شیوه‌های سر مقاله‌نویسی

شیوه‌های سر مقاله‌نویسی



در بسیاری از ایستگاه‌های رادیویی، اداره هایی مثل «گروه ترافیک خبری»، «گروه تولید»، یا « گروه مهندسی» توسط یک نفر گردانده می‌شوند.

البته اگر واقعاً  یک نفر بتواند این کارها را انجام دهد، اعتراضی نیست، در بخش تحریریه نیز ممکن است فقط یک صاحب امتیاز یا مدیر امور عمومی‌ کار کند، و یا گروهی از متخصصان در آن حضور داشته باشند که کوشش گروهی از آنها به نتیجه‌ی مهم‌تری منجر شود.

کمیّت به خودی خود کیفیت آفرین نیست. و.آلن وایت با سرمقاله‌های آتشین خود در مجله‌ی گازت امپور یا ( در کانزاس) این حرف را ثابت کرد. وایت به «حکیم امپوریا» معروف بود و در سال ۱۹۲۳ جایزه‌ی پولیتزر را به خاطر سرمقاله‌نویسی برد. یکی از سرمقاله‌های او با عنوان «در کانزاس چه خبر»، به وسیله‌ی حزب جمهوری‌خواه تجدید چاپ و منتشر شد و اعتبار زیادی در انتخاب ویلیام مک کینلی به ریاست جمهوری آمریکا، کسب کرد.

یک ایستگاه رادیویی در یک منطقه‌ی کوچک، در صورتی که صاحب امتیاز آن از ته دل به اجتماعش علاقه‌مند باشد، می‌تواند سرمقاله‌های بسیار خوبی ارائه می‌دهد. حداقل، او می‌تواند گزارش‌های خبری یا روزنامه‌های خارج را مطالعه کند، و سپس با اطمینان بیشتری دولت و کارگزاران محلی را هدف قرار دهد. البته لزوماً این صحبت‌ها به نتیجه نخواهد رسید، اما ممکن است برای نمایندگان دولت، روشنگر باشد. آیا صاحب امتیاز باید در مقابل جناح بندی‌های حزبی «بی طرف» بماند؟ یا باید به گروه « از ما بهتران» بپیوندد و فلسفه خاصی را در پیش گیرد؟ البته مسئول بی طرف در انتقاد از «خودی» و غیر«خودی» در امور دولت آزاد است. اما مسئولی که به فلان یا بهمان جناح وابسته است, اغلب به خاطر آشنایی بیشتر و نزدیکتر با اتفاقات، سرمقاله‌های شدیدتری ارائه می‌دهد. این حکم به شدت به وسایل خبری در دسترس فرد و به شعور او بستگی دارد.

گوردن مک لندن هرگز در سرمقاله‌هایش وابستگی به حزب سیاسی خاصی را نپذیرفت، گرچه همیشه از یک دیدگاه محافظه‌کارانه حمایت می‌کرد. او در انتخابات مجلس سنای آمریکا به عنوا یک محافظه‌کار در مقابل کاندیدای جناح چپ، سناتور رالف یاربورو عمل می‌کرد. او در عین حال که فلسفه‌ی محافظه‌کارانه اش را در سرمقاله‌هایش بیان می‌کرد، هرگز به سادگی نمی‌توانست حزب ناسیونال را کاملاً بپذیرد یا خودش را تابع جناح بندی‌های سیاسی محلی یا دولتی کند. افکار محافظه کارانه یا فعالیت برای سنای آمریکا مک لندن را از لیست «بی طرف‌ها » خارج نمی‌کند. او هنوز هم خود را در انتقاد از مخالفینش آزاد حس می‌کرد.

سردبیر یا ناشر روزنامه‌ی یک شهر کوچک نیز اساساً با همین مسأله مواجه می‌شود که با کارمندان اندک، چگونه سرمقاله‌های موثری بنویسد و بی‌طرف هم باقی بماند. همکاران او در شهرهای بزرگ گروهی سرمقاله نویس با اداره‌های خصوصی  و منابع اطلاعاتی و واقعاً نامحدود، در اختیار دارند. در موارد بسیاری، از این سرمقاله‌نویس‌ها، گزارشگران مستثنی هستند که برای به پایان رساندن روزهای فعالیت قبل از باز نشستگی، در دفتر تحریریه وقت می‌گذرانند. قلم این افراد قدیم گاهی سنگین و غیر قابل فهم است، ولی تعهد روزنامه را به چاپ صفحه‌ی سرمقاله سنتی، برآورده می‌سازد. یک بار یکی از ویراستاران می‌گفت : «جو هنوز هم مشغول کار است، هرروز در همان ستون مطلب می‌نویسد. اما منظور خدا مرا لعنت کند اگر بفهمم که او راجع به چه چیزی صحبت می‌کند». البته منظور این نیست که چنین بخش‌هایی را محکوم کنیم، اکثر روزنامه‌های مهم، ارزشمند و مهمی‌ انتشار می‌دهند. افشاگری می‌کنند، به استهزا می‌گیرند، مورد بحث قرار می‌دهند، و در یک کلام، وظیفه‌ای را انجام می‌دهند که صفحه‌های سرمقاله باید انجام دهند.

صاحب امتیاز یا ناشر شهر کوچک این مسئولیت را به عهده دارد که تا حد امکان نقش‌هایی را که در ادارات شهر بزرگ ایفا می‌شود، اجرا کند. نمی‌توان به سادگی به بهانه اینکه «من فعلا وقت ندارم »، از زیربار رهبری شانه خالی کرد.

گرچه بسیاری از سرمقاله نویسان، دارای سابقه گزارشگری هستند. این نوع آموزش و تجربه برای نوشتن یا پخش سرمقاله‌های روزنامه‌ای یا رادیو ـ تلویزیونی، اساسی نیست. یک نفر با سابقه خبری ممکن است برای چنین کاری، در منزل بیشتر احساس راحتی کند.حال آنکه ویژگی واقعاً لازم برای یک سرمقاله نویس عبارت است از داشتن حس قوی برای تشخیص مشکل اجتماع و سینه ای که آن را جلوبدهد و در مورد آن مشکل صحبت کند.برخی ایستگاه‌ها که مدیریت آن وقت و استعداد سرمقاله نویسی را ندارند. به یک نویسنده‌ی خارجی پول می‌دهند تا تحقیق کند و سرمقاله‌ای بنویسد.خیلی از گزارشگران خبری، به خاطر پول زیاد، برای این نوع کارها سرو دست می‌شکنند.

صاحب امتیازی که به وظایف خود تحت قواعد و سیاست‌های کمیسیون فدرال ارتباطات ۱ آشناست، بدون در نظر گرفتن تحصیلات و آموزش‌های لازم، با همان دل و جرأت همکار روزنامه‌ای پا به عرصه می‌گذارد. اگر او بخواهد از راه سرمقاله‌نویسی معمولی رهبر اجتماع شود، فقط باید قوانین را مطالعه کند و قبل از بازکردن میکروفن، چند مطلب را آماده کند. اهداف و فلسفه‌ی «بخش تحریریه‌ی» یکنفره با بخش‌هایی که چندین میلیون دلار بودجه و تسهیلات در اختیار دارند و می‌توانند نیروی انسانی و تشکیلاتی عظیم داشته باشند، تفاوتی ندارد. بخش تحریریه‌ی ایده آلی، که در اینجا توصیف شد، و جود خارجی ندارد. به منظور ساختن مدلی که برای ایستگاه‌های بزرگ و قابل استفاده باشد، و در عین حال راهنمایی باشد برای مسئولان ایستگاه‌های کوچک که نیروی انسانی و تجهیزات زیاد در اختیار ندارند، این بخش ایده آل را از ترکیب ایستگاه‌های متعدد درست کردیم.

 

دپارتمان امور عمومی‌

شهر فرضی ