایط اشباع رسانه‌ای قرار دارد، فضای پیرامون ما سرشار از اطلاعات است وقتی تلفن همراه ما به صدا درمی‌آید در اطلاعات موجود در فضا پل این ارتباط شده است، یا زمانی که یک مودم ما را به جهان بی انتهای اینترنت می‌کشاند نشانه‌ای است بر حاکمیت اشباع رسانه‌ای و اینکه ما نیاز داریم که در برابر چنین فضایی، یک رژیم مصرف رسانه‌ای اتخاذ کنیم و در انتخاب‌هایمان دقت کنیم ، درست مثل غذایی که مراقب کلسترول، ویتامین و مواد دیگر  موجود در آن‌ها هستیم، در فضای رسانه‌ای هم باید دانست چه مقدار باید در معرض رسانه‌های مختلف اعم از دیداری، شنیداری و نوشتاری بود و چه چیزهایی از آن‌ها را برداشت.به عنوان مثال زمانی که در بزرگراه‌های اطلاعاتی حرکت می‌کنیم، سواد رسانه‌ای می‌تواند به ما بگوید چه مقدار از وقتمان را در چه سایت‌هایی – اعم از شناخته شده و ناشناخته – و چه مقدار از آنرا فرضا در چت روم‌ها بگذرانیم. بنابراین می‌توان گفت که هدف سواد رسانه‌ای تنظیم یک رابطه منطقی و مبتنی بر هزینه – فایده  است: در برابر رسانه‌ها چه چیزهایی را از دست می‌دهیم و چه چیزهایی را به دست می‌آوریم و  به عبارت بهتر؛ در مقابل زمان و هزینه‌ای که صرف می‌کنیم چه منافعی در نهایت به دست می‌آوریم. شاید بتوان گفت اصلی‌ترین هدف سواد رسانه‌ای این است که یک نوع استفاده مبتنی بر آگاهی و با فایده از سپهر اطلاعاتی اطراف داشته باشیم.

 

سطوح سواد رسانه‌ای

سواد رسانه‌ای قدرت درک نحوه کارکرد رسانه‌ها و معنی سازی در آنها است.سواد رسانه‌ای را می‌توان دسترسی، تجزیه و تحلیل و تولید ارتباط در شکل‌های گوناگون رسانه‌ای و مصرف انتقادی محتوا دانست.

سه جنبه سواد رسانه‌ای عبارتند از:

الف: ارتقای آگاهی نسبت به رژیم مصرف رسانه‌ای و یا به عبارت بهتر تعیین میزان و نحوه مصرف غذای رسانه‌ای از منابع رسانه ای گوناگون

ب: آموزش مهارت‌های مطالعه یا تماشای انتقادی

ج: تجزیه و تحلیل اجتماعی، سیاسی و اقتصادی رسانه ها که در نگاه اول قابل مشاهده نیست.

در واقع سواد رسانه‌ای امروزی‌تر؛ به دنبال مقابله با کارکردهای رسانه‌های بزرگ غالب است که هدف شان تامین هژمونی فرهنگی؛ تعمیم فلسفه سیاسی و حفظ قدرت‌هائی است که خود این رسانه‌ها محصول آنها هستند.به نظر می‌رسد که سواد رسانه ای به عنوان دافعه این فضا و در ستیز با گفتمان غالب رسانه‌های بزرگ در شرایط اشباع رسانه‌ای؛ در اینترنت نسبت به سایر رسانه‌ها سریعتر رشد کرده و به نوعی می‌توان  آنرا نوه دیجیتال نقد رسانه‌ای کلاسیک به حساب آورد
البته تسلط به یک زبان خارجی؛ مهارت استفاده از کامپیوتر و مهارت های استفاده از فضای سایبرنتیک می‌توانند هم به بهره‌وری مناسب‌تر از مباحث سواد‌ رسانه‌ای در اینترنت منجر شوند و هم به سور کلی خودشان جزو مهارت‌های سوادرسانه‌ای به شمار می‌آیند. از آن‌جای بدون سواد رسانه‌ای، نمی‌توان گزینش‌های صحیح از پیام‌های رسانه‌ای داشت؛ به گمان من نهادهای آموزشی، مدنی و انتشاراتی باید به این امر کمک کنند. نهادهای آموزشی مثل آموزش و پرورش، دانشکده‌ها و آموزشگاه‌های مختلف می‌توانند مفهوم سواد رسانه‌ای را در کتب درسی ارائه نمایند و نهادهای انتشاراتی هم می‌توانند مفاهیم ساده شده‌ای از این بحث‌ها را در دستور کار خود قرار دهند؛ نهادهای مدنی و صنفی که هر یک جمعی تخصصی را نمایندگی می‌کنند نیز می‌توانند اعضای خود را تحت آموزش مستمر در زمینه سواد رسانه‌ای قرار دهند. به عنوان نمونه روزنامه‌نگاری که از راه تجربی این حرفه را آموخته با روزنامه‌نگاری که آموزش آکادمیک را نیز به این تجربه اضافه کرده است، از جنبه سواد رسانه‌ای و مقهور‌سازی مخاطب؛ تفاوت‌های عمده‌ای با یکدیگر دارند. پس بین فردی که مسلح به مطالعات سواد رسانه‌ای است با فردی که بهره‌ای از سواد رسانه ای نبرده، تفاوت بسیار زیادی وجود دارد. سواد رسانه‌ای همچنین کمک می‌کند تا قضاوت‌های صحیح‌تری از محیط پیرامون خود داشته باشیم . پارامترهایی که سوادرسانه‌ای در اختیار می‌گذارد باعث می‌شود تا درک عمیق‌تری از آنچه می‌بیننم، می‌شنویم و می‌خوانیم داشته باشید. به طوری‌که فاقدان سواد رسانه‌ای را می‌توان طعمه های اصلی در فضاهای رسانه‌ای به شمار آورد. یکی دیگر از اهداف سواد رسانه‌ای نشان دادن اضافه بار اطلاعاتی است. در شرایط اشباع رسانه‌ای و در فضای موجود افراد در معرض حجم بالایی از اطلاعاتی هستند که به هیچ وجه به برخی از آن‌ها نیازی به آنها ندارند. به عنوان مثال امروزه بسیاری از نوجوانان مارک‌ها و علائم تجاری جهان را به خوبی می شناسند، اما این اطلاعات در هیچ زمینه‌ای به کار آنها نمی آید نه قدرت خرید دارند و نه قدرت مصرف ولی چون در معرض آگهی های پیاپی قرار دارند، در این زمینه اطلاعات دارند. پس باید از پیام ها و اطلاعات اطرافمان براساس نیازهایمان استفاده کنیم تا دچار سردرگمی نشویم. سوادرسانه‌ای این امکان را هم در اختیار می‌گذارد

 

نیاز به تولید ادبیات

باید در عرصه آموزش‌ رسانه‌ای و سواد رسانه‌ای تولید ادبیات کنیم. بر آموزش رسانه‎ای ۱۸ اصل حاکم است . مطالعه آرای لن‎مسترمن می‌تواند در این زمینه مفید باشد. او که از برجسته‎ترین متفکران حوزه بین‎المللی آموزش‎های رسانه‎ای است؛ پیش از این کتابی منتشر کرده بود که به سرعت به کتابی درسی در عرصه آموزش رسانه‎ای تبدیل شد. این کتاب که Teaching the Media نام داشت در سال ۱۹۸۵ به علاقه‎مندان مباحث مربوط به آموزش رسانه‎ای عرضه شد. حالا او کتاب دیگری دارد که انتشارات شورای اروپا آن را منتشر کرد. نام این اثر آموزش رسانه‎ای در اروپای دهه ۱۹۹۰ (Media Education in 1990’s Europe) است. نویسنده این مقاله از جمله کسانی است که ترجیح می‎دهد از عبارت آموزش رسانه‎ای (Media Education) به جای اصطلاح سواد رسانه‎ای (Media Literacy) استفاده کند
تکرار می‌کنم باید در عرصه آموزش‌ رسانه‌ای و سواد رسانه‌ای تولید ادبیات کنیم تا در گام اول مشخص شود دامنه و چارچوب سواد رسانه‌ای چیست؛ باید ترجمه کنیم تا بتوانیم زمینه یک مطالعه تطبیقی را فراهم کنیم و به معیارهایی برای تعقیب اهداف سواد رسانه‌ای دست پیدا کنیم. وضعیت سواد رسانه‌ای در غرب به دلیل آن که تکنولوژی های مدرن تمرکز و غلظت بیشتری دارند، باعث شده تا تئوریسین‌ها و مخاطبان زودتر خطر مسلح نبودن به سواد رسانه‌ای را درک کنند، بنابراین مطالعات و تجارب بسیار خوبی هم در این زمینه دارند که می‌شود از آنها استفاده کرد. همچنین حمایت نهادهای آکادمیک از طریق گنجاندن مفاهیم سواد رسانه‌ای در کتب درسی دانش آموزان، و دروس دانشکده‌های ارتباطات می‌تواند مفید باشد.حتی خود رسانه‌ها به خصوص روزنامه‌ها نیز با توجه به جغرافیای مخاطبینشان، می‌توانند مفاهیم مرتبط با سواد رسانه‌ای را منعکس کنند، منتقدین نیز می‌توانند به ادبیات سواد رسانه‌ای از طریق نقد سینمایی و نقد ادبی دامن بزنند و حتی فصلنامه رسانه نیز می‌تواند با همین گونه حرکت‌ها در این زمینه مفید واقع شود

 

آشنایی با نظریه اشاعه نوآوری‌ها

اشاعه نوآوری‌ها (diffusion of innovations) تئوری متعلق به  اورت ام راجرز (۱۹۳۱-) (Everett M. Rogers) پژوهشگر سرشناس عرصه ارتباطات است. این نظریه اشاعه فرآیند اجتماعی نوآوری‌ها را اعم از ایده‌ها و شیوه‌های جدید استفاده از وسایل و چگونگی دستیابی به آن‌ها و نحوه گسترش آن‌ها را  در  یک نظام اجتماعی بررسی می‌کند. این نظریه‌پرداز؛ نوآوری را به‌عنوان ایده، عمل، هدف، وسیله و یا انطباق با وضعیت متغیری که شخص آنرا نو فرض می‌کند تعریف کرده است.اشاعه از دیدگاه او نوع خاصی از ارتباط است که به گسترش نوآوری‌ها معطوف است.

راجرز؛ فرایند اشاعه نوآوری‌ها را دارای ۵ مرحله می‌داند:

  1. مرحله آگاهی (knowledge): مواجهه با نوآوری و شناخت کارکرد آن، آگاهی از پدیده نو زمانی صورت می‌گیرد که فرد یا واحد تصمیم گیرنده، با نوآوری و کارکرد آن مواجه می‌شود.
  2. مرحله ترغیب (persuasion): در این مرحله نگرش مثبت یا منفی نسبت به پدیده جدید در ذهن فرد شکل می‌گیرد.
  3. مرحله تصمیم (Decision): در این مرحله فرد در ذهن خود به ارزیابی می‌پردازد و تصمیم نهایی را پذیرش یا رد نوآوری اتخاذ می‌کند. هر تصمیم تشریفاتی در این زمینه که مبتنی بر دو مرحله قبلی نباشد به عنوان مانع عمل خواهد کرد.
  4. مرحله اجرا (Implementation): در این مرحله از نوآوری استفاده می‌شود.
  5. مرحله تثبیت (Confirmation): در این مرحله فرد پس از اتخاذ تصمیم، به دنبال اطلاعاتی می گردد که تصمیم او را تائید کند و در واقع افراد تصمیم خود را تقویت کند. اطلاعات منفی درباره تصمیم او می‌تواند روند کسب نوآوری را متوقف کند

 

گونه‌های گزینش‌کنندگان

راجرز در همین حال گزینش‌کنندگان نوآوری‌ها  را براساس میزان استقبالی که از نوآوری می‌کنند به چند گروه طبقه بندی کرده است:

  1. نوآوران (Innovators): (پنج درصد جامعه) افراد جسور و خطر پذیر که بیش از بقیه علاقمند به آزمایش اندیشه‌های جدید هستند، اینها بیشتر به تکنولوژی می پردازند و بیشتر برای پذیرش چیزهای جدید سعی می‌کنند .
  2. اقتباس گران اولیه (Early Adopters): (ده درصد جامعه) سریع وآگاهانه سازگار می‌شوند.  افراد محلی قابل احترام که در نظام اجتماعی بیشترین تعداد رهبران اجتماعی را شکل می‌دهند.
  3. اکثریت اولیه (Early majority): (چهل درصد جامعه) افراد با فکر و نکته سنج که در موقعیت رهبران فکری نیستند و در اخذ تصمیم ملاحظه کار بوده و با احتیاط عمل می‌کنند.
  4. اکثریت متأخر (Late majority): (چهل درصد جامعه) افراد مردد و شکاک که به خاطر ضرورت‌های اقتصادی و یا افزایش فشارهای محیطی و اجتماعی نوآوری را می‌پذیرند .
  5. عقب ماندگان (Laggards): (پنج درصد جامعه) افراد سنت‌گرا  و وابسته به محیط زندگی که اغلب گوشه‌گیر بوده و در گذشته سیر می‌کنند

 

مفاهیم: نشر بین‌رسانه‌ای چیست؟

تغییر عادات در مصرف اطلاعات، افزایش تقاضا برای اطلاعات تخصصی و تمایل به شخصی‌سازی اطلاعات از جمله چالش‌هایی هستند که در برابر رویه‌ها و عملکردهای سنتی رسانه‌ای قد برافراشته‌اند . نسل جدید مخاطبان که به مصرف بیشتر از داده‌های مولتی‌مدیایی تمایل دارد، خواستار دستیابی به اطلاعات در هر لحظه ممکن است. این درخواست نه‌تنها با هر زمان، بلکه با هر مکان نیز همراه است، مصرف‌کنندگان جدید اطلاعات در واقع می‌‌خواهند به اطلاعات مورد نظر خود در هر زمان و در هر مکان و از طریق همه انواع حامل‌های اطلاعات دست یابند (کامپیوترهای شخصی، لپ‌تاپ‌ها، موبایل‌ها و تلفن‌های معمولی) و حتی خواهان دستیابی به اطلاعات از طریق آمیزه‌ای از این ابزارها هستند و به همین دلیل است که اکنون شبکه‌ها و ابزارهای دریافت‌کننده اطلاعات در شکل‌های گوناگون در بازارها وجود دارند.در حالی که ابزارهای تکنولوژیک در زمینه پردازش و تحویل اطلاعات (اعم از متن، تصویر، ویدیو و پیام‌های شنیداری) و نیز در زمینه توزیع اطلاعات از طریق رسانه‌های گوناگون مشکلات مربوط به این فرایندها را به دلیل حضور سیستم‌های موسوم به مدیریت محتوا (اگرچه هنوز استاندارد یکسانی در این زمینه وجود ندارد) حل کرده‌اند، اما هنوز سازمان بخشیدن به تصمیمات مرتبط با فرایندهای نشر بین‌رسانه‌ای در عرصه تأمین اطلاعات به‌خصوص برای روزنامه‌ها، امر دشواری باقی‌مانده است.نخستین و اصلی‌ترین مشکل در این زمینه فقدان دانش ضروری برای سازماندهی بهینه فرایند نشر بین‌رسانه‌ای است. یک سازمان عملیاتی برای اتاق خبر که جنبه‌های گوناگون مولتی‌مدیایی  یا همان جنبه چندرسانه‌ای بودن [گزارش همشهری‌آنلاین از نشست روزنامه‌نگاری چندرسانه‌ای] را در نظر بگیرد، هنوز در هیچ دانشگاه یا انستیتویی تدریس نمی‌‌شود.

ایجاد یک مفهوم عملیاتی‌

ایفرا با پژوهش و تلاش توانسته است مفهومی عملیاتی را تحت عنوان تجاری نیوزپلکس به ثبت برساند. ایفرا با همکاری دانشگاه کارولینای جنوبی یک مرکز آموزشی و پژوهشی طراحی کرده که در آن فرایندهای کاری نشر بین‌رسانه‌ای در بخش‌های اتاق خبر و تبلیغات بازرگانی، تدریس می‌‌شود.در مرکز ایفرا، در دارمشتات ابزارهای پایه‌ای ضروری برای نشر بین‌رسانه‌ای به گونه‌ای که در خدمت تأمین نیازهای بازار روزنامه‌های اروپایی باشد، تأمین شده است. طراحی و در دسترس قرار دادن این ابزارها به گونه‌ای است که کاملاً عملیاتی و مفید باشند.اکنون بخش فزاینده‌ای از نهادهای نشر با توجه به این اصول و در هماهنگی با آن‌ها‌، کارهای خود را دنبال می‌‌کنند. باید گفت بسیاری تولیدات روزنامه‌ای و رسانه‌ای موجود در بازار قابلیت‌ هماهنگی با این دستورالعمل‌ها و راه‌حل‌ها چه به‌صورت منفرد و چه به‌صورت سازمان‌های رسانه‌ای دارند و این هماهنگی و همگرایی را می‌‌توانند با توجه به توان بالقوه خود ایجاد کنند.تبادل محتوا کماکان وظیفه اتاق خبر و بخش تبلیغات تجاری است. اما الزامات و ضرورت‌های جدید اطلاعات نوین را نمی‌‌توان با ساختارهای انعطاف‌ناپذیر و سنتی اتاق‌های خبر قدیمی و با سرویس‌ها و مراکز داخلی آن‌ها که صرفاً بر چاپ متمرکز است، تأمین کرد. این کار از نیروهای داخلی و خارجی بخش تبلیغات بازرگانی هم در حالی که مراکز تسویه‌حساب، دیجیتال می‌‌شوند و یا بازاریابی و توزیع از طریق ارتباط مستقیم با مشتری دنبال می‌‌شود، بر نمی‌‌آید.تمام مراحل تولید اطلاعات (از محتوا گرفته تا تبلیغات بازرگانی) اکنون در فرایندهای کنترلی همگرا شده،‌ متمرکز شده‌اند. به همین خاطر، ساختارهای سازمانی جدید یا آن‌چه به آن‌ها میز (desk) یا سرویس گفته می‌‌شود در مراکز رسانه‌ای، در مراکز خبری، تبلیغاتی و تولیدی ایجاد شده‌اند‌. هدف این میزها، تمرکز در زمینه شناخت و نحوه کار است.در حال حاضر، اکثر اتاق‌ خبرهای روزنامه‌های منطقه‌ای به آژانس‌های داخلی شرکت‌های نشر تبدیل شده‌اند. سیستم‌های مدیریت محتوا (CMS) اکنون دسترسی به انواع اطلاعات را (متن، تصویر، ویدیو، صدا و فراداده‌ها) امکان‌پذیر ساخته‌اند [مفاهیم: مدیریت داده‌ها چیست؟] و این دسترسی به اطلاعات، صرف‌نظر از این‌که پایگاه داده‌ها در کجای اینترنت یا اینترانت قرار دارد، صورت می‌‌گیرد.فایده اصلی این سیستم جدید جهانی این است که قدرت پردازش اطلاعات را از هر دو جنبه سازمانی و فنی، به گونه‌ای رسانه‌ای و صرف‌نظر از نوع رسانه مورد استفاده، داراست و فرایندهای اطلاعات به گونه‌ای همگرا، طراحی، کنترل و تعقیب می‌‌شوند. اکنون هر نهاد رسانه‌ای می‌‌تواند با همگراسازی سیستم‌ها و فرایندها، عملیات خود را در خدمت نیازهای مشتری متمرکز کرده و از همگرایی طیفی از رسانه‌ها (آنلاین، اس‌ام‌اس، ایمیل و غیره) به صورتی محصول‌گرا و بازارگرایانه بهره‌مند شود.از دیگر سو، آگهی‌ها هم نوعی از اطلاعات هستند که باید با عینی‌گرایی یا با احساس و یا با جدیت در اتاق‌های خبر مبادله شوند. فرایند این تبادل در آگهی و محتوا با یکدیگر یکسان است. استفاده از تمامی اطلاعات موجود،‌ این امکان را به واحد آگهی‌ها می‌‌دهد تا خود را به یک آژانس منطقه‌ای تبدیل سازد.این امر در مورد اتاق‌های خبر، در کنار چاپ به عنوان هسته اصلی تجارت، می‌‌تواند تمام فعالیت‌های بین‌رسانه‌ای نظیر رسانه‌های آنلاین، خدمات موبایل، بیلبوردها و پوسترها را هم دربگیرد.بنابراین، خدماتی که در اختیار آگهی‌دهنده قرار می‌‌گیرد، حالتی عمیق‌تر، شخصی‌تر، مؤثرتر و معطوف‌تر به هدف را به خود می‌‌گیرد. در چنین حالتی، مشاور آگهی‌ها و تیم همکار او حکم شریک مشتری را برای انواع رسانه‌ها پیدا می‌‌کنند.

 

جنبه‌ دیجیتال فرهنگ

یکی از شاخص‌هایی که برای شناخت شکاف دیجیتال در جهان امروز تدوین شده است؛ شاخص جامعه اطلاعاتی (ISI) است

این شاخص را بانک جهانی ارائه کرده و برمبنای آن کلیه کشورهای جهان به پنج گروه طبقه بندی شده‌اند:

  • گروه اول (Skaters) گروهی هستند که بر اساس شاخص مزبور به گونه‌ای شتابان در مسیر دنیای دیجیتال گام برمی‌دارند.
  • گروه دوم (Striders) گروهی هستند که با گام‌های بلند و مؤثر در راه دیجیتالی شدن حرکت می‌کنند.
  • گروه سوم (Sprinters) گروهی هستند که با تلاش فراوان در صددند تا راه‌های استفاده هر چه بیشتر از تکنولوژی‌ها‌ی دیجیتال را فراهم آورند.
  • گروه چهارم (Strollers) گروهی هستند که مسائل دیجیتال معاصر را چندان  جدی نمی‌گیرند و هم محدودیت‌های مالی دارند و هم با ازدیاد جمعیت مواجه می‌باشند.
  • گروه پنجم (Starters) گروهی هستند که در واقع جزو تازه‌واردان به زمانه و عرصه دیجیتال به حساب می‌آیند.

حالا با توجه به آنچه طرح شد نخستین پرسش این است که  ایران در  کدام گروه قرار دارد و یا می‌خواهد در کدام گروه قرار گیرد.من فکر می‌کنم یکی از جنبه‌ها و مفاهیم فرهنگ در زمانه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم ، فرآیند فرهنگ سازی در جهت همین کاربرد موثر تکنولوژی‌های ارتباطی و اطلاعاتی است که باید به عنوان یک ماموریت در دستور کار نهادهای مختلف اعم از دولتی، خصوصی و مدنی قرار گیرد تا این نکته مشخص شود که نهادهای مربوطه در این رابطه در کجا قرار دارند. این کار از طریق سنجش سطح دانش و تجربه افراد درگیر و شاغل در آن‌ها در مورد تکنولوژی‌های ارتباطی و اطلاعاتی به دست می‌آید.نکته دومی که باید در کانون توجه باشد، نوع و میزان ارتباط مهارت‌های مرتبط با تکنولوژی‌های ارتباطی و اطلاعاتی  با اهداف نهادهای مختلف است. وبالاخره سومین نکته هم چگونگی رسیدن به اهداف از طریق انطباق مهارت‌ها بااهداف مربوطه است که در این رابطه نوع برنامه‌های آموزشی برای کسب مهارت‌ها هم بسیار مهم است. به این ترتیب به نظر می‌رسد اکنون یکی از راه‌های موثر حفظ فرهنگ‌ها و اشاعه آن‌ها اتکا به همین تکنولوژی‌های نوین ارتباطی و اطلاعاتی است و این تکنولوژی‌ها به دلیل غلبه بر زمان و مکان، قدرت شگفت‌انگیزی در تبلور فرهنگ و تحقق راه‌حل‌های مرتبط با آنرا دارند.  همین شاخص جامعه اطلاعاتی در واقع شکل متمرکز شده بیست وسه متغیر است که برخی از آن‌ها مربوط به زیرساخت‌های کامپیوتری از جمله سرانه کامپیوتر است و برخی دیگر مربوط به میزان تجارت الکترونیک و یا مربوط به  تعداد کاربران خانگی اینترنت و تعداد کاربران اینترنت در محل کار و در سازمان‌های آموزشی و برخی هم مربوط به زیرساخت‌های ارتباطی نظیر تعداد خطوط تلفن و فکس و میزان  تلویزیون و گیرنده رادیو از نظر سرانه و آزادی‌های  مطبوعاتی و مدنی. و همانگونه که ملاحظه می‌کنید این شاخص‌ها عمدتا از جنس فرهنگ هستند، و مقولاتی اجتماعی‌ و مربوط به رویه‌های‌ کار هستند و مسائل  شخصی و سازمانی را در بر می‌گیرند و می‌توانند باعث‌ بروز الگوها و ساختارهای‌ جدید در هر دو عرصه شوند، ضمن اینکه باعث تبادل مفاهیم و نیز تبادل و تجارت کالاهای‌ فرهنگی‌ شوند که در این روزگار، خود به موضوع‌ مهمی‌ در تجارت‌ جهانی‌ تبدیل‌ شده است. بنابراین به گمان من، به همین دلیل است که امروز اندیشیدن به فرهنگ برای رسیدن به راه حل‌های فرهنگی، بدون اندیشیدن به جنبه دیجیتال فرهنگ، کار بسیار دشواری شده است

 

مفاهیم: روش‌های آنالیز وب چیست؟

شرکت‌های آنالایزر وب معمولا از هر دو روش عمده آنالیز وب یعنی تحلیل لاگ‌فایل و تگ‌دادن به صفحه استفاده می‌کنند . اما این دو روش عمده آنالیز وب هرکدام مزایا و معایبی دارند:

 

مزایای آنالیز لاگ‌فایل

مزایای عمده  “تحلیل لاگ‌فایل” بر “تگ‌دادن به صفحه” این‌ها هستند:

  • وب سرور از قبل لاگ‌فایل تولید می‌کند، بنابراین داده‌ی خام از قبل موجود هستند.
  • جمع‌‌‌‌آوری داده‌ها از طریق تگ‌دادن به صفحه، نیاز به تغییراتی در وب‌سایت دارد.
  • وب‌سرور به طور قابل‌اعتمادی هر عملی را که انجام می‌دهد، ثبت می‌کند. تگ‌دادن به صفحه به همکاری مرورگر مورد استفاده بازدیدکنندگان اتکا دارد، که ممکن است بخشی از اعمال را انجام ندهد (برای مثال اگر جاوا اسکریپت آن غیرفعال شده باشد.
  • داده‌ها روی سرورهای خود شرکت است و  فرمتی استاندارد دارد و نه اختصاصی.
  • این امر به شرکت امکان می‌دهد که بعدها برنامه‌ها را تعویض کند، از  چندین برنامه متفاوت استفاده کند، و داده‌های تاریخی را با برنامه‌ای جدید تحلیل کند. اما راه‌حل‌های مبنی بر تگ‌دادن به صفحه باعث اتکا بیش از حد به یک تامین‌کننده خاص خدمات می‌شوند.(vendor lock-in)
  • لاگ‌فایل‌ها حاوی اطلاعاتی از بازدیدها بوسیله اسپایدرهای موتورهای جستجو هستند. گرچه این بازدیدها را نباید به عنوان بخشی از فعالیت انسانی بر روی وب‌سایت گزارش کرد، اما این داده‌ها برای انجام  “بهینه‌‌سازی موتور جستجو”         (search engine optimization) اهمیت دارند.
  • لاگ‌فایل‌ها حاوی اطلاعاتی در مورد درخواست‌های شکست‌خورده هستند، اما تگ‌دادن به صفحه تنها اگر دیدن صفحه موفقیت‌آمیز باشد، یک رخداد را ثبت می‌کند.

مزایای تگ‌دادن به صفحه

مزایای اصلی تگ‌دادن به صفحه نسبت به تحلیل لاگ فایل این‌ها هستند:

  • جاوا اسکریپت به طور خودکار هر زمانی که صفحه بارگذاری می‌شود، به راه می‌افتد.
  • افزودن اطلاعات اضافی به جاوا اسکریپت، که سرور از راه دور بعدا می‌تواند آنها را جمع‌آوری کند، آسان‌تر است، برای مثال  اطلاعاتی درباره اندازه‌های اسکرین بازدیدکنندگان، یا قیمت کالاهایی که آنها خریده‌اند، را می‌توان به این طریق اضافه کرد.
  • در تحلیل لاگ‌فایل اطلاعاتی را که به طور معمول به وسیله وب‌سرور جمع‌اوری نمی‌شود، تنها می‌توان با تغییر دادن URL ثبت کرد.
  • تگ‌دادن به صفحه می‌تواند رویدادهایی مانند تعامل‌های درون فیلم‌های فلش را نیز که به درخواست از وب  سرور مربوط نیست، گزارش کند.
  • سرویس تگ‌دادن به صفحه  فرآیند اختصاص‌دادن کوکی به بازدیدکنندگان را مدیربت می‌کند؛ درشیوه تحلیل لاگ‌فایل سرور را برای انجام این کار باید پیکربندی کرد.
  • تگ‌دادن به صفحه  برای شرکت‌هایی که اداره وب‌سرور خودشان را در دست  ندارند، قابل انجام است.

 

روش‌های ترکیبی

برخی از شرکت‌ها اکنون برنامه‌هایی را تولید می‌کنند که از هر دو شیوه تحلیل لاگ‌فایل و تگ‌دادن به صفحه استفاده می‌کنند. هدف این شرکت‌ها از کاربرد روش ترکیبی، تولید آمار دقیق‌تر است

 

مفاهیم: روابط عمومی دیجیتال چیست؟

روابط عمومی دیجیتال؛ عنوان سخنرانی‌ ویرایش‌ شده دکتر یونس‌ شکرخواه‌ در انجمن‌ روابط عمومی‌ ایران‌ است‌. به‌ نظر می‌آید در زمانه‌ای‌ به‌ سر می‌بریم‌ که‌ خیلی‌ نمی‌توان‌ یکپارچه‌ و تخت‌ به‌ آن‌ نگاه‌ کرد؛  می‌خواهم‌ بگویم‌ ‌ این‌ زمانه‌، زمانه‌ جزیره‌ای‌ نیست؛‌ بلکه‌ یک‌ زمانه‌ مجمع‌ الجزایری‌ است‌. به‌ این‌ معنا که‌ ما با هویت‌های‌ منفرد سروکار داریم‌ و نه‌ با هویت‌های‌ یکپارچه‌، در واقع‌ قصد دارم‌ بحثم‌ را از این‌ نکته‌ شروع‌ کنم‌ که ‌در حال‌ حاضر به‌ دوره‌ای‌ رسیده‌ایم‌ که‌ دیگر نمی‌توانیم‌
روابط عمومی‌ را در چارچوب‌ مدل‌های‌ ارتباطی مبتنی بر تأثیرات‌، بنگریم‌.

سه‌  مدل‌ مسلط:

می‌دانید که سه‌  مدل‌ مسلط را در ارتباطات‌ لحاظ می‌کنند‌:

  1. مدل‌ اقتصاد سیاسی‌، که‌ طبق آن‌ وسایل‌ ارتباط جمعی‌ ناقل‌ تغییرات هستند و نه‌ عامل‌ تغییرات‌.
    مدل‌ تأثیرات‌ رسانه‌ای‌، که‌ اساس‌ آن‌ مبتنی‌ بر قدرت تأثیرگذاری‌ رسانه‌ها است و شاید اوج‌ این‌ تفکر‌ را بتوان در تئوری‌ تزریقی‌ یا همان گلوله‌های جادویی دید‌ که‌ معتقد است‌ نهایت هر پیام‌ رسانه‌ای‌ الزاماً تأثیرگذاری‌ رسانه‌ها بر مخاطبان است‌. روابط عمومی‌ها تا حدودی‌ خواسته‌ و ناخواسته‌ در همین مدل‌ دوم‌ قرار می‌گیرند. یعنی‌ پیش‌فرض‌ اولیه‌ آن ها این است که‌ آنچه‌ روابط عمومی می‌گوید، الزاما پذیرفته‌ خواهد شد؛ ولی باید بگویم زمانه‌ فعلی‌؛ مدل‌های معتقد به تأثیرگذار بودن رسانه‌ها‌ را، مدل‌‌هایی کاربردی‌ و مؤثر نمی‌شناسد.
  2. مدل‌ فرهنگی‌ که در واقع‌ رسانه‌ها را نه‌ صرفاً ناقل‌ تغییرمی‌بیند و نه‌ مثل‌ مدل‌ تأثیری ‌عامل‌ تغییر، بلکه‌ رسانه‌ها را نقشه‌ می‌داند، نقشه‌ای مثل نقشه یک‌ شهر که یک‌ محل‌ و مکان تعامل‌ است و همان‌ طور که‌ در شهر با رعایت ‌تمام قوانین‌ همه‌ حق‌ تردد دارند‌، در فضای رسانه‌ها نیز که مثل همان شهر است همه حق تردد دارند و در نقشه‌ تعامل‌ قرار می‌گیرند اولین‌ نتیجه‌ای‌ که‌ می‌خواهم‌ از این‌ مقدمه‌ بگیریم‌ این‌ است‌ که‌ روابط عمومی‌ها بهتر است از چارچوب‌ مدل‌های‌ تأثیری‌ به‌ چارچوب‌ مدل‌های‌ فرهنگی‌ منتقل‌ ‌شوند.اما بحث‌ من مربوط به روابط عمومی‌ دیجیتال‌ است‌ اولین‌ نکته‌ من‌ این‌ است‌ که‌ قصد دارم‌ طرح‌ مسأله‌ کنم‌؛ و چون چنین است؛ پس‌ پاسخی‌ نیاورده‌ام؛ اما این‌ بدین‌ معنا نیست‌ که‌ پاسخی‌ برای‌ نکاتی‌ که ‌می‌گویم‌ نداشته‌ باشم‌.

 

همه چیز تکنولوژی نیست

روابط عمومی‌ دیجیتال‌ به‌ این‌ معنا نیست‌ که‌ گمان‌ کنیم‌‌ هر روابط عمومی‌ که‌ به‌ تکنولوژی‌های‌ روز ارتباطی‌ مسلح‌ شد، روابط عمومی‌ دیجیتال‌ شده است. چنین‌ نیست‌ نمی‌شود به‌ یک دلیجان یک‌ موتور جمبوجت‌ بست و انتظار داشت‌ که‌ آن‌ دلیجان‌ با موتور جمبوجت‌ حرکت‌ کند، اولین‌ اتفاقی‌ که‌ به‌ محض‌ استارت‌ خوردن‌ آن‌ موتور می‌افتد، ویران‌ شدن‌ و از هم گسسته شدن دلیجان‌ است‌. آن‌ دلیجان‌ نه‌ تنها با آن‌ موتور نمی‌تواند حرکت‌ کند بلکه‌ تمام‌ ساختارش‌ نیز به هم‌ می‌ریزد.
شاید این‌ حرف من‌ علامت‌ سؤال‌ بزرگی‌ ایجاد کند که‌ یعنی‌ چه‌؟ اگر ما به ‌ICT  مسلح‌ شدیم‌ یا به‌ مفهوم‌ مدرن‌تر آن‌ یعنیNICT مسلح‌ شدیم‌ که در واقع تکنولوژی‌های نوین ارتباطی و اطلاعاتی است، چرا روابط عمومی‌ دیجیتال‌ ‌ نیستیم.نکته‌ کلیدی‌ این‌ جا است‌ که‌ روابط عمومی‌ها در حال‌ حاضر برای‌ این‌ که‌ از طرف‌ روابط عمومی‌ سنتی‌ به‌ طرف‌ روابط عمومی‌ دیجیتال‌ حرکت‌ کنند در دو حیطه‌ بزرگ ‌درگیر چالش‌ هستند؛ عرصه‌ اول‌ کاربری‌ تکنولوژیک‌ است‌ که‌ می‌شود روی‌ آن نور انداخت‌ و ساعت‌ها حرف‌ زد که‌ کاربری‌ تکنولوژیک‌ در دنیای‌ امروز یعنی‌ چه‌؟ خوب‌ وقتی‌ ما حرف‌ کاربری‌ را می‌زنیم‌ درواقع‌ باید راجع‌ به‌ سواد امروز حرف‌ بزنیم‌ و وقتی‌ بحث‌ سواد امروز پیش‌ می‌آید؛ به‌ دنبال‌ آن‌ بحث‌ سواد رسانه‌ای‌ پیش می‌اید که‌ در حال‌ حاضر خودش یک بحث  بزرگ‌ است‌. ظاهرا روابط عمومی‌ها خودشان‌ را از سواد رسانه‌ای‌ بی‌نیاز می‌بینند اما باید یاداوری کنم که سواد رسانه‌ای‌ در جهان‌ امروز فقط خواندن‌ و نوشتن‌ نیست‌. ‌اما آن‌ حیطه‌ دوم‌ که‌ خدمتتان‌ گفتم‌ مربوط به مخاطبانی‌است که‌ در حال‌ دگرگونی‌های عظیمی هستند و متاسفانه روابط عمومی‌ سنتی‌ متوجه‌ این تغییر ماهیت و تغییر جغرافیای‌ مخاطبانش‌ نیست‌. لابد سری ‌که‌ درد نمی‌کند احتمالاً چشمانش‌ خوب‌ نمی‌بیند.تاکید می‌کنم آن‌ چیزی‌ که‌ الان‌ در دنیای‌ امروز پایه‌ بحث‌  روابط عمومی‌ دیجیتال‌ را تشکیل‌ می‌دهد، کاربری‌ تکنولوژیک‌ نیست‌؛ برخی از همکاران‌، گمانه‌زنی‌هایی‌ در خصوص روابط عمومی‌دیجیتال‌ داشته‌ و من هم مطالب آن‌ها‌ را خوانده‌ام‌، متاسفانه تصویری‌ که‌ آن‌ها از روابط عمومی‌ دیجیتال ‌دارند تصویری‌ تکنولوژیک‌ است‌ که‌ در حقیقت‌  فقط بخشی‌ از روابط عمومی‌ دیجیتال‌ است‌.مخاطبان‌ شما و همین‌ طور مخاطبان‌ رسانه‌ها در حال‌ تغییرند، به‌ نظر من‌ روابط عمومی‌ها متولد شدند که‌ پاسخگوی‌ رسانه‌ها باشند و هنوز کم و بیش این‌ عادت‌ را دارند و سعی‌ می‌کنند که‌ پاسخگوی‌ رسانه‌ها باشند. اما آن‌ دسته از روارط عمومی‌ها‌ که‌ دارند از این‌ عادت‌ فاصله‌ می‌گیرند همان‌هایی‌ هستند که‌ بستر دیجیتالیزم‌ و بستر حرکت‌ به‌ طرف‌ روابط عمومی‌ دیجیتال‌ را به‌ طور طبیعی‌ هموار کرده‌ و طی‌ می‌کنند.بنابراین‌ اگر می‌گویم‌ یک‌ عرصه بزرگ‌، همین عرصه‌ تغییر و تحولات‌ در اردوی‌ مخاطبان‌ است به‌ این‌ دلیل‌ است‌ که‌ در نزد مخاطبان‌ رسانه‌ها هم‌ همین‌ تحولات‌ در حال‌ رخ‌ دادن‌ است‌ امروز مخاطبان به‌ محض‌ این‌ که ‌از رسانه‌ای‌ پاسخ‌ لازم‌ را نگیرند از آن‌ رسانه‌ فاصله‌ می‌گیرند و اساساً ریزش‌ تیراژها در رسانه‌های ‌مکتوب‌ یا پیدا شدن‌ بخشی‌ به‌ نام‌ مخاطبان‌ غیر وفادار از همین‌ جا ناشی‌ می‌شود.پس‌ بنابراین‌ تغییری‌ که‌ در عرصه‌ مخاطبان‌ در حال‌ رخ‌ دادن‌ است‌ به‌ نظر من‌ رو به تحقق‌ کامل است‌ و در حال‌ حاضر مخاطبان‌ روابط عمومی‌ها فقط رسانه‌ها نیستند.عادت‌ نکنید که‌ برای‌ رسانه‌ها بیانیه‌ خبری‌ تهیه‌ کنید، فولدر بفرستید یا بازدید بگذارید.‌ اگر دقت‌ کنید‌ این ‌مخاطبان‌ تغییر یابنده؛‌ خواسته‌ و ناخواسته‌؛‌ خودشان‌ معماران‌ روابط عمومی‌ها هستند و امروز خودشان‌ به‌ راحتی‌ سایت‌ می‌زنند و راجع‌ به‌ شما، محصول‌ شما و خدمات ‌شما دست‌ به‌ قضاوت‌ آن هم در تیراژی جهانی‌ می‌زنند.مخاطبانی‌ که‌ امروز صاحب‌ سایت‌ هستند هر مطلبشان‌ یک‌ سلام‌ به‌ جهان‌ است و از بنابراین‌ از دایره تاثیرات احتمالی شما بسیار فراتر می‌روند. امروز محصولات‌ بسیاری‌ از شعبه‌های کمپانی‌های‌ بزرگ؛ در سطح‌ جهانی‌ از طرف‌ مصرف‌کنندگان‌ ‌بمباران‌ دیجیتالی‌ می‌شند و کمپانی‌ مادر را وادار می‌کنند تا مدیریت‌ و سیستم‌ شعبه‌‌های منطقه‌ای‌ خودش‌ را تغییر دهد. با این‌ پیش‌ درآمد اجازه‌ می‌خواهم‌ اشاره‌ کنم‌ به‌ برخی‌ از رگه‌های‌ تحول‌ در حیطه‌ روابط عمومی‌ دیجیتال ‌و هفت‌ محور را ‌ طرح‌ کنم‌. در بحث‌ امروز اگر از مخاطب‌ یک‌ مقدار‌ بیشتر بگویم‌ به‌ محور دوم‌ خواهم‌ رسید. می‌توانم ‌این‌ را اضافه‌ کنم‌ که‌ نگاه روابط عمومی‌ سنتی‌ ‌ به‌ مخاطب‌، نگاه‌ برخاسته از تئوری تزریقی‌ است‌ یعنی‌ می‌خواهد ‌مخاطب‌ را پیوسته در یک‌ حالت‌ تحمیل‌گری‌، ارسال‌ یک‌ سویه‌ و درحالت‌ ارتباط یک‌ طرفه‌ حفظ کند. اجازه می‌خواهم به ادبیات ‌ارتباطات‌ و ‌ در همین‌ رشته‌ تخصصی‌ شما (روابط عمومی‌) به‌ دو‌ ترم‌ علمی‌ که رخ‌ نشان‌ داده اشاره کنم. سیاست امروز روابط عمومی‌ها دیگر سیاست‌ پوشینگ‌  Pushing نیست‌، پولینگ‌ Polling است.‌ یعنی اینکه‌ روابط عمومی‌ها دیگر نمی‌توانند مضمونی‌ را به‌ صورت‌ یک‌ جانبه‌ به‌ طرف‌ مصرف‌کنندگانشان‌ پوش‌ کنند؛ بلکه‌ سیاست‌ امروز سیاست‌ پولینگ‌ و  در نظر گرفتن نظرات است یعنی‌ باید در واقع‌ به‌ جای‌ رسانه‌ مداری‌، روابط مداری‌ و روابط عمومی‌ مداری‌؛ مخاطب‌ محوری‌ را اصل‌ قرار دهند.این‌ بحث‌ آنقدر جلو رفته که‌ می‌گویند هر مخاطبی‌ یک‌ دموگرافی‌ ویژه و خاص خودش را دارد که‌ می‌شود، آن‌ را ترسیم کرد و تماشایش‌ کرد. پس باور بفرمایید امروز در روابط عمومی‌‌های مدرن بحث‌ دموگرافی‌ تک‌ نفره مطرح‌ است‌. دیگر مخاطب‌ را جمع‌فرض‌ نمی‌کنند، روابط عمومی‌ باید به‌ شیوه‌ دموگرافی‌ یک‌ نفره‌ عمل‌ کند یعنی‌ باید حتی‌ پاسخگوی‌ یکایک‌ مخاطبانش‌ باشد.غیر از تحولات‌ مربوط به حیطه‌ مخاطبان‌ مطلب‌ دومی‌ که‌ می‌خواهم‌ به‌ آن‌ اشاره‌ کنم‌ اشتباه‌ فاحشی‌ است‌ که‌ روابط عمومی‌های‌ سنتی‌ پیشه‌ می‌کنند و در روابط عمومی‌های‌ دیجیتالی‌ ستم‌ تلقی‌ می‌شود. آن‌ اشتباه‌ این‌ است‌ که‌ رویه‌ها یا کنش‌ها را با اهداف‌ اشتباه‌ می‌گیرند و این‌ فاجعه‌آمیز است‌. فرض‌ کنید ما اسیر مجموعه‌ موجود در این مکانی شویم‌؛ که در آن گرد آمده‌ایم؛ و به دیگر زبان گمان کنیم که برای‌ این‌ تریبون و برای صندلی‌ها گرد آمده‌ایم‌ و یا مثلا یادداشت‌ برداری کنیم‌ که‌ چه‌ کسانی‌ غیبت‌ کرده‌اند. در صورتی که با این ‌کنش‌ باید به‌ دنبال‌ یک‌ هدف‌ بزرگتر باشیم‌.هنوز در عرصه روابط عمومی‌های‌ سنتی‌؛ گرفتاری‌ عدم‌ تمییز دادن‌ کنش‌ و هدف‌ از یکدیگر کماکان وجود دارد. بنابراین‌ وقتی‌ هم‌ می‌خواهند دیجیتال‌ شوند با همان‌ دید به‌ جلو می‌آیند و فکر می‌کنند اگر دارای‌ وب‌ سایت‌ شدند و به‌ جایی‌ ایمیل‌ زدند، به‌ این‌ معناست‌ که‌ روابط عمومی‌ دیجیتال شده‌اند. داشتن‌ وب‌ سایت‌ یک‌ کنش‌ است‌؛ هدف‌ شما نیست.‌ این‌ آسیب‌ همین‌ الان‌ هم‌ در بین‌همکاران‌ شما قابل‌ تحقیق‌ است‌ یعنی‌ گمان‌ ‌ این‌ است‌ که‌ اگر احتمالاً توانستند یک‌ وب‌ سایت‌ راه‌ اندازی‌کنند دیگر به‌ آن‌ها می‌گویند وارد فیلد دیجیتالیزم‌ شده‌‌اید. اما در جهان‌ امروز به آن روابط عمومی‌  می‌شود دیجیتال‌ گفت‌ که‌ ‌ بتواند مسائل مخاطب‌ را از نظر مشکلاتی‌ که‌ با تکنولوژی‌های‌ ارتباطی‌ پیدا می‌کند مدام تعقیب‌ کند. وظیفه‌ روابط عمومی‌ دیجیتال‌ تعقیب‌ پیاپی‌ مسایل ‌کاربران‌ در ارتباط با خدمات‌ و محصولاتی‌ است که آن‌ روابط عمومی در رابطه‌ با تکنولوژی‌ ارتباطی‌اش‌ قرار دارد‌. یعنی‌ باید مدام‌ نگاه‌ خود را متمرکز کند به‌ روی‌ آن‌ گرفتاری‌هایی‌ که‌ در مسیر ارتباط تکنولوژیک‌، بین‌ خودش‌ و مشتری ‌ایجاد می‌شود. ببخشید این قدر صریح‌ از واژه مشتری‌ استفاده می‌کنم؛ من‌ نمی‌توانم‌ از نظر علمی‌ و ارتباطی‌ هیچ‌ معنایی‌ به‌ غیر از مشتری‌ از‌ مخاطب‌ درک‌ کنم‌. حتی‌ اعتقادم‌ این‌ است‌ آن‌ چیزی‌ که‌ به‌عنوان‌ خدمات‌ می‌شناسیم‌؛ آن‌هم یک محصول‌ نامرئی‌ است‌ و روابط عمومی‌ باید این‌ برخورد را بی‌ تعارف‌ با ‌خودش‌ داشته‌ باشد بنابراین‌، اینکه می‌گویم‌ روابط عمومی باید رابطه‌ مشتری‌ و تکنولوژی‌ را تعقیب‌ ‌کند، منظورم‌ یک‌ کنش‌ نیست‌ بلکه‌ قرار است‌ مشکل‌ مشتری‌ را حل‌ کند.یک‌ نمونه‌ ساده‌‌ برای‌ این‌ مورد مثال‌ می‌زنم. شما احتمالاً بیرون‌ از ایران‌ از کتابفروشی Amazon در اینترنت‌ کتاب‌ خریده‌اید. Amazon روابط عمومی‌ دارد به‌ نظر شما روابط عمومی‌ آن چه‌ کار باید بکند باید این‌ طرف‌ و آن‌ طرف؛‌ بروشور و فولدر بفرستد و به ‌مشتری‌هایش‌ بگوید مثلاً من‌ این‌ جا چهار میلیون‌ جلد کتاب‌ دیجیتالی‌ دارم؛‌ خب‌ حتی این‌ها را هم گفت؛ بعد چه؟‌ اما نگاه‌ اصلی ‌آن‌ روابط عمومی‌ در این‌ جا متمرکز می‌شود که ببیند در راه‌ ‌ ارتباط دیجیتالی‌ Amazon با مشتریان‌ چه‌ نوع ‌موانعی‌ وجود دارد که اگر رفع‌ شود خریداران  می‌توانند دسترسی‌ بیشتری‌ به‌ خدمات‌ و محصولات‌ Amazon  پیدا کنند. جف‌ بزوز رییس‌ Amazon سی‌ و سه‌ ساله‌ بود که به عنوان مرد سال جهان‌ انتخاب‌ ‌شد من‌ بخشی‌ از این اتفاق را‌ مدیون‌ استراتژی‌ ارتباطی‌ او‌ می‌دانم‌. حالا اگر من‌ بخواهم‌ از این Amazon یک‌ کتاب‌ راجع‌ به‌ روابط عمومی‌ خریداری‌ کنم‌ وقتی‌ روی‌ کتاب‌ موردنظرم‌ کلیک‌ می‌کنم‌ به‌ من‌ می‌گوید می‌خواهی‌ هشت‌ صفحه‌ از این‌ کتاب‌ را ببینی‌؟ وعلی‌ القاعده‌ هیچکس نیست که از چنین پیشنهادی‌ بدش بیاید. وقتی‌ که‌ هشت‌ صفحه‌ را می‌بیند‌، می‌پرسد: می‌خواهی‌ ببینی‌ تا به‌ حال‌ چه‌ کسانی‌ این‌ کتاب‌ را خریده‌اند؟ چرا چنین‌ سرویسی‌ را می‌دهد، من‌ فکر می‌کنم‌ برای‌ این‌ که‌ سریع‌ بدانیم‌ کتابی‌ را که‌ می‌خواهیم‌ بخریم، بتوانیم‌ نوع‌ نگرش‌ نویسنده‌اش را‌ به‌ راحتی‌ از طریق کسانی که‌ آن‌ کتاب‌ را خریده‌اند، دریابیم‌ حال‌ کتابی‌ را که‌ فرض‌ کنید ژاک‌ دریدا خریده‌ باشد برای‌ شما یک‌ علامت‌ دارد و اگر یک‌ نویسنده‌ و تئوریسین‌ محافظه‌کار دست‌ راستی‌ در آمریکا آنرا خریده باشد باز هم می‌تواند معنای دیگری‌ داشته باشد و فرضا بفهمید که‌ این‌ کتاب‌ احتمالا یک‌ کتاب‌ تئوریک‌ است‌. اما بازی‌ این‌ جا تمام‌ نمی‌شود؛ این‌ها استراتژی‌های‌ ارتباطی‌ در عرصه‌  روابط عمومی‌ دیجیتال‌ است‌ و رفع‌ مشکلات‌ مخاطبان‌ در تنگناهای تکنولوژیک ‌که‌ در مسیر ارتباط به‌ وجود می‌آید.مورد سومی‌ که‌ باز‌ بحث‌ روز روابط عمومی‌ دیجیتال‌ است‌ بحثی‌ است‌ به‌ نام‌ Refresh  به‌ معنی ‌دوباره‌ تازه‌ شدن‌. شما که‌ با اینترنت‌ کار می‌کنید،  اگر دکمه‌ روی‌ مرورگرهایتان‌ به‌ نام Refresh را کلیک کنید و یا به‌ جای‌ آن‌ دگمه ‌F5  را بزنید صفحه‌تان‌ تغییر می‌کند و دوباره‌ تازه‌ می‌شود. همین‌ اصطلاح‌ در حاضر برای‌ روابط عمومی‌های‌ دیجیتال‌ کاربرد پیدا کرده‌ است.‌ یکی‌ از رفتارهای‌ روابط عمومی ‌دیجیتال‌، همین‌ قدرت‌ تازه شدن است. یعنی‌ ‌بتواند پیوسته خودش‌ را در برابر‌ مخاطبانش‌ Refresh  کند. اگر بخواهم‌ از اینترنت‌ مثال‌ بزنم‌ به‌ ‌  Google news اشاره می‌کنم که خودش‌ هر ده‌ دقیقه یکبار ‌Refresh می‌شود.
امروز ارسال بیانیه‌های‌ مکتوب‌ مقامات‌ شرکت‌ها و نهادها برای‌ رسانه‌ها دیگر جوابگو نیست‌ شما باید مضمون‌ داشته ‌باشید و این‌ مضمون‌ را مدام‌ نو به‌ نو کنید و می‌توانم‌ همین‌ بحث‌ را لینک‌ بدهم‌ به‌ بحثی‌ که درباره جغرافیای‌ مخاطب‌ یک ‌نفره‌ کردم. اگر می‌گویم‌ ‌ مضمون‌ باید داشته‌ باشید؛‌ این‌ مضمون‌ بعضی‌ وقت‌ها ممکن‌ است‌ فقط برای‌ یک‌ نفر باشد یا بعضی‌ وقت‌ها ممکن‌ است‌ یک‌ مضمون‌ واحد‌ را، به‌ شکل‌های‌ گوناگون‌ برای‌ چند مخاطب‌ نوشت‌. روابط عمومی‌ها به این‌ مورد که یک مضمون را با ادبیات و ساختار متفاوت برای‌ چند مخاطب‌ تولید کنند هنوز عادت‌ نکرده‌اند‌. هنوز نمی‌توانند‌ باور کنند که‌ برای‌ همه‌، یک‌ بیانیه‌ نباید نوشت‌، البته‌ دلایل‌ روابط عمومی‌های‌ کشور را هم‌ می‌دانم باو شنیده‌ام و خوانده‌ام که می‌گویند‌ ساختارمان‌ این‌ طور‌ است‌، بودجه‌ کم‌ می‌دهند، رییسمان‌ اجازه‌ نمی‌دهد و… ولی نمی‌دانم‌ ‌ چه‌ وقت ‌این‌ سیکل‌ باید قطع‌ شود. بالاخره‌ تا کی‌ باید این‌ قضایا‌ را گفت و در همان‌ وضعیت‌ ‌ قبلی باقی ‌ماند.در مورد نوسازی‌ مضمون‌ خودتان‌ بروید Search کنید؛ روابط عمومی‌ها قبلا از عبارت  Press release به عنوان معادل برای بیانیه‌های‌ مطبوعاتی‌ خودشان استفاده می‌کردند و بعد رسیدند به News release   یا بیانیه خبری اما امروز در دنیای‌ روابط عمومی‌ اصطلاحی‌ دیگری هم داریم‌ که به‌ نام‌ Thematic release  یا بیانیه‌ موضوعی‌ معروف شده است. در این تکنیک‌ به‌ روابط عمومی‌ گفته می‌شود موضوع‌ را انتخاب‌ کن‌، آن ‌موضوع‌ را در لیدت‌ صریح‌ بگو و بقیه‌ را به‌ همان‌ موضوع‌ اختصاص‌ بده‌. پس‌ بنابراین‌ هر روابط عمومی‌ با تکیه‌ بر راه‌های گوناگون و با ‌Refresh  شدن‌ خودش‌ را به‌ این‌ مهم‌ نزدیک‌ می‌کند. یکی‌ از آن‌ راه‌ها هم‌ همین تکیه‌ بر Thematic release یا بیانیه‌ موضوعی‌ است‌ که‌ در دنیای‌ امروز رایج‌ شده‌ است‌. به‌ هر حال‌ در روابط عمومی‌ سنتی‌ وقتی شما بیانیه ‌می‌فرستید باید منتظر بمانید تا یک‌ رسانه‌ قصه‌تان‌ را ساز و شروع‌ کند و اگر آن‌ رسانه‌ شروع‌ نکرد قصه‌تان‌ در بدو تولد مرده‌ به‌ دنیا آمده‌ است‌. ولی‌ در برخوردهایی‌ مبتنی بر  Refreshingکه می‌تواند در محیط وب‌ سایت‌ شما باشد قادر خواهید بود در بیانیه‌هایی‌ که‌ می‌فرستید، تحت‌ عنوان‌ Thematic release خودتان ادامه‌ دهنده‌ داستان‌ خود  باشید؛ ولی‌ در مدل‌ سنتی‌ ادامه‌ دهنده‌ داستان‌، جبراً رسانه‌ها هستند.این‌ نکته‌ را هم‌ بگویم‌ که در Thematic release هم‌ اصل و اساس‌ و تکیه‌ بر روی‌ تمی‌ است‌ که‌ مشکل‌ را حل ‌کند؛ نه هر تمی که شما بخواهید. محور چهارم‌ بحث‌ من؛ بحث‌ پاسخگویی‌ است‌ که در  روابط عمومی‌ دیجیتالی‌ از آن‌ تحت‌ عنوان‌  Customize  یاد می شود؛ البته‌ این‌ اصطلاح را هم‌ در محیط وب ‌داریم‌، احتمالا در سایت Yahoo دیده‌اید که به‌ شما این‌ امکان‌ داده می شود که‌ صفحه‌تان‌ را طوری‌ تنظیم‌ کنید که‌ هر وقت ‌می‌آیید اطلاعات‌ مربوط به‌ خودتان‌ آنجا باشد اگر گزارش‌ وضع‌ هوا را نمی‌خواهید حذف‌ کنید، اگر نتایج‌ مسابقات‌ فوتبال‌ را نمی‌خواهید حذف‌ کنید. یعنی‌ وقتی‌ می‌آیید، از قبل‌ بگویید که‌ فقط خبرهای‌ روابط عمومی‌، خبرهای‌ ارتباطات‌ و یا خبرهای‌ قیمت‌ سهام‌ و روزنامه‌نگاری‌ را بده‌ و هر وقت‌ که‌ شما وارد آن‌ سایت‌، شوید فقط آن‌ اطلاعات‌ موردنظر در مقابل‌ شما ظاهر می‌شود و بقیه‌ امکانات‌ آن‌ سایت‌ در دسترس‌ شما نیست‌؛ به این‌ امکان‌ در محیط وب‌ ‌Customizing  می‌گوییم‌.در حال‌ حاضر یکی‌ از نشانه‌های‌ قدرت در روابط عمومی‌ ‌ Customizing  یا قدرت‌ پاسخ‌ دادن‌ است‌. در واقع‌ پاسخگویی‌ منحصر به‌ هر مخاطب. یعنی‌ بتوان برای‌ هر مخاطب‌ پاسخ‌ موردنظرش را فراهم کرد. در چنین حالتی شما نمی‌توانید برای‌ دو نوع‌ مخاطب‌ یک‌ پرسش‌ داشته باشید. روابط عمومی‌ دیجیتال ‌باید توان‌ پاسخگویی مبتنی برCustomize  را داشته باشد.ویژگی‌ دیگر روابط عمومی‌ دیجیتال‌؛ پاسخگو بودن‌ از نظر زمانی‌ است‌. اصطلاح‌ معروف‌ روابط عمومی‌های‌ هفت‌ در بیست‌ و چهار یا کتابخانه‌های‌ هفت‌ در بیست‌ و چهار، که سازمان‌های پیشتاز سعی‌ می‌کنند با آن‌ شیوه‌، خودشان‌ را معرفی‌ می‌کنند به این معناست که‌ من‌ سازمانی‌ هستم‌ که‌ هفت‌ روز هفته؛‌ بیست‌ و چهار ساعته‌ پاسخگو هستم‌ و در چنین سازمان‌هایی تعطیلات‌ رسمی‌ و ساعت‌ تماس‌ و وقت‌ ملاقات‌ قبلی‌ و غیره وجود ندارد. روابط عمومی‌های‌ این نوع سازمان‌ها‌‌، تنها کانال‌ تبدیل‌ شدن‌ سازمان‌ها ‌به‌  مجموعه‌‌های هفت‌ در بیست‌ و چهار هستند‌ و این‌ هفت‌ در بیست‌ و چهار بودن اصلی‌ترین‌ ویژگی‌ سازمان‌های پاسخگو است‌.روابط عمومی‌های‌ دیجیتال‌ یک‌ فرصت‌ را نیز هیچ‌گاه ‌ از دست‌ نمی‌دهند و جزو شاخص‌هایشان‌ است‌ و آن ‌فرصت‌ ‌ این‌ است‌ که‌ می‌دانند در هر نوع‌ ارتباطی‌ فقط یک‌ زمان‌ مشارکت‌ ذهنی‌ با جامعه‌ مخاطب‌ وجود دارد. من‌ الان در در بهترین‌ حالت‌ مشارکت‌ ذهنی‌ هستم؛‌ چرا؟ چون‌ شما از قبل‌ و با انتخاب‌ خودتان به‌ اینجا آمده‌اند تا به مطالب‌ من راجع‌ به‌ روابط عمومی‌ دیجیتال‌ توجه‌ کنید. من‌ اگر الان بگویم‌ ‌ ببخشید، می‌شود از اینجا بیرون‌ بروم‌ و مثلاً سیگار بکشم‌ و قدم‌ بزنم‌ و نیم‌ ساعت‌ دیگر یا دو ساعت‌ دیگر بیایم‌، هم شما ناراحت خواهید شد و هم من آن‌ زمان‌ مشارکت‌ ذهنی‌ را از دست‌ داده‌ام‌ ما در علم‌ ارتباطات‌ به حالت می‌گوئیم  mind sharing یعنی‌ موقعی‌ که‌ ذهن‌های ما با هم‌ share می‌شود. رسانه‌های حرفه‌ای این‌ نکته‌ را خوب‌ می‌فهمند و آن‌ موقع‌ است‌ که‌ پشت‌ سرهم‌ مثلا بابت‌ سؤال‌ و نکته‌ای‌ که‌ دارند تلفن ‌می‌زنند. اگر شما در آن‌ لحظه‌ به‌ آن‌ها پاسخ‌ ندهید   کلید آن ‌mind sharing قطع‌ می‌شود و چون‌ رسانه در چنین حالتی پاسخ‌ نگرفته‌، در موضع‌ حمله‌ قرار می‌گیرد و نه‌ در این موضع‌  که‌ با شما مشورت‌ کند و اطلاعاتی‌ را بگیرد. یعنی‌ اساساً گارد گرفتن ‌زمانی‌ شروع‌ می‌شود که‌  فاز mind sharing جواب‌ نگیرد.پس یکی‌ از ویژگی‌های‌ پاسخگویی‌ در روابط عمومی‌ دیجیتال‌ درک‌ موقعیت‌ مشارکت‌ ذهنی‌ است واینکه مخاطب‌ در همان‌ لحظه‌ جوابش‌ را از سازمان‌ مربوطه‌ بگیرد. روابط عمومی‌های‌ دیجیتال‌ از یک‌ جهت‌ عین‌ گزارشگران‌ هستند. گزارشگران‌ همیشه‌ در این‌ فکرند که‌ ‌ چه‌ باید بپرسند‌ و روابط عمومی‌های‌ دیجیتال‌ همیشه‌ دراین‌ فکر که‌ از من‌ چه‌ چیزی‌ ‌پرسیده‌ خواهد شد، یعنی‌ مدام‌ باید هر لحظه‌ای‌ را که‌ تماس‌ گرفته‌ می‌شود به‌ mind sharing تبدیل کند. یعنی ‌در یک‌ حالت‌ پیوسته‌، پاسخگویی‌ خودش‌ را نگه‌ دارد.اما ممکن‌ است‌ شما بگویید که‌ چه‌ طور باید پاسخ‌ دهیم.‌ من‌ در واقع‌ دارم‌ حالا از محور ششم‌ صحبت‌ می‌کنم‌. روابط عمومی‌ مدرن‌ باید در هر نوع‌ ارتباطی‌ که‌ دارد برقرار می‌شود از خودش‌ سؤال‌ کند که‌ چرا من‌ باید این‌ را بخوانم‌؟ یا چرا باید این‌ را ببینم‌؟ یا چرا باید به‌ این‌ گوش‌ بدهم‌؟ اگر به‌ این‌ پرسش‌ها‌ در گام‌ اول‌ پاسخ‌ ندهید مرگ‌ ارتباط فرا رسیده‌ است‌. یعنی‌ در ارتباط امروز به‌ این‌ نوع‌ بیانیه‌ها، بیانیه‌های ‌killer  می‌گویند یعنی‌ بیانیه‌هایی‌ که‌ می‌کشند و قاتل‌ ارتباط هستند.پس‌ در روابط عمومی‌ دیجیتال‌ برای هر چه‌ به‌ عنوان‌ پیام‌، تنظیم‌ و ارسال‌ می‌کنید این‌ نکات در ذهنتان باشد‌ که‌ آن‌چه دارد ارسال‌ می‌شود در وهله‌ اول‌ باید به‌ این‌ پرسش‌های‌ مخاطب‌ پاسخ‌ دهد که‌ چرا من‌ باید این‌ را تعقیب‌ کنم‌، چرا باید این‌ را بخوانم‌ و چرا باید این‌ را ببینم. این‌ اولین‌ نکته‌ است‌.اما نکته‌ دوم‌ ساختار بسیار محکم‌ پیام‌ها است‌. باور کنید امروز گوش دادن کار سختی شده است. باید کوتاه گفت و مفید تا شنیده شود. به‌ بچه‌های‌ خودتان‌ نگاه‌ کنید چقدر اهل‌ گوش‌ دادن‌ هستند؛ پس وقتی‌ دارید‌ مخاطب‌ را با آسانسور به‌ طبقه ‌مدیریت‌ می‌برید در همان فاصله‌ مثلا‌ سی‌ ثانیه‌ای‌ خود‌ و مجموعه‌تان‌ را معرفی‌ کنید. به این مهارت در دنیای روابط عمومی‌ها می‌گویند Elevator speech و چرا می‌گویند کوتاه‌ حرف‌ بزن‌؟ برای‌ این‌ که‌ حواس‌ مخاطب‌ پرت‌ نشود و بیراهه‌ نرود و این یکی از اصلی‌ترین‌ ستون‌ها در استراتژی‌ بازاریابی‌ است‌ که‌ مخاطب‌ متمرکز باشد، یعنی‌ حواسش‌ به‌ شما باشد و استارت‌ جلب‌ حواس ‌مخاطب‌ از بیانیه‌ای‌ که‌ دارید می‌فرستید زده‌ می‌شود و باید از زیاده‌گویی‌ و این‌ که‌ دو ساعت‌ بخواند و متوجه‌ نشود مبری‌ باشد.نکته‌ بعدی‌ که‌ در پاسخگویی‌ها‌ لحاظ می‌کنند، استفاده‌ فراوان‌ از نقل‌ قول‌ است‌ بیانیه‌های‌ روابط ‌عمومی‌های‌ معتبر دنیا را نگاه کنید همه‌‌ متکی‌ بر نقل‌ قول‌ است‌ و در آن‌ نقل‌ قول‌هاست که ‌مکانیزم‌ها و دیدگاه‌های‌  خود‌ را توضیح‌ می‌دهند و‌ به‌ گونه‌ای‌ عمل‌ می‌کنند که‌ هیچ‌ وقت‌ مستقیماً حس‌ نکنیم‌ ما را خطاب‌ قرار داده‌ اند‌. به عنوان یک نمونه ملموس متاسفانه‌ خیلی‌ از خانواده‌‌ها در روابط خانوادگی‌ با روح‌ ارتباطات بین‌ فردی‌ آشنا نیستند و بچه‌هایشان‌ را سریع‌ تحقیر می‌کنند مثلاً جملات‌ تو بی‌عرضه‌ای‌، تو نمی‌توانی‌ و تو اینجوری‌ هستی؛ را به جای‌ تو باید این‌ طور باشی‌)، تو باید پر قدرت‌ باشی‌؛ تو باید نترس‌ باشی‌ خرج می‌کنند، این‌موارد که بوی‌ نفتالین‌ می‌دهد، در بحث‌های‌ ارتباطی نقد‌ شده‌‌اند‌؛ می‌شود گفت چقدر خوب‌ توانسته‌ای‌ این‌ سه‌ کار را با هم‌ انجام‌ دهی؛‌ من‌ که‌ به‌ ذهنم‌ نمی‌رسید تا غیرمستقیم‌ آن‌ پمپاژ روحی‌ صورت‌ ‌گیرد. اگر قرار است‌ انتقادی‌ طرح شود باید غیرمستقیم‌ مطرح‌ شود نه‌ مستقیم؛ می‌گویند خبرهایی‌ زنده‌اند که‌ در آن‌ها صدای‌ حرف ‌می‌آید. ولی‌ متأسفانه‌ این‌ شیوه‌ دوره‌‌ ژوراسیک‌ خبرنویسی یعنی هرم‌وارونه‌ تکراری ما را رها نمی‌کند؛‌ یک‌سری‌ واژه های‌ تکراری‌، بی‌ربط و دایمی‌ می‌شنویم‌: شایان ‌ذکر است‌، لازم‌ به‌ یادآوری‌ است‌؛ یا در یک‌ تحول‌ دیگر از جمله‌ آن‌هاست

باور امروزین این است که استراتژی‌ سازمان‌ها‌ باید بر سه‌ نکته‌ متمرکز ‌باشد:

یکی‌ اینکه‌، فرق‌ من ‌با دیگران‌ در چیست‌؟ این‌ مورد در آن‌ نقل‌ قول‌ها پیدا می‌شود، سازمان‌ باید فرق‌ خودش‌ را با دیگران‌ در آن‌ نقل‌قول‌ها بگوید.
نکته‌ دوم‌ اینکه‌، خدمات‌ یا محصولات‌ من‌ چه‌ مشکلی‌ از شما حل‌ می‌کند؟ به‌ همین‌ صراحت ‌باید بگوید. داشتم متنی‌ را راجع‌ به‌ فیلم‌ ارباب‌ حلقه‌ها می‌خواندم؛‌ مطلبی‌ که‌ توجه‌ام‌ را جلب‌ کرد بحث‌ Brand بود و افرادی‌ که ‌در فیلم‌ حضور داشتند باید آن‌ را روی‌ لباسشان‌ نصب‌ می‌کردند و در واقع‌ از فروشنده‌ و صاحب ‌Register  فیلم ‌ارباب‌ حلقه‌‌ها جمله‌‌ جالبی خواندم؛ او به‌ این‌ نکته‌ اشاره‌ کرده‌ بود که‌ اگر در دنیای‌ امروز نپذیریم‌ که‌ باید در حالت‌ win to win باشیم یعنی در حالتی که دو طرف‌ برنده‌ باشند، بازی را خواهیم باخت. مخاطب باید سهم خودش را از ارتباط با شما به روشنی درک کند
پس‌ در آن‌ نقل‌ قول‌ها از زبان‌ شرکت‌ باید گفته‌ ‌شود که‌ من‌ کدام‌ بخش‌ مشکل‌ شما را می‌توانم‌ حل‌ کنم‌ یا تا چه‌ حد توانایی‌ دارم‌ این‌ مهم‌ را به‌ انجام‌ برسانم‌؛ نباید شعار و کلی‌گویی‌ در کار باشد به‌ عنوان‌ مثال‌ صریح بگوئیدمن‌ متخصص‌ پیچ‌ ۱۱۲ هستم‌ و لاغیر و در خصوص‌ موارد دیگر با من‌ تماس‌نگیرید.
اساساً سیاست‌های‌ کاری‌ روابط عمومی‌ باید شفاف‌ و Transparent باشد تا قوت‌ و ضعف‌ هر دو در آن‌ دیده‌ شود و این بر خلاف‌ روابط عمومی‌ سنتی‌ است که‌ فقط نگاهبان‌ نور؛ روشنایی‌ و قدرت است‌ و هیچ‌ اجازه‌ای‌ به‌ طرف‌ مقابل‌ نمی‌دهد و همیشه‌ هر وقت‌ با آن‌ تماس‌ بگیرید همه‌ چیز خوب‌ است‌ و هیچ ضعفی وجود ندارد.‌ این‌ با تفکر روابط عمومی‌ دیجیتال‌ کاملاً در تضاد است. اما در خصوص‌ نحوه‌ پاسخگویی‌ در وب‌ سایت‌ها؛ ‌ مخاطب نباید در وب‌ سایت‌ شرکتی‌ که‌ خودش‌ و چهره‌اش‌ را دیجیتال‌ عرضه‌ می‌کند ؛ ۶ساعت‌ دنبال‌ شماره‌ تلفن‌ آن‌ شرکت‌ بگردد و سرانجام‌ در لایه مثلا ‌ ۱۶ سایت آن‌ را پیدا کند.‌ مخاطب‌ اگر ب‌خواهد‌ اطلاعاتی درباره نمایندگی‌های‌ یک شرکت مفروض ببیند؛ باید بتواند همه جا کلیک‌ کند و اطلاعات‌ مورد نظرش‌ را دریافت‌ کند؛‌ مگر این‌ اطلاعات‌ چه‌ هست‌ که‌ آن‌ را در صندوق‌خانه‌ برده‌اید‌ تا  کسی‌ آن‌ها‌ را نبیند یا به‌ سختی‌ ببیند. اگر فردی‌ وارد یک سایت می‌شود حتما با شما کاری‌ دارد و بیکار نیست که‌ بخواهم‌ وبگردی‌ کند‌. اخذ اطلاعات ‌مورد نیاز از وب‌ سایت‌ها گاه‌ برای‌ رییس‌ شرکت‌، مجریان‌ شرکت‌، شعب‌ آن‌ شرکت‌ به‌ خصوص‌ برای‌ روزنامه‌نگاران‌ که‌ با آن‌ ضرب‌الاجل‌ زمانی‌ مواجه‌ هستند خیلی‌ ضرورت‌ دارد. ولی‌ متأسفانه‌ وب‌ سایت‌ها‌ ‌را که‌ نگاه‌ می‌کنید‌ اصلا این‌ آیتم‌ها معلوم‌ نیست‌. از همه‌ مهم‌تر، وقتی‌ شما این‌همه‌ زحمت‌ کشیده‌اید چرا عکس‌های‌ سازمان‌ تان‌ را در وب‌ سایت‌‌هایتان نمی‌گذارید؛ تا دانلود کنند عکس‌ هایی با‌ رزولوشن بالا و آماده‌‌ چاپ‌ که‌روزنامه‌ نگاران بتوانند از آن‌ها‌ استفاده‌ کند.ترجیح‌ می‌دهم‌ به‌ سمت‌ نتیجه‌گیری‌ از  مطالبی‌ که‌ عرض‌ کردم‌ عمدتاً  طرح‌ مسأله‌ است بروم‌.

چهار نکته:

اولین‌ نکته‌ای‌ که‌ در این‌ نتیجه‌گیری‌ مایلم‌ تکرار کنم‌ این‌ است‌ که‌ روابط عمومی‌ دیجیتال‌ صرفاً مسلح ‌شدن‌ به‌ تکنولوژی‌ روز نیست؛‌ بلکه‌ مدیریت‌ مشکلات‌ مخاطبان‌ در ارتباط با تکنولوژی‌های‌ مدرن‌ ارتباطی‌است‌.

نکته‌ دوم‌ این‌ است‌ که‌ این‌ خطر وجود دارد که در مسیر نیل به روابط عمومی‌؛‌ کنش‌ را با هدف‌ اشتباه‌ بگیرند و برای‌ این‌ که‌ این‌ اتفاق‌ پیش‌ نیاید؛ دیجیتالیست‌ها یا DPR ها می‌گویند ما پل‌ هستیم‌ و بر روی‌  پل‌ نمی‌توان‌ خانه‌ ساخت؛‌ بلکه‌ باید از روی پل عبور کرد. پس هر نوع‌ تکنولوژی‌ که‌ به‌ کار می‌گیرید بدانید باید از روی‌ این‌ پل‌ ارتباطی‌ عبور کرد؛ پل مسیر است؛ هدف نیست؛ کنش است، هدف نیست.قبل‌ از عنوان‌ مورد سوم‌ از صراحت‌ کلام‌ خود پوزش‌ می‌خواهم‌. ایجاد سایت‌ و ایمیل‌ زدن‌ بزک‌ روابط عمومی‌سنتی‌ است‌. روابط عمومی‌ دیجیتال‌ فقط وب‌ سایت‌ ‌ و ایمیل‌ داشتن‌ نیست‌. معیار ارزیابی روابط عمومی‌ دیجیتال‌ اندازه‌گیری‌ حجم‌ اطلاعاتی‌ که‌ Load کرده‌ نیست؛ معیار اصلی؛‌ میزان‌ تعامل‌ آن‌ روابط عمومی‌ با مشتریان‌اش‌ است‌.مورد چهارم‌ نتیجه‌گیری‌، نحوه‌ تبلیغ‌ روابط عمومی‌های‌ دیجیتال‌ است.‌ واژه انگلیسی‌ تبلیغات‌ ‌Advertising است‌ اما دیجیتال‌ها Advertising نمی‌کنند. آن‌ها می‌گویند برای‌ روابط عمومی‌ دیجیتال‌؛ تبلیغ‌ با نمایش‌ قدرت‌ واکنش‌
روابط عمومی‌ شروع‌ می‌شود و در بخش‌ بعدی‌ است‌ که‌ تازه‌ نوبت‌ معرفی‌ محصولات‌ و خدمات‌ آن‌ می‌شود. شرکت‌های‌ مخابرات‌ امروز دیگر در تبلیغاتشان نمی‌گویند ما تلفن‌‌های زیبا می‌سازیم‌ و خوش‌ رنگ‌ و…بلکه می‌گویند‌ ما می‌توانیم‌ اینقدر Bit درثانیه اطلاعات‌ جابجا کنیم‌ و بعد اگر لازم‌ بدانند سر وقت‌ معرفی محصولاتشان‌ می‌روند. حتی در بسیاری‌ از جاها بر تبلیغات مبتنی بر هویت شرکت تکیه نمی‌کنند و بهترین‌ حالت‌ را این‌ می‌دانند‌ که‌ بگویند‌ این‌ مشکل‌ خاص‌ را قادریم‌ حل‌ کنیم‌.

‌روابط عمومی‌ دیجیتال‌ فلسفه‌ است‌

به‌ نظر من ‌روابط عمومی‌ دیجیتال‌ بیش‌ از آن‌ که‌ تکنولوژی‌ باشد یک‌ فلسفه‌ است‌، یک‌ نگرش‌ است‌؛‌شاید من‌ نزد بعضی‌ از شما به‌ عنوان‌ یک‌ تکنولوژی‌ زده‌ وحشتناک‌ تصویر شده‌ باشم‌، این‌ را قبول‌ دارم‌ و به ‌شدت‌ هم‌ درگیر تکنولوژی‌‌های ارتباطی‌ هستم‌. ولی‌ شاید اگر از زبان‌ من‌ بشنوید که‌روابط عمومی‌ دیجیتال‌ بیش‌ از آن‌ که‌ تکنولوژی‌ باشد یک‌ فلسفه‌ است‌، تعمق بیشتری خواهید داشت.و بالاخره آخرین‌ نکته‌ من در مورد روابط عمومی‌ دیجیتال‌ این‌ است‌ که‌ روابط عمومی‌دیجیتال‌ دیگر از زبان‌ شرکت‌ خود حرف‌ نمی‌زند، دیگر ماجراهای‌ شرکت‌ را بازگو نمی‌کند بلکه‌ هر نوع‌ روایت ‌و گزارشی‌ را از زاویه‌ دید مشتریان‌ طراحی‌ می‌کند و حتی‌ گزارش‌های‌ سالیانه ‌آخر سال‌ را هم از زبان‌ مشتریانشان‌ به‌ چاپ‌ می‌رساند.بنابراین من‌ جمع‌ بندی‌ام‌ را با این‌ نکته‌ پایان‌ می‌برم‌ که‌ به‌ نظر من‌ بحران‌ آینده‌ روابط عمومی‌ها در ایران‌  به‌ طور خاص‌ و بعد در سطح‌ عمومی‌تر مربوط به‌ نیروی‌ انسانی‌ آموزش‌ ندیده‌ برای‌ شرایط دیجیتال ‌است،‌ مواظب‌ باشید‌ نسلی‌ که‌ به‌ خوبی‌ دیجیتالیسم را فراگرفته؛‌ به‌ راحتی‌ صندلی‌هایتان‌ را از زیر پاهایتان ‌خواهد کشید

 

مفاهیم: روزنامه‌نگاری زرد چیست؟

اصطلاح  روزنامه نگاری زرد عبارتی است که در غرب از آن تحت عنوان Yellow Joumallsm یاد می‌کنند . روند تولد چنین نشریاتی، با نشریات شهر نیویورک در دهه ۱۸۹۰ آغاز شد. شاید بتوان گفت اصلی‌ترین نشریه‌ای که بنیان روزنامه‌نگاری زرد را از نظر جذب مخاطب و نه محتوای آن پایه‌ریزی کرد، نیویورک سان بود.این نشریه در سال ۱۸۸۳ متولد شد. نیویورک سان نشریه‌ای بود با قیمت «یک پنی» و در واقع ارزان بودنش سبب فروش زیاد آن شد. از سوی دیگر نیویورک سان بنیانگذار دوره‌ای از نشریات است که در غرب به آنها نشریات یک پنی (penny press) گفته می‌شود. نشریات یک پنی هم تقریباً مانند روزنامه‌نگاری زرد به میدان وارد شدند. نشریات یک پنی تیترهای بسیار درشتی داشتند و این تیترهای درشت به این دلیل استفاده می‌شد که شاید در آن مقطع فکر می‌کردند حتی یک پنی هم برای خرید نشریات زیاد است، بنابراین آنها را روی دیوارهای شهر نصب می‌کردند تا رهگذران بتوانندتیترها را  راحت بخوانند و یا حتی اگر دلیجانی از خیابان می‌گذشت، سرنشینان آن بتوانند از موضوع روز مطلع شوند. نشریات یک پنی در واقع روزنامه‌هایی کاملاً مردمی بودند که خبر را برای مردم تولید می‌کردند. اما در قرن نوزدهم چرخشی در این پدیده به وجود می‌آید و روزنامه‌نگاری از تولید خبر برای مردم به سمت تولید خبر برای بازار کشانده می‌شود.

دوران بعد از نشریه سان:

در سال ۱۸۹۶ ژوزف پولیترز (۱۸۴۷-۱۹۹۱) (Joseph Pulitzer) معروف نشریه‌ای را منتشر می‌کرد به نام  New York World که با هر شیوه‌ای تلاش می‌کرد تا تعداد مخاطبانش را بالا برده و تیتراژش را افزایش دهد و طبعاً در این ابزارها خشونت و سکس حرف اول را می‌زد.در همین دوران ویلیام راندولف هرست (۱۸۶۳-۱۹۵۱) (William Randolph Hearst) هم نشریه‌ای را منتشر می‌کرد به نام نیویورک مورنینگ ژورنال (New York Morning Journal). این نشریه با نشریه پولیترز به رقابت پرداخت و جنگ این دو نشریه بر سر تیتراژ آغاز شد.

اما چرا روزنامه‌نگاری زرد؟

به دلیل این که ابتدا پولیترز در نشریه خودش یک شخصیت کارتونی خلق کرد که به آن اصطلاحاً  Yellow Kid (بچه زرد) می‌گفتند. پس از ظهور این شخصیت در نشریه پولیترز ، هرست هم بلافاصله به یک کاریکاتوریست سفارش یک شخصیت مشابه را داد و در واقع به این ترتیب بود که پدیده بچه زرد متولد و مظهر درگیری این دو روزنامه وسپس نماد روزنامه‌نگاری جنجالی شد. سپس رقابت آغاز شد و ضمیمه‌های رنگی و عکس‌های بزرگ و تیترهای درشت ابزار این مبارزه شد و آرام‌آرام  Yellow Kid سمبل یک نوع روزنامه‌نگاری شد که به روزنامه‌نگاری زرد [یک میزگرد درباره روزنامه‌نگاری زرد] شهرت یافت

 

مفاهیم: شمارنده وب چیست؟

شمارنده وب (web counter) یک نرم‌فزار کامپیوتری است که بیانگر شمار بازدیدکنندگان یا “هیت”‌هایی است که یک صفحه معین وب دریافت کرده است . هنگامی که این نرم‌افزارها را نصب می‌کنید، این شمارنده‌ها هر باری که یک مرورگر وب به یک صفحه دسترسی پیدا می‌کند، یک شماره می‌اندازند.این شماره معمولا به صورت یک تصویر دیجیتال خطی یا در یک متن ساده به نمایش در می‌‌آید. این شماره اغلب با تاریخی همراه می‌شود که این نرم‌افزار نصب یا ری‌ست شده است.شمارنده‌های وب لزوما قابل اعتماد نیستند. اداره کننده یک سایت ممکن است شمارنده را با یک عدد بزرگ به راه بیندازد تا سایت را محبوب‌تر از آنچه هست، نشان دهد یا از یک “مولد ترافیک” استفاده کند تا تعداد هیت‌های سایت را به طور خودکار بالا ببرد.زمانی بود که قرار دادن شمارنده هیت بر روی صفحات وب رایج بود، اما به دلایل متعدد دیگر این چنین نیست، از جمله:

  •  این شمارنده‌ها اکنون با آنالیزکننده‌های وب ‌(web analyzor) که به اداره کننده سایت امکان به دست آوردن تصویر کلی بهتری از ترافیک سایت را می‌دهند جایگزین (یا تقویت) شده‌اند.
  •  از لحاظ عناصر سبکی، وجود شمارنده دیگر به معنای طراحی حرفه‌ای سایت نیست – بلکه به عکس؛ عده‌ای شمارنده را یک شاخص غلط‌انداز به حساب می‌آورند که معمولا صاحبان صفحات شخصی آن را به کار می‌برند.
  •  شمار بازدیدکنندگان از سایت ممکن است یک راز کاری باشد.

با این حال هنوز شرکت‌های متعددی به ارائه سرویس‌های شمارنده رایگان و پولی ادامه می‌دهند و برخی از این سرویس‌ها اطلاعاتی مشروحتری در مورد بازدیدکنندگان، صفحات دیده‌شده و غیره را با استفاده از تکنیک‌های پیشرفته در اختیار می‌کذارند

 

مفاهیم: ادبیات موتورهای جستجو چیست؟

افزایش استفاده از موتورهای جستجو و تعدد آنهاباعث شده تا کاربران با آگاهی وشناخت کامل به سراغ آنها رفته و  با مفاهیم و اصول اولیه آنها آشنا شوند. قصد داریم شما را با برخی از اصطلاحات موتورهای جستجو آشنا کنیم:

الگوریتم (Algorithm): مجموعه‌ای از قوانین که یک موتور جستجو برای مرتب و منظم نمودن اسامی و نامها در فهرست خود از آنها استفاده می‌کند تا بتواند به یک درخواست مشخص پاسخگو باشد.

لینک‌های پشت‌صحنه (Back Links): تمام لینک‌هایی که به یک صفحه اینترنتی خاص شاره می‌کنند. همچنین به آن لینک‌های هم‌مرز ( Inbound Links) نیز گفته می‌شود.

نرخ کلیک‌شدن (Click Through Rate): درصد کسانی که یک لینک را مشاهده می‌کنند در مقایسه با تعداد دفعاتی که یک لینک در صفحه نتایج( Result Page) نمایش داده می‌شود.

پنهان‌کاری (Cloaking): در صنعت موتورهای جستجو، به عملیاتی گفته می‌شود که در آن موتور جستجو، محتویاتی از یک آدرس اینترنتی (URL) را ذخیره می‌کند که این محتویات با آنچه که جستجوگر مشاهده می‌کند، متفاوت است.

هزینه هر کلیک (Cost Per Click): سیستمی  که طبق آن افراد و شرکتهای تبلیغات‌کننده مبلغی را به ازاء هر کلیک روی لینکی که کاربران را به سایت او هدایت می‌کند، می‌پردازد. به این سیستم CPC یا PPC نیز گفته می‌شود.

کاوشگر(Crawler): اجزایی از موتور جستجو که به صورت اتوماتیک در وب کاوش کرده و اقدام به جمع‌آوری اسامی می‌نماید را گویند. این جزء موتورهای جستجو که به نام عنکبوت( Spider) یا ربات نیز نامیده می‌شود، لینک‌های مختلف را برای رسیدن به صفحات اینترنتی تعقیب می‌کند تا به هدف برسد.

دایرکتوری‌ها(Directories): نوعی از موتورهای جستجو است که در آنها اطلاعات و اسامی جمع‌آوری شده با کوشش افراد بوده و از سیستم کاوش اتوماتیک در وب برای یافتن استفاده نمی‌شود. در این سیستم لیست اسامی و آدرسها توسط تعدادی از اپراتورها ذخیره می‌گردد و در هنگام جستجو از این پایگاه داده‌های تهیه شده برای رسیدن به مقصد استفاده می‌شود.

صفحه درگاه (Doorway Page): صفحه‌ای مجازی است، ساخته شده از تعدادی کلمات کلیدی و لینک‌های دیگر که ترافیک موتورهای جستجو را تعدیل می‌کند.

فهرست (Index): مجموعه‌ای از اطلاعاتی که یک موتور جستجو دارد و جستجوگران می‌توانند از آنها استفاده کنند.

صفحه فرود(Landing Page): صفحه‌ای که نهایتا جستجوگر پس از کلیک کردن بر روی لیست نتایج به آن می‌رسد را صفحه فرود گویند.

متن لینک(Link Text): متنی که شامل یک آدرس اینترنتی یا لینک می‌باشد.

موتورهای جستجوی متا (Meta Search Engine): موتورهای جستجویی که به جای کاوش در وب و یافتن درخواست‌های جستجوگران، از فهرست و لیست‌های دو یا چند موتور جستجوی دیگر استفاده می‌نمایند.

برچسب‌های متا (Meta Tags): برچسب‌ها یا اطلاعاتی هستند که در صفحات اینترنتی قرار داده می‌شوند به منظور انتقال اطلاعات به کاوشگر (Crawler) موتورهای جستجو، نمایشگرهای اینترنت و برخی نرم‌افزارهای کاربردی دیگر می‌باشد و قابل رویت توسط جستجوگران نیست.

لیست‌های پرداخت‌شده (Paid Listings): لیست‌هایی که توسط موتورهای جستجو به تبلیغات‌کننده‌ها فروخته می‌شود.

لینک دوطرفه (Reciprocal Link): به یک لینک تبادلی بین دو وب سایت گویند.

صفحه نتایج (Results Page): پس از ورود یک درخواست توسط جستجوگر در موتورجستجو، صفحه‌ای که نتایج در آن نمایش داده می‌شود را گویند که گاهی به نام SERPs نیز نامیده می‌شود که مخفف search Engine Result Pages می‌باشد.

Robots.txt: فایلی که صفحات اینترنتی را از لیست شدن و فهرست‌گیری توسط موتورهای جستجو محفوظ می‌دارد.

بازگشت سرمایه (ROI): درصد سود یا بازده برگشتی از یک فعالیت خاص را گویند و مخفف Return on Investment ‌می‌باشد.

بازاریابی موتورهای جستجو (Search Engine Marketting): عملیات بازاریابی یک وب‌سایت از طریق یک موتورجستجو.

اصطلاح جستجو (Search Terms): کلمه یا کلماتی که یک جستجوگر در قسمت جستجوی یک موتور جستجو وارد می‌کند. به آن کلمات کلیدی، اصطلاح درخواست شده یا Query  نیز گفته می‌شود.

فرمانبرداری (Submission): اجازه ورود URL‌ وارد شده توسط جستجوگر به فهرست و لیست موتور جستجو را گویند

 

وبلاگی شدن فرهنگ

اینکه وبلاگ یک رسانه هست یا نیست، بیشتر دغدغه صاحب‌نظران علوم ارتباطات است با توجه به ویژگی‌هایی که برای رسانه بر می‌شمرند و به خصوص تعریفی که مک لوهان دارد که آیا امتداد حواس هست یا نیست. من از آن دغدغه‌ها می‌گذرم و در عالم واقع وبلاگ را به‌عنوان رسانه جدید تعریف می‌کنم که پیچیده و در هم تنیده‌است و باعث به تحرک واداشتن کنش‌های دیگر اجتماعی هم می‌شود و طبیعتاً از یادداشت‌های منظم یا نامنظم گروهی از نویسندگان تشکیل می‌شود.

اجزای وبلاگ‌ها

اجزای وبلاگ هر کدام در فضای ایرانی آن می‌تواند گویای وجهی از این رسانه جدید باشد.مثلاً در مورد عنوان و زیرعنوان با مطالعه وبلاگ‌های ایرانی می‌توان این نتیجه را گرفت که وبلاگ‌های ایرانی بیشتر نام‌هایی را انتخاب کرده‌اند که یا بر هویت نویسنده تأکید دارد یا نگاهی انتقادی و طنزآلود به پیرامونش دارد.در جزء دوم این رسانه که “قالب” است با سه ویژگی وبلاگ‌های ایرانی را می‌شود مشخص کرد. اولاً بیشترین دست‌کاری را در قالب‌های خودشان می‌کنند که این امر هم به دلیل این است که خدمات وبلاگ‌نویسی خیلی با نیازها سازگار نیست مثل اینکه به سادگی خدمت از راست به چپ نویسی را ارائه نمی‌دهند و دوم هم نشئت می‌گیرد از آن تنوع‌طلبی و گریزان بودن از خطوط صاف و ساده و یک سطحی که در فرهنگ ایرانی از سنگ‌نوشته‌ها و نگارگری‌های روی سنگ در تخت جمشید تا کنون قابل مطالعه است.به هر حال بیشتر دیده می‌شود که در وبلاگ‌های ایرانی تمایل به استفاده از ستون‌ها متعدد است. این ستون‌ها جای متن را هم می‌گیرند و این هم یک ویژگی رسانه ایرانی‌است.یعنی به دلیل تأثیری که فرهنگ شفاهی بر فرهنگ مکتوب گذاشته، ما حتی در مطبوعات هم می‌بینیم که آنچه شکل گفت‌وگو و ارتباط دو طرفه دارد مثل “دیگه چه خبر” و “الو سلام”، و ستون‌هایی از این جنس که در مطبوعات ما زیاد دیده می‌شود، جذابیت‌های بیشتری دارد، در نتیجه در وبلاگ‌های ایرانی هم حتی خود نویسندگان به نظر می‌آید بیشتر تمایل دارند در ستون‌های حاشیه وبلاگ‌شان بنویسند و نظر بدهند. جزء سوم یادداشت‌ است که به هر حال در یادداشت‌های وبلاگ‌های ایرانی، اولاً برای هر پست یک عنوان را می‌بینیم، ثانیاً متن را خیلی شبیه به مطبوعات می‌بینیم، و بخصوص استفاده از رسم‌الخط و زبانی متفاوت با زبان رسمی و ثالثاً ثبت ساعت ارسال یادداشت، این رسانه اجتماعی را معنادار کرده یعنی آن را زمان‌دار کرده.رابعاً به دلیل گریز از فشارهای رسمی و برخوردهای سیاسی، میل استفاده از نام‌های مستعار در وبلاگ‌های ایرانی بیشتر است و خامساً اینکه وبلاگ‌های ایرانی محلی را برای درج نظر مطمع نظر دارند.خود اینکه جایی را برای کامنت می‌گذارند امکان گفت‌وگویی شدن را بیشتر از رسانه‌های مکتوب فراهم کرده‌اند. البته این خود مقوله مهمی‌است و حتی می‌شود تحلیل محتوای جامعه‌شناسانه هم داشت، که به دلیل انباشت بیش از حد محتوا در ذهن کاربران و مخاطبان، بیشتر کامنت‌ها زبان پرخاشگرانه و غیراخلاقی دارند که به‌تدریج می‌بینیم از پرخاشگری و غیراخلاقی بودنش کاسته می‌شود.

فرهنگ

در بخش دوم که به فرهنگ می‌پردازم، از تاریخ کلاسیک فرهنگ می‌گذرم و فقط در نسبت بین فرهنگ و رسانه این را عرض می‌کنم که فرهنگ از طریق رسانه‌ها رسانده یا Mediate می‌شود و به همین دلیل از دیوارنویسی غارها تا فرهنگ مکتوب و ادبیات شفاهی تاکنون، ما نمی‌توانیم رسانه‌ای شدن فرهنگ را نادیده بگیریم.رسانه‌ای شدن فرهنگ با دو نگاه انتقادی و جانبدارانه مواجه است، برخی از رسانه‌ای شدن فرهنگ نتیجه می‌گیرند که فرهنگ بیشتر توانسته بسته‌بندی و قابل انتقال شود، برخی هم مثل اصحاب مکتب فرانکفورت و بخصوص آدرنو و هورکهایمر، صرفاً صنایع فرهنگی و رسانه‌ها را عاملی می‌دیدند برای دستکاری در افکار. در بخش سوم با مطالعه در وبلاگ‌های موجود نتایجی را گرفته‌ام و می‌خواهم به این پرسش پاسخ دهم که وبلاگ چه فرهنگی را تولید می‌کند یا چه فرهنگی را برمی‌انگیزد. به‌طور مختصر نتیجه‌ای که گرفتم این است که می‌شود تأثیر وبلاگ‌نویسی را در فرهنگ بخصوص فرهنگ ایرانی، در شش مؤلفه خلاصه کرد:

 ۱- وبلاگ‌نویسی میل به گفت‌وگو دارد  و این ویژگی نهفته فرهنگ ایرانی را که گفت‌وگویی بودن است و در ادب فارسی، مستتر و در فرهنگ مذهبی و عارفانه ما هم هست، می‌تواند به گونه‌ای بازتولید کند. میل به گفت‌وگو، بخصوص که رسانه‌های الکترونیک و رسانه‌های مکتوب، حاوی و حامل فرهنگ منولوگ هستند، اما وبلاگ بیشتر به سمت گفتگویی شدن تمایل پیدا می‌کند.

۲- وبلاگ ادعای بیان سخن آخر را ندارد. در نتیجه از مطلق‌اندیشی و مطلق‌انگاری، به میزان زیادی می‌کاهد. چون جنس وبلاگ‌نویسی این است که نمی‌تواند ادعای بیان سخن آخر را داشته باشد، به همین دلیل به روی خوانندگان باز می‌شود و حتی اگر کامنت‌ها را  داشته باشد دیگران می‌توانند در فضاهای خودشان به نظر او پاسخ دهند.

۳- زمان‌دار و موردی هست و نمی‌تواند راوی فراروایت‌ها و روایت‌های کلان شود. به همین دلیل بیشتر مصداقی و موردی هست و بیشتر زمان‌دار.

۴- پاسخ‌پذیر و پاسخگوست. به این دلیل میل به مدارا دارد یا به عبارت دیگر مدارا را بر صاحب وبلاگ(نویسنده) و خواننده تحمیل می‌کند و نهایتاً به دموکراتیزه کردن فرهنگ کمک می‌کند. عنصری که بخصوص در فرهنگ سیاسی ما به مقدار زیادی تضعیف شده‌است.

در واقع کسی که به تأسیس وبلاگ دست می‌زند و می‌نویسد، چاره ندارد جز اینکه نقد و نظر دیگران و حتی نظر پرخاشگرانه و غیراخلاقی آنها را تحمل کند.

۵- وبلاگ متن گفتاری‌است که زبان نوشتاری هم دارد. به دلیل ضعفی که در فرهنگ مکتوب ما هست، اساساً ما بیشتر گوینده هستیم تا نویسنده، اساساً اشاعه وبلاگ‌نویسی یعنی توسعه نوشتن و نوشتاری شدن فرهنگ. مکتوب کردن فرهنگ یکی از مشخصه‌های مهم فرهنگ وبلاگ‌نویسی در ایران معاصر است.

۶- اگر خواسته باشیم با آن تقسیم‌بندی که بخصوص “کاستلز” برای انواع هویت دارد و هویت را به سه گروه هویت مشروعیت‌بخش که با زبان رسمی ترویج می‌شود و هویت مقاومت که در حاشیه‌ها شکل می‌گیرد و هویت برنامه‌دار که می‌تواند یک تغییر آرام و تدریجی را در پی بگیرد، به وبلاگ‌نویسی نگاه کنیم، می‌توانیم بگوییم که وبلاگ‌ها در ایران، بیشتر از نظر شکل هویتی به هویت مقاومت و هویت برنامه‌دار نزدیک هستند و با تأثیر درازمدتی که دارند، عملاً از هویت مقاومت به هویت برنامه‌دار گرایش خواهند داشت.

نقش وبلاگی

با این ویژگی‌ها می‌توانیم نقش وبلاگ‌ها را به‌عنوان رسانه در قیاس با بقیه رسانه‌ها در ایران به‌گونه‌ای مقوله‌بندی کنیم و در چارچوب فرضیه‌های رایج رسانه‌ای به تحلیل آن بپردازیم.آنچه معمولاً تئوری و فرضیه مادر برای توضیح رسانه‌ای تحولات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی در ایران می‌شود فرضیه معروفی‌است که بیشترین صحت خود را در پیروزی انقلاب اسلامی نشان داده‌است.فرضیه‌ای تحت عنوان انقلاب بزرگ و رسانه کوچک، The big revolution, The small medium. حرف کسانی که این فرضیه را مبنای تحولات بزرگ در ایران مثل انقلاب مشروطیت و انقلاب اسلامی قرار داده‌اند این است که به‌رغم گستردگی تحولات در ایران، حامل این تغییرات رسانه‌های کوچک بوده‌اند.مثلاً در مشروطه تلگراف و در انقلاب اسلامی کاست و در حاشیه آن، رسانه‌های کوچک دیگر مثل اعلامیه‌ها و نظایر آن توانستند رسانه بزرگی مثل رادیو-تلویزیون ملی ایران را در آن زمان، ناکارآمد کنند.آیا برای وبلاگ، وبلاگ‌نویسی و به‌طور عام اینترنت در قیاس با دیگر رسانه‌ها، می‌شود این فرضیه را تعمیم داد؟ به نظر می‌آید با توجه به کم دامنه‌تر شدن نقش رسانه‌های مکتوب در برابر این رسانه، بتوان گفت تحول بزرگ در ایران، بعد از یک مرحله که در جنبش اصلاحات متکی به روزنامه‌ها بود که روزنامه‌ها نیز رسانه کوچک به شمار می‌آیند، در این مرحله جزو حاملینش، شبکه‌های مجازی یا رسانه‌های مجازی و به‌طور خاص وبلاگ‌ها هستند.در نتیجه مطرح شدن اینترنت به‌طور عام و وبلاگ‌نویسی به‌طور خاص، را به‌عنوان یک رسانه حامل تحول در این مرحله باید جدی گرفت.

اینترنت در همین مدت کوتاه به نظر من با نگاه رسانه‌ای سه مرحله را پشت سر گذاشته‌است. مرحله اول مرحله بیشتر فنی بود که بیشتر بحث‌ها حول زیرساخت‌ها و پروتکل‌های اینترنتی ارتباطی قرار داشت و رسانش‌گران یا حاملان این مرحله تحول رسانه‌ای بیشتر مهندسان و دانش‌آموختگان رشته‌های فنی بودند، مرحله دوم مرحله‌ای‌است که با همان دید مهندسی که زیرساخت‌ها و پروتکل‌های ارتباطی پی گرفته می‌شد، شاهد ورود بحث‌های نظری و فلسفی پیرامون اینترنت هستیم.در این مرحله بیشتر نهادهای رسمی جامعه به اینترنت دسترسی پیدا کردند و در پی بازتولید وجهه خودشان در اینترنت بودند. در این مرحله شاهد ورود به بحث‌های نظری و فلسفی هستیم اما با گزار‌ه‌های مهندسی. همان اتفاقی که در مراحل اولیه انتقال رسانه‌های جدید به ایران هم رخ داد.مثلاً وقتی که تلگراف و تلکس وارد شبکه اطلاع‌رسانی ما می‌شود، می‌بینیم که واژه‌هایی مثل رمز و رمزگذاری (Code, Decoding) و امثال اینها، وارد ادبیات روزنامه‌نگاری در ایران می‌شود.یا حتی سبک‌های خبری متأثر است از این وضعیت فنی، مثل استفاده از هرم وارونه برای پیشگیری از قطع تلگراف که خبر را طبقه‌بندی می‌کرد و به تناسب اهمیتش از ابتدا تا انتهای خبر به‌گونه‌ای تنظیم می‌شد که هر وقت برق نباشد یا تگراف قطع شود بخش‌هایی از خبر را بتوان منعکس کرد و این سبک‌هایی خاص را در ارتباطات وارد کرد.در مرحله دوم از اینترنت هم ما زبان فنی را حاکم بر فهم نظری و فلسفی می‌بینیم. مرحله سوم، با همه‌گیر فراگیر و مردمی شدن اینترنت هست که لایه‌های فکری و اجتماعی در اینترنت حضور پیدا کردند و بسیاری از پیام‌های اجتماعی از طریق اینترنت انتقال یافت. می‌بینیم که وارد حوزه مذهبی، جلسات مذهبی و نظایر اینها هم می‌شود. وبلاگ در این مرحله ظاهر می‌شود که پدیده‌ای‌است که خودش هم مراحل مختلفی را پشت سر گذاشته‌است.برای وبلاگ‌نویسی در ایران من براساس این بررسی چهار مرحله را قائل هستم:

الف) در مرحله اول بیشتر وبلاگ‌ها مثل نسل اول اینترنت، توسط نیروهای فعال فنی ابداع می‌شود و بحث‌های فنی را به‌دنبال دارد.

ب) در مرحله دوم به تدریج وبلاگ‌ها مرحله فنی را پشت سر می‌گذارند و به تولید محتواهایی با مضامین فرهنگ و اجتماعی می پردازند. محتوای این وبلاگ‌ها و وب‌نوشته‌ها بیشتر حالت منولوگ دارد، غزلواره‌است و به گفته باختین تصنیف است،

ج) مرحله سوم که از مدتی پیش آغاز شده پیام‌ها را از حالت مونولوگ خارج کرده و ساختار گفتگویی پیدا کرده، همان ساختار گفتگویی که بیشتر در فرهنگ ما اثر می‌گذارد.

در این مرحله همه پیام‌هایی که در وبلاگ‌ها تولید می‌شود، هم در پاسخ به یک حرف دیگر است همان که تحت عنوان ترا‌ک‌بک از آن یاد می‌شود و هم در انتظار پاسخ است چیزی که تحت عنوان کامنت از آن یاد می‌شود. دو ویژگی تراک‌بک و کامنت در واقع کمک می‌کند به تحمیل گفتگو بر وب‌نویسی.

د) مرحله چهارم مرحله جدیدی‌است و ما بخصوص در حوزه اجتماعی به این وجه باید توجه کنیم، داد و ستد و گفتگویی‌است که بین فضای مجازی و فضای واقعی برقرار شده، یعنی وبلاگ‌نویسی ایرانیان وارد مرحله حقیقی و واقعی هم شده. نشست‌هایی که وبلاگ‌نویسان می‌گذارند.

به‌گونه‌ای وارد عرصه فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی شده‌اند. وارد بحث و چالش با کاندیداهای ریاست‌جمهوری می‌شوند، در پی تأسیس شبکه‌های عینی و اتحادیه‌های صنفی هستند و حضور در زندگی روزمره. این مرحله اگر سر بگیرد بی‌شک می‌تواند وبلاگ‌نویسی ایرانی را وارد حضور جدی‌تر در عرصه‌های اجتماعی بکند و در حقیقت به تأثیری که فرهنگ مجازی بر فرهنگ حقیقی و واقعی دارد، شتاب دهد.نتیجه‌گیری بکنم که هر رسانه‌ای از جمله وبلاگ فرهنگ خاص خودش را بر می‌انگیزد. چون ما معتقد به این هستیم که بیش از تولید فرهنگ و متأسفانه بیش از آنکه به فرهنگ‌سازی مواجه باشیم نیاز داریم که به بازتولید فرهنگ و انتقال فرهنگ بیندیشیم، در نتیجه فرهنگی که وبلاگ با این ساختار امروزی بر می‌انگیزد بیشتر فرهنگی‌است مبتنی بر دیالوگ، پرسشگری و نقد و بیشتر حامل یک نوع فرهنگ افقی‌است در برابر فرهنگ عمودی.دوم اینکه در وبلاگ بر خلاف رسانه‌های دیگر مخاطب از حالت انفعالی خارج می‌شود و با مخاطب فعال روبه‌رو هستیم. سوم اینکه یکی از ویژگی‌های اصلی وبلاگ‌های ایرانی بخصوص وبلاگ‌های نوشته شده در داخل ایران، این است که جایگزین پیام‌های انباشته شده و پیام‌های سرکوب شده هم هستند. بخصوص این نوع وبلاگ‌نویسی در فضای اعمال محدودیت و توقیف مطبوعات سراسری به‌وجود آمد.در نتیجه می‌شود گفت وبلاگ‌های ایرانی حامل پیام مطبوعات محدود شده یا مطبوعات توقیف شده و منتشر نشده هم هستند. چهارم اینکه وبلاگی شدن فرهنگ که پدیده‌ای هست که پژوهشگران معتقدند در پی ظهور وبلاگ شکل می‌گیرد، خود از ویژگی‌های امروز جامعه ماست که دامنه‌است از وبلاگ‌نویسی فراتر رفته کما اینکه زبان وبلاگ‌ها را در خارج از حوزه وبلاگی هم می‌توانیم ببینیم.وبلاگی‌شدن فرهنگ را اگر خواسته باشیم با زبان آکادمیک تحلیل کنیم، چیزی‌است شبیه گفتمان‌های رمان‌گونه‌ای که باختین به آن اشاره می‌کند. گفتمان‌های رمان‌گونه در حقیقت انتخاب زبان رمان حتی برای بیان مقوله‌های علمی‌است و بخصوص زمانی که نسبت به فرهنگ رسمی فاصله گرفته می‌شود، به قول باختین مکالمه در حاشیه‌ها شکل می‌گیرد و در نتیجه می‌خواهد موردی حرف بزند می‌خواهد با زبان طنز و شوخی و مطایبه و نظایر آنها حرف بزند.وبلاگی شدن فرهنگ می‌تواند عنوان مستقلی برای تحقیقات آکادمیک باشد که چگونه وبلاگ فراتر از حوزه پیدایش و منشأ پیدایی خود، بر حوزه علم، حوزه فن‌آوری و بر حوزه مباحث جدی و غیر روزمره در جامعه هم اثر می‌گذارد. کما اینکه امروز فراتر از گروه اولی که گفتم در واکنش به تعطیلی و محدود شدن مطبوعات رشد سریعی داشتند، وبلاگ‌های فلسفی و علمی و نظایر اینها هستیم.به هر صورت هم پیدایش وبلاگ‌ها و هم زبان وبلاگ‌نویسی یک مقوله جدیدی در فرهنگ ماست که نه این منطق از زبان‌های متعارف پیروی می‌کند و نه می‌شود نسبت به بی‌شکل بودن خودش و فرق داشتن با زبان معیار در آن بی‌تفاوت بود.امیدوارم که این مقوله مورد توجه آکادمیسین‌های ما در حوزه‌های مختلف فلسفی، اجتماعی و ارتباطی، زبا‌شناسی و سیاسی، قرار بگیرد چون بحث وبلاگ‌ها در ایران را جدی باید گرفت. فرصت باید تلقی کرد بیش از آنکه تهدیدانگارانه خواسته‌باشیم با آن برخورد کنیم و بدانیم که امکان اعمال محدودیت در آن نه تنها اندک است بلکه به تدریج ناممکن خواهد بود. گفتم که برخیالش راه نظر ببندم   گفتا که شبرو است او از راه دیگر آید»

 

مفاهیم: DSL چیست؟

Digital Subscriber Line که می‌توان آن را خط اشتراک دیجیتال نامید، روشی برای اتصال به اینترنت با سرعت بالا و هزینه کمتر است. انواع مختلفی از DSL وجود دارد که امکان اتصال به اینترنت را با سرعت‌ها و امکانات مختلف مهیا می‌کنند. اما نوعی که بیشتر در کشورمان شناخته شده است Asymmetric-DSL یا ADSL یا DSL نامتقارن است.

DSL چگونه کار می‌کند؟

کابل‌های تلفن قادر به انتقال سیگنال‌هائی با ظرفیت چندین میلیون هرتز است. ولی در روش Dial-Up تنها می‌توان از ۴KHz پهنای باند استفاده کرد که با استفاده از پیشرفته‌ترین روش‌های فشرده‌سازی، می توان حداکثر ۵۶ کیلو بایت اطلاعات را در یک ثانیه منتقل کرد.
در حقیقت DSL روشی است که با استفاده از پهنای باند آزاد اطلاعات را منتقل می‌کند.

مقایسه انواع  DSL‌ها:

  • Asymmetric DSL) ADSL):ا ین روش نامتقارن نامیده شده و دلیل آن هم تفاوت سرعت دریافت و ارسال است.
    بیشتر مناسب خانه‌ها و ادارات کوچک است. و بیشتر مناسب افرادی که دانلود بیشتری دارند.
    شما می توانید تا ۶٫۱ مگابیت بر ثانیه دریافت و ۶۴۰ کیلوبیت بر ثانیه ارسال داشته باشید.
  •  Consumer Digital Subscriber Line) CDSL): یا DSL مصرف کننده نوعی دیگر از این تکنولوژی است. از ADSL سرعت کمتری دارد و توانایی دریافت تا ۱مگابیت بر ثانیه را دارد و همچینین سرعت ارسال بسیار کمتری به نسبت ADSL دارد.
  • High bit-rate DSL) HDSL):سرعت دریافت و ارسال اطلاعات یکسان است.در این روش تا ۱٫۵۴۴ مگابیت بر ثانیه بر روی خطوط دوبل دریافت و ۲٫۰۴۸ مگابیت بر ثانیه ارسال امکان پذیر است.
  • ISDN DSL) ISDL): این روش در اختیار کاربران استفاده کننده از ISDN است. ISDL در مقایسه با سایر روش‌های DSL دارای پایین ترین سرعت است. سرعت این خطوط ۱۴۴ کیلوبیت در ثانیه است.
  • Multirate Symmetric DSL) MSDSL) :در این روش سرعت ارسال و دریافت اطلاعات یکسان است. نرخ سرعت انتقال اطلاعات توسط مرکز ارائه دهنده سرویس DSL ، تنظیم می‌گردد.
  • Rate Adaptive) RADSL): در این روش این امکان وجود دارد که سرعت برقراری ارتباط با توجه به مسافت و کیفیت خط تغییر کند.
  • Symmetric DSL SDLS):DLS ): با خطوط متقارن است. سرعت ارسال و دریافت یکسان است و بر خلاف HDSL فقط به یک خط نیاز خواهد بود.
  • UDSL:در حقیقت همان HDSL است ولی با خطوطی یکطرفه. این نوع از DSL توسط شرکت‌های اروپایی پیشنهاد شد.
  • Very high bit-rate) VDSL): این روش نامتقارن است و در مسافت های کوتاه بهمراه خطوط مسی تلفن استفاده می‌گردد.
  • Voice-over DSL)VoDSL): یک نوع خاص از IP تلفنی است . در این روش چند خط ترکیب و به یک خط تلفن تبدیل تبدیل می شوند

 

مفاهیم: آگهی‌”پیش از پخش” چیست؟

آگهی‌های “پیش از پخش” (Pre-roll)‌ اصطلاحی است که هم در عرصه  رادیو تلویزیونی و هم در عرصه وب به کار می رود. آگهی‌های “پیش از پخش” به آگهی‌هایی اطلاق می‌شود که پیش از برنامه اصلی مورد پخش به نمایش در می‌آیند و مخاطب جبرا باید ان‌ها را تماشا کند و به عبارت بهتر انتخاب دیگری ندارد.
آگهی‌های “پیش از پخش” بین ۱۰ تا ۱۵ ثانیه طول می‌کشند. به عنوان مثال وقتی شما در محیط وب یک فیلم را برای تماشا کلیک می‌کنید؛ ابتدا این آگهی‌ “پیش از پخش” است که به نمایش در می‌اید و لحظاتی بعد فیلم مورد نظر در ادامه پخش می‌شود. آژانس‌های تبلیغاتی معتقدند آگهی‌های “پیش از پخش” به سه دلیل از سایر گونه‌های آگهی بهتر هستند:

  1. مخاطب محبور به تماشای آن‌هاست؛
  2. مخاطب خودش انتخاب کرده که فیلم را ببیند و بنابراین احتمالا یک مخاطب تخصصی است (آگهی هم برایش معنادار می‌شود)؛
  3. و به خاطر تعاملی بودن این نوع از آگهی‌ها امکان کلیک خوردن خود اگهی هم وجود دارد

 

مفاهیم: قانون مور (Moore’s Law) چیست؟

هر ساله و یا هر فصل سازندگان کامپیوتر‌ها و ریزپردازنده‌ها، محصولات جدید خود را به دنیای دیجیتال ما می‌آورند تا هر سال کامپیوتر ما قابلیت‌هایی داشته باشد که سال قبل حتی فکرش را هم نمی‌کردیم. در این میان بنیان‌گذار شرکت اینتل (Intel)، گوردن مور (Gordon Moore) این پدیده و پیشرفت را ۵۰ سال پیش حدس زده بود.به گفته او تعداد ترانزیستور‌های ریز پردازنده‌ها هر ۱۸ماه به دو برابر افزابش می‌یابد. گقته او به صورت قانونی به نام قانون مور درآمد. متخصصان ریزپردازنده حدس زده بودند که تا سال ۲۰۰۴ یا ۲۰۰۵ لیتوگرافی ماورای بنفش عمیق (Deep Ultraviolet Lithography) به انتهای مسیر نزدیک می‌شود و زمان استفاده روشی جدید برای ساخت ریزپردازنده فرا می‌رسد.با استفاده از روش جدید به نام لیتوگرافی ماورای بنفش شدید (EUVL: Extreme Ultraviolet Lithography) ده سال دیگر نیز به عمر قانون مور اضافه شد و در سال ۲۰۰۷ سازندگان ریز پردازنده، به مدد EUVL به فن‌آوری ساخت ریزپردازنده ۱۰ گیگاهرتزی دست یافتند.دان سوئینی (DonSweeny) مدیر پروژه EUVL‌ در لابراتوار ملی لارنس لیورمور در این‌باره می‌گوید: EUVL تنها به ما امکان ساخت ریزپردازنده ۱۰گیگاهرتزی را می‌دهد ولی الزاماً ما را به ساخت این ریزپردازنده در ابعاد قابل استفاده نمی‌رساند.قدم بعدی این است که با استفاده از EUVL مدار مجتمع‌ (IC)های ۳۰نانومتری تولید کنیم. در سال ۲۰۰۱ شرکت‌های بزرگ سازنده ریزپردازنده و نیمه رسانا مانند اینتل، ای.ام.دی، موتورولا و میکرون به کنسرسیوم حق محدود EUVL پیوستند و تنها این جند سازنده پردازشگر حق بهره‌برداری مشترک از پروژه‌های این کنسرسیوم را دارند.

 

مفاهیم: دیسک بلو – رِی (Blu-ray) چیست؟

بلو – رِی فن‌آوری آینده دیسک‌های نوری است که توسط انجمن دیسک بلو – رِی طراحی و ساخته شده است. این انجمن توسط گروهی از بزرگترین سازندگان دستگاه‌های سینمای خانگی و کامپیوتر از جمله سونی، پاناسونیک، اپل،شارپ و سامسونگ پشتیبانی می‌شود.دیسک‌های بلو – رِی برای ضبط و پخش تصاویر با وضوح بالا (HD) طراحی شده‌اند و دارای ظرفیتی ۵ برابر دیسک‌های ساده DVD هستند.دیسک‌های تک لایه بلو – رِی ۲۵ گیگابایت ظرفیت دارند در حالی که دیسک‌های دو لایه بلو – رِی تا ۵۰ گیگابایت اطلاعات را در خود ذخیره می کنند.با بهره‌گیری از این ظرفیت بالا و ظرافت‌های تنظیم صدا و تصویر با کیفیت‌های بالا، دیسک‌های بلو – رِی مناسب‌ترین ابزار آینده صنعت سینمای خانگی خواهند بود.دیسک‌ خوان‌های DVD از لیزر قرمز استفاده می کنند در حالی که دیسک‌های بلو – رِی از نور آبی بهره‌ می‌گیرند. طول موج نور قرمزی که در دیسک‌خوان‌های DVD به کار می‌رود، ۶۵۰ نانومتر است در حالی که لیزر آبی ۴۰۵ نانومتر طول موج دارد که به دستگاه‌های ضبط بلو‌ – رِی توانایی ثبت اطلاعات در مقیاسی کوچکتر را می‌دهد. این امر باعث می‌شود تا ثبت اطلاعات متمرکزتر و دقیق‌تر شود و از شیار‌های دیسک بیشترین استفاده را کرد. جالب است که بدانید فن‌آوری جدید چندلایه ساختن دیسک‌ها، ظرفیت بلو – رِی را تا ۵۰۰گیگا بایت افزایش داده است.به دلیل پشتیبانی وسیع تولید کنندگان تجهیزات سینمای خانگی از این فن‌آوری، تعداد زیادی از استودیو‌های هالیوود شروع به توزیع فیلم‌های خود بر روی این دیسک‌ها کرده‌اند.

 

آشنایی با ایفرا

ایفرا Ifra یک موسسه پژوهشی آلمانی و بزرگ‌ترین انجمن مطرح در عرصه نشر رسانه‌ای است . ایفرا مخفف این عبارت Inca-Fiej Research Association و به‌معنی انجمن پژوهش اینکافیج می‌باشد.ایفرا‌ که درحال حاضر۲۰۰۰ عضو از عرصه نشر را در کارنامه خود دارد به‌طور کلی به‌ مقولات مربوط به‌تولید و نشر می‌پردازد. سابقه ایفرا در مقوله پژوهش و نشر به‌۴۰ سال می‌رسد. ایفرا همه ساله در ماه اکتبر Ifraexpo را برگزار می‌کند‌که یکی ازبزرگ‌ترین نمایشگاه‌های مربوط به‌تکنولوژی‌های روزنامه‌هاست.ایفرا گزارش‌های ویژه‌ای را منتشر می‌سازد‌که در واقع ماحصل پژوهش‌های آن است. علاوه براین، تشکیل سمپوزیوم‌های بین‌المللی،‌ سمینار‌های بین‌المللی و برپایی کلاس‌های آموزشی برای حرفه‌های صنعت روزنامه از فعالیت‌های دیگر ایفرا به‌حساب می‌آید.ایفرا درعرصه مشاوره نیز فعال است و به‌اعضای خود در این زمینه تخفیف می‌دهد.مجله ماهانه ایفرا‌ هم تکنیک‌های روزنامه Newspaper techniques نام دارد که به ۶ زبان منتشر می‌شود.مقر اصلی ایفرا در دارمشتات (نزدیک فرانکفورت) است اما ۱۲ دفتر هم در سراسر جهان دارد. بودجه سالیانه ایفرا هم‌که صرفا از طریق فعالیت‌های خود ایفرا حاصل می‌شود ۹ میلیون یورو است.

 

ff

سلامدفتر مطالعات و  برنامه ریزی رسانه cjt