سوژه و سوژه پردازان

سوژه و سوژه پردازان



سوژه بهتر است با شرایط اجتماعی انطباق داشته باشد و مناسب زمان حال انتخاب شود و در عین حال از خصلت تأثیر بخشی در اصلاح اوضاع (موضوع مورد نظر) برخوردار باشد.

اما چه کسی می‌تواند سوژه پرداز خوبی باشد؟ شاید گفته شود کسی که دارای تجربه و سابقه‌ی بیشتری در مؤسسه مطبوعاتی باشد، سوژه‌پرداز خوبی به شمار می‌رود. یا آنچه سوژه‌پرداز خوب کسی است که از قدرت نویسندگی بالایی برخوردار باشد. اما ضمن اینکه موارد فوق را نمی‌توان انکار کرد، بهتراست به خصوصیات زیر برای یک سوژه‌پرداز خوب اشاره کنیم:

۱ ) اطلاعات: سوژه‌پرداز خوب اطلاعاتش گسترده و نو است؛

 ۲) حشرو نشر اجتماعی: سوژه‌پرداز خوب فردی منزوی و بریده از واقعتی‌های اجتماعی و نیز منفی‌گرا نیست. زیرا چنین کسی نمی‌تواند رسالت خلاقیت سوژه‌های مناسب را به دوش کشد؛

 ۳) نگرش طولی طرز نگرش سوژه‌پرداز به پدیده‌های اجتماعی و اطلاعات محرمانه و غیرمحرمانه‌ای که از آنها دارد. بیشتر طولی است نه عرضی. برای مثال کسی که در داخل تظاهرات اقدام به مشاهده و کشف واقعیت‌ها می‌کند و تا چند قدمی‌ خود را بیشتر نمی‌تواند ببیند، درحالی که وقتی از بالا به تظاهرات نگریسته شود، بسیاری از روابط کشف می‌شود، تعداد جمعیت را می‌توان تخمین زد، سیر حرکت را می‌شود پیش‌بینی کرد و جایگاه رهبر یا رهبران را در بین تظاهرکنندگان می‌توان تشخیص داد… همین نکته‌ها دستگیر سوژه‌پرداز است چون نگرش طولی (در عین حال نگرش عرضی هم فراموش نمی‌شود) به وی این قدرت را می‌دهد تا از بین پدیده‌های اجتماعی که شبکه‌های یک سیستم اجتماعی را تشکیل می‌دهند به سراغ آن سوژه‌ای برود که کانون تحریک پدیده‌های دیگر (مثل گرانی، کمیابی، احتکار، افزایش  ناراحتی‌های روانی، ترافیک، رشوه‌خواری و امثال آن) به شمار می‌رود.

 ۴) جامعه‌شناسی: احاطه‌ی سوژه پرداز به علوم اجتماعی امری ضروری به نظر می‌رسد. سوژه پرداز باید یک جامعه شناس باشد، چون قلمرو کار وی جامعه است. علم جامعه شناسی به سوژه پرداز کمک می‌کندکه در تحلیل پدیده‌های اجتماعی به علت‌ها بیشتر توجه داشته باشد تا به معلول‌ها.

سوژه‌پردازی که قدرت تحلیل اطلاعات و داده‌ها و واقعیت‌های اجتماعی را ندارد. بیشتر به معلول‌ها نظر می‌افکند و به این ترتیب، حتی اگر سوژه‌ای با بهترین بیان عرضه شود، جز برانگیختن احساسات مردم کارایی دیگری ندارد. در نتیجه موجب افسردگی و سردرگمی‌ مردم می‌شود و نمی‌تواند توانایی تشخیص راه رهایی و نیز برخورد با ایده‌های نو را در آنها ایجاد کند؛

  ۵)آگاهی و اطلاع از روش‌های تحقیق: اگر سوژه‌پرداز از روش‌های تحقیق در علوم اجتماعی آگاه باشد، بسیاری از سختی‌ها برایش آسان می‌شود و بویژه در جمع‌آوری اطلاعات مورد نظر درباره‌ی یک مصاحبه، تحلیل داده‌ها و نظایرآن، موفقیت‌های بزرگی به دست می‌آورد.

  ۶) استقلال رأی: سوژه‌پرداز مثل همه‌ی افراد جامعه، به وسیله‌ی خانواده، دوستان، همکاران، مسئولان و دست‌اندکاران  احاطه شده است. اگر افراد مذکور بدانند که وی نقش تعیین کننده‌ای در مؤسسه مطبوعاتی خود دارد، بنا به منافع شخصی، صنفی و طبقاتی خود، یا برداشت و طرز تلقی شان، تلاش می‌کنند او را برانگیزانند تا موضوع مورد نظرشان را، در روزنامه یا مجله چاپ کند  کسی که صاحب یا ذینفع در یک مؤسسه‌ی  قرض الحسنه یا شرکت مضاربه‌ای است، سوژه‌پرداز را آماده می‌کند که درباره‌ی مفید بودن قرض الحسنه‌ها یا شرکت‌های مضاربه‌ای گزارشی تهیه کند. همسر سوژه‌پرداز، وقتی می‌بیند راننده‌ی تاکسی با وی رفتار ناخوشایندی دارد، به او چنین القا می‌کند که باید از وضعیت نامطلوب تاکسی‌ها گزارشی تهیه کند.

آیا سوژه پرداز باید در مقابل این ابراز نظرها و محرک‌ها، خنثی برخورد کند یا تحت تأثیر آنها قرار بگیرد؟

بی‌شک سوژه‌پردازی موفق است که «استقلال رأی» داشته باشد، البته دارنده‌ی شرایط قبلی، بی‌شک این خصلت را هم دارد. اما «استقلال رأی» به این مفهوم نیست که وی باید فردی خود رأی و مستبد باشد و نظر خود را خدشه ناپذیر تلقی کند. بلکه شنیدن نظرهای مردم – از هر قشر و گروه اجتماعی که باشند – بسیار لازم است. اما سوژه‌دار بهتر است از این نظرها در جهت یک «تحلیل اجتماعی واقع‌گرایانه» بهره بگیرد تا روی مناسب‌ترین سوژه کار شود.

۷) تقوای حرفه‌ای: سوژه‌پردازی که زندگی خود را وقف به انجام رساندن یک رسالت اجتماعی کرده است و مصالح جامعه را مقدم بر آمال و آرزوهای شخصی صنفی و طبقاتیش می‌داند، کمتر ممکن است خود را ببازد، یا حقد، حسادت، کینه  و خشم بر او مستولی شود، چنین فردی وقتی که در تجربه‌ی شخصی با ناملایماتی برخورد می‌کند، سعی ندارد بدون تأمل و تعقل و تحقیق، آن‌را «سوژه‌ی فوری» کرده و به گزارشگر دهد تا خیلی زود چاپ شود. در واقع سوژه‌پرداز از بُعد منافع فردی – حتی صنفی – خود را فدای مصالح و منافع اجتماعی می‌کند.

 

طبقه‌بندی سوژ ه‌های گزارشی

سوژه‌ها را می‌توان از ابعاد مختلف طبقه‌بندی کرد.

  1. سوژه از نظر زمان:

      الف. سوژه های فوریتی: سوژه‌هایی هستند که عدم طرح آن در روزنامه یا مجله موجب عصبانیت و اتقاد آشکار خوانندگان می‌شود. مانند زمانی که زلزله‌ای در نقطه‌ای از کشور رخ می‌دهد یا کشور در آستانه یک رفراندوم بزرگ قرار می‌گیرد، یا موقعی که سال تحصیلی آغاز می‌شود.

    ب. سوژه‌های کم فوریتی، اما ضروری: سوژه‌هایی هستند که اگر گزارش آن  در صفحه‌های آینده‌ی روزنامه یا مجله جا نگیرد، در کمک به توسعه‌ی روند یک «حرکت اجتماعی» (مثل کنترل جمعیت، مبارزه با مواد مخدر) نقشی ایفا نمی‌کند، ضمن آنکه در هشیار کردن اضطراری دست‌اندرکاران و مردم نسبت به مسأله مورد نظر گامی‌ برنمی‌دارد. برای مثال وقتی موارد کلاهبرداری در شرکت‌های مضاربه‌ای زیاد می‌شود و هجوم مردم برای سپرده‌گذاری در این شرکت‌ها افزایش می‌یابد، تهیه گزارش های افشاگرانه در این زمینه می‌تواند هم دست‌اندرکاران امنیتی، قضایی و اقتصادی و سیاسی را متوجه خطر کند و هم مردم را در جریان امر قرار دهد.

    ج. سوژه‌های عادی: این سوژه‌ها را به غیر از زمان‌های فوق، در هر زمان دیگر می‌توان در روزنامه یا مجله عنوان کرد.

  1. سوژه از نظر نحوه‌ی بیان:

    الف.سوژه‌های احساسی: درد دل‌های سالخوردگان سرای سالمندان، مشکلات روحی کودکان بی‌سرپرست، قربانیان زلزله و سیل و نظایر آن بیشتر به شیوه‌ای عاطفی ـ احساسی نوشته می‌شوند. در این سوژه‌ها هدف برانگیختن و کانالیزه کردن عواطف انسانی مردم در جهت اهداف مورد نظر است.

    ب. سوژه‌های عقلانی و تحقیقی: گزارش‌های «استراتژی توسعه‌ی اقتصادی»، «مالیات بر در آمد»، «وضعیت نقدینگی»، «بازار بورس»، « طراحی صنعتی و خودکفایی»، «کنترل جمعیت»، « لوایح مورد بحث مجلس شورای اسلامی‌ و امثال آن»، تا حد زیادی با استفاده از آمار و ارقام، تحلیل شده و در روزنامه و مجله مطرح می‌شوند.

    ج. سوژه‌های احساسی و عقلانی تحقیقی: بعضی از گزارش‌ها را، هم می‌توان از طریق احساسی (با طرح فضای عاطفی و استفاده از واژه‌های احساس برانگیز) و هم با اشاره به آمارها و علت‌یابی پدیده و ارزیابی کارشناسان از «پدیده» و نظرخواهی از مردم، تهیه کرد، برای مثال سوژه‌های «معتادان و مواد مخدر»، «مشکل بیکاری»، «اوقات فراغت جوانان و نوجوانان» و…. البته به طور دقیق نمی‌توان روش کرد که تم یا آهنگ گزارش الف یا گزارش ب حتماً بایستی احساسی، یا صد درصد عقلانی باشد. اما تفکیک موضوعات مورد نظری که می‌خواهیم درباره‌ی آن گزارشی تهیه کنم، موجب می‌شود که قدمی‌ در جهت روان‌شناسی خوانندگان برداریم و به این ترتیب، بهترین استراتژی را در مطرح مطلوب سوژه‌ها پیش گیریم.

  1. سوژه از نظر کیفیت:

    الف. سوژه‌های نو و بدیع: اصولاً مردم از گزارش‌هایی که برای نخستین بار با آن در روزنامه‌ی یا مجله مورد علاقه‌شان برخورد می‌کنند بسیار خرسند می‌شوند.

    ب. سوژه‌های تکراری: «گزارش از اولین روز مدرسه»، «مشکلات دانشجویان»، «کمبود و نایابی دارو»، «اوقات فراغت نوجوانان»، «بیکاری»، «وضعیت بیمارستان‌ها»، «گرانی»، «بوروکراسی» و مانند آن به طور چرخشی و فصلی در روزنامه‌ها یا مجلات مطرح می‌شوند. یعنی هر سال، گزارشی درباره‌ی آنها تهیه می‌شود و خواننده هم البته بی‌نیاز از آن نیست.

    ج. سوژه‌های تکراری با قالب نو: توصیه‌ی دبیر سرویس گزارش به گزارشگران همیشه این است که بهتر است روی سوژه‌ی تکراری  با نگرشی تازه کار شود و از نگاهی ورای عادت، مشاهده و مصاحبه و… شود. اما معمولاً اگر چه «روتیتر » گزارش جمله‌ی «نگاهی تازه به…»  است، اما محتوا همان چیزی است که قبلاً به چاپ رسیده است.

البته برای نو کردن قالب سوژه، بهتر است گزارشگر عینک «عادی دیدن» را از چشم خود بردارد. سپس از افکار و عقاید قالبی دوری کند. به طور مثال، درسوژه «کمبود دارو »، جمع کردن چند مصاحبه و گردآوری آمار درباره‌ی شکاف بین عرضه و تقاضا معمول بوده، بهتر است، فکر جا افتاده‌ی «کمبود دارد» را مورد شک و تردید قرار داد و اگر مصرف بالای دارو و عادت نامعقول و گزاف مردم به شیمی‌ درمانی واقعیت دارد، آن را به عنوان کانون و محور اصلی گزارش برگزید.

آنچه که می‌تواند به سوژه‌های  کهنه و تکراری (در عین حال ضروری برای طرح) تازگی و جوانی بدهد، این است که گزارشگر با «رعایت احتیاط» اصول متعارف و پذیرفته شده را مورد شک قرار دهد. و در صورت کسب موفقیت‌های اولیه که با تحقیق و بررسی صورت می‌گیرد، گزارش تهیه کند. باید به خاطر سپرد که این کار بسیار حساس و ظریف است.

یکی از استادان دانشگاه در زمینه نوگرایی و خلاقیت، معتقد است: «اصلی‌ترین عامل بازدارنده خلاقیت، عادات پیشین-ذهن است که عامل دیگر مقاومت در برابر یافتن راه‌حل‌های تازه است، ایده‌های تازه همیشه با عث مقاومت می‌شود و اینجاد ناباوری می‌کند، در نتیجه فکر خلاق همیشه با تمسخر و ناباوری محیط مواجه می‌شود و در نتیجه فرد خلاق، اعتماد به نفس خود را از دست می‌دهد و ایده در نطفه خفه می‌شود. عامل دیگر میل به همرنگی با جماعت است که باعث می‌شود فکر خلاق رشد نکند. ۲

  1. سوژه از نظر منابع:

    الف. منابع خاص: منبع دریافت مربوط به بعضی از سوژه‌ها، افراد خاص از قبیل کار شناسان و دست‌اندرکاران می‌باشند. وقتی که قرار است درباره‌ی «بودجه‌ی پیشنهادی دولت»، «رابطه‌ی نقدینگی و تورم» گزارشی تهیه شود گزارشگر نمی‌تواند اطلاعات تخصصی گزارش خود را از عوام و مردم کوچه و بازار به دست آورد، به همین خاطر، او به کارشناسان اقتصادی، استادان دانشگاه‌ها یا دست‌اندرکاران نهادهای اقتصادی مراجعه می‌کند. البته باید به خاطر سپرد که در یک روزنامه یا مجله می‌توان از منابع تخصصی موجود مثل کار شناسان سرویس اقتصادی نیز استفاده کرد تا از فرصت‌ها بهره برد و خلاء زمانی را تا اولین مصاحبه، مشاهده و بازدید پرکرد.

    ب. منابع عام: سوژه‌هایی که منبع اخذ اطلاعات آن عموم مردم هستند. مثلاً  مشکلات حمل و نقل درون شهری، بیکاری، آلودگی هوا، مشکلات درمانی و گرانی میوه گریبان‌گیر اغلب  افراد جامعه هستند. و هر کس می‌تواند در مورد آن اطلاعاتی را در اختیار گزارشگر قرار بدهد.

 

واقعیت + آرمان (ایده‌ها )

    واقعیت ۱: دانش آموزی که در شیفت چهارم یک مدرسه‌ی دولتی تهران محصل است، مشکلی برای خانم معلم دلسوزش به شمار می‌آید. طبق گزارش خانم معلم، دخترک در خانواده‌ای، فقیر زندگی می‌کند. فرش خانه‌شان، روزنامه‌های به نم نشسته‌ای است که با سلیقه‌ی زنانه‌ای کف اتاق پهن شده‌اند. وی مبتلا به بیماری سل است و مادرش بیوه زنی است که کوپن کالاهایی اساسی را فروخته تا برای دفترچه و کتاب و کیف و مداد بخرد. وضع درسی  این دانش‌آموز هم چندان رضایت‌بخش نیست. بچه‌های این مدرسه عموماً گرفتار چنین وضعیتی هستند.

    واقعیت ۲: دانش‌آموزی در مدرسه‌ای یک شیفته  و غیرانتقاعی داخل آسایشگاه مدرسه، کیف سامسونتش را باز کرده و مشغول خوردن موز است. پس از استراحت، زنگ که می‌خورد، به آزمایشگاه شیمی‌ می‌رود. با دقت و تمرکز حواس به توضیحات معلم شیمی‌ گوش می‌دهد وبه « لام »ها و موادی که درون آنها تحول می‌یابند. توجه می‌کند. زنگ آخر هم زده می‌شود و او همره با بقیه به درون سرویسی که دم  در مدرسه منتظر آنهاست. وارد می‌شود و به خانه باز می‌گردد.

دو مثال بالا را به خاطر بسپارید تا بعداه‌ی درباره آنها توضیحاتی بدهیم.

اگر بپذیریم که گزارشگر باید به طور طولی، بر واقعیت‌ها نظر انداخته و آنها را مورد مشاهده و ارزیابی قرار دهد، آنگاه گنجاندن «ایده» و «آرمان» در گزارش اجتناب ناپذیر جلوه می‌نماید.

وقتی می‌خواهیم درباره‌ی بوروکراسی گزارشی تهیه کنیم، یا صفحه‌ی گزارش روز را می‌خواهیم به فعالیت سرمایه‌گذرای بانک‌ها اختصاص دهیم، آماده‌ایم که سوژه‌ی مدیریت، بازدهی نیروی‌کار، نظام آموزش وپرورش، واردات و صادرات را در زمان مناسب و موقعیت اجتماعی بپرورانیم  و به خوانندگان ارائه دهیم، گزارشگر برای تحقیق و گردآوری اطلاعات، درباره هر کدام از این سوژه‌ها چگونه می‌خواهد اندام واقعیت را شکافته و اجزا و عناصر یک پدیده را با ابزار تحقیق خود بررسی کند؟ آیا گزارشگری که سال‌ها با  نظام بوروکراسی کشور حشرو نشر داشته است، می‌تواند به آنچه که برایش تقریباً عادی است. پرداختی نوین بدهد؟ بنابراین هم‌چنان که قبلاً هم اشاره شد، اولین مشکل در راه بازسازی واقعیت‌های اجتماعی و پیوند زدن تحلیل‌های کارشناسان، مردم و مدیران کشور (که بیشتر اوقات متناقض و متضادند)، این است که گزارشگر به «تابعیت از جماعت» هر مقوله‌ای را که می‌بیند می‌گوید: «این که عادی است، همه می‌دانند»

در حالی که اگر گزارشگری سه ماه در یک کشور به سر ببرد و نظم اداری و بوروکراسی آن کشور را برخلاف کشور خود ببیند، دیگر در تهیه‌ی گزارشی درباره‌ی بوروکراسی موجود کشور همه چیز را «عادی» یا «بهنجار» نمی‌بیند چون وی نظم عالی‌تری را مشاهده و لمس کرده است.

بنابراین نظم عالی‌تر برای وی یک «آرمان» است و از این رو به دنبال ایده‌هایی می‌گردد که بتواند گزارش را به سمت و سویی ببرد که بوروکراسی موجود کشور را متحول و آرمانی کند. اما آیا می‌توان اطمینان حاصل کرد که آن نظم عالیتر در کشور قابل ارائه باشد؟ از سویی برای جلوگیری از «واقعیت زدگی» (غرق در واقعیت شدن) ضروری است تا «ایده»ها و «آرمان»ها جایی در گزارش باز کنند. در واقع پرداختن به ایده‌های (آرمان) قابل دسترسی و در آمیختن آن با واقعیت‌های اجتماعی به گزارش «خاصیت» می‌بخشد. اما از دیگر سوی، ایده و آرمان کامل‌کننده یکدیگرند. اگر یکی از آنها نباشد مفهوم دیگری زیر سوال می‌رود. ایده‌ها، پیشنهادات جزیی مشخصی هستند که در تحول تغییر و اصلاح یک واقعیت، می‌توانند موثر باشند. ایده‌ها طرح ذهنی یا افکار نوینی هستند که در پروسه‌ی ترقی و تکامل یک پدیده و رفع نقطه ضعف‌ها (در صورت اجرا) دخل و تصرف دارند. آلن بیرو جامعه‌شناس معتقد است «آرمان در هر زمینه آنچه را که کامل شمرده می‌شود، می‌رساند و به گونه‌ای نمونه و خاص در درون مجموعه‌ای معین اطلاق می‌شود. با توجه به این محتواست که به اصطلاح آرمان، برای مشخص ساختن هر نما یا مدلی که هدف یا مرجع عمل شناخته می‌شود و به این عنوان به کارمی‌آید، مورد استفاده قرار می‌گیر د. در هر جامعه، آرمان اجتماعی، یعنی تصوری از یک نظم فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و…. که اکثریت مردم در تنظیم رفتار خویش آن را به عنوان مرجع می‌شناسد و در اندیشه‌ی، آن  مردم، چنینن تصوری از یک نظم عالی همچون داده‌ای عادی تجلی نمی‌کند. بلکه به عنوان گونه‌ای نمونه و خاص در ذهن متبادر می‌گردد.۳ بی‌شک این گزارشگر نیست که ایده‌ها و آرمان را می‌سازد و تحویل خواننده می‌دهد، بلکه حاملان واقعیت یا بازیگران طبیعی هر پدیده‌ی اجتماعی، از پس سال‌ها تجربه، قادرند ایده‌هایشان را – برای یک نظم عالی‌تر ـ به گزارشگران ارائه دهند تا وی آنها را بپردازد و در شکلی وحدت یافته مطرح کند.

درسوژه‌ی «بررسی بازدهی آموزشی معلمان » گزارشگر با یک واقعیت برخورد می‌کند که تأثیر بسزایی در بازدهی آموزشی کار معلم دارد.اگر گزارشگر دریابد که فقدان مسکن و اجاره نشینی عامل پایین آورنده‌ی بازدهی کار معلمان است، می‌تواند پدیده‌شناسی کشف و شهود مصاحبه‌های خود را براین مسأله متمرکز کند و ضمن منظم کردن واقعیت‌های در هم ریخته «ایده یابی» کند. بی‌شک معلمان، مربیان، مدیران، کارشناسان آموزشی، استادان دانشگاه، اولیای دانش‌آموزان و حتی خود دانش آموزان می‌توانند هر کدام ایده‌ای بدهند. ایده‌های زیر را می‌توان مثال زد:

ایده‌ی ۱: دولت زمین در اختیار تعاونی مسکن فرهنگیان بگذارد تا امر خانه سازی معلمان تسهیل شود.

ایده‌ی ۲: از طریق مشارکت‌های مردمی‌ و با کمک دولت برای معلمان خانه ساخته شود.

ایده‌ی ۳: به منظور کاهش اضطراب اجاره‌نشینی صاحب خانه‌هایی که خانه‌هایشان را با قیمت ارزان و تسهیلات بهتر و بیشتر در اختیار معلمان قرار می‌دهند، از امتیازات اجتماعی و بعضی از معافیت‌های گمرکی و مالیاتی برخوردار شوند.

  ایده‌ی ۴: به منظور کاهش اضطراب اجاره‌نشینی و فشار صاحب خانه‌ها به ۱۰ نفر از صاحب خانه‌هایی که اجاره‌ی بهای کمتر و رفتار ملایم‌تر با مستأجران (معلم) خود داشته اند، جایزه‌هایی مانند سکه وطلا، سفر سیاحتی، مصاحبه در تلویزیون و…اهدا شود.

ایده‌ی ۵: بانک‌ها به معلمان تا سقف ۲ میلیون تومان وام خرید مسکن اعطا کنند.

   ایده‌ی ۶:  درصد مشخصی از درآمد نفتی سالانه کشور برای امر مسکن معلمان اختصاص یابد.

آرمان: معلم با آسودگی خاطر و خارج از دغدغه مسکن سرکلاس درس حاضر می‌شود و با خیال آسوده  به تعلیم و تربیت دانش‌آموزان بپردازد.

بنابراین برای دستیابی به آرمان یاد شده در گزارش می‌توان در کنار بیان واقعیت‌ها، چند «ایده» را مطرح کرد که در نهایت حرکتی اجتماعی در جامعه ایجاد کند.

لازم به اشاره است که همیشه نباید ایده را به عنوان بخشی مستقل از واقعیت آورد. شیوه‌ی ظریف‌تر این است که  دو واقعیت به نحوی استادانه با هم مقایسه شوند. درون دو واقعیت متضاد، ایده‌ها وآرمان نهفته‌اند. حالا نگاهی به دو مثالی که در ابتدای بحث واقعیت+ آرمان زده‌ایم، می‌اندازیم: واقعیت ۱، دانش‌آموزی را در خانوده‌ی فقیر، در مدرسه پایین شهر و چهار شیفتی نشان می‌دهد و واقعیت ۲، مدرسه‌ی یک شیفتی را با دانش‌آموزان مرفه و نیمه مرفه نشان می‌دهد. حاصلی که گزارش دارد، دربرگیرنده «ایده»هایی است که بالاخره یک «مدرسه آرمانی» را عنوان می‌کند: مدرسه‌ای که یک شیفته است (ایده)، از آزمایشگاه فعال فیزیک، شیمی، زیست‌شناسی برخوردار است (ایده)، محل استراحت برای دانش‌آموزان دارد (ایده) و دانش آموزانی که از لحاظ تغذیه، سرویس و… در رفاه هستند. (ایده). در نتیجه ۹۰ تا ۹۵ درصد دانش آموزان قبول می‌شوند (واقعیت +آرمان ). درحالی که در مدرسه چهار شیفته (واقعیت) افت تحصیلی میزان بالایی دارد. هر کدام از پدیدهایی که با پدیده‌های متضادشان مقابله و مقایسه می‌شوند، در ذهن خواننده ایده‌هایی را می‌پرورانند. لذا آرمان ما مدرسه‌ای می‌شود یک شیفته دارای آزمایشگاه، زمین ورزش، معلمان ورزیده، دانش‌آموزان مرفه و… پس بی‌آنکه بخواهیم  «میان تیتری» با حروف ۱۶ بزنیم و پیشنهادات را در آن بگنجانیم، خود به خود در طول مصاحبه‌ها، توصیف‌ها و بیان واقعیت‌ها و مقایسه‌ی بین پدیده‌ها، آن نظم عالی از پدیده‌ی مورد بررسی ارائه می‌شود.

 

 حسام الدین شریعت پناهی

 


حاشیه

  1. نگرش طولی به یک پدیده، نگرشی است که از بالا به پایین انجام می‌گیرد و پدیده را در یک مجموعه و نظام در رابطه با پدیده‌های اجتماعی دیگر مورد بررسی قرار می‌دهد.
  2. قسمتی از سخنرانی دکتر علی اسدی در سمینار چگونگی ایجاد محیط خلاق در واحدهای تولیدی ( ۷/ ۶/ ۶۹ ).
  3. فرهنگ علوم اجتماعی،آلن بیرو، ترجمه باقر ساروخانی (تهران: کیهان، ۱۳۶۷ ): ۱۶۶٫
ff

سلامدفتر مطالعات و  برنامه ریزی رسانه cjt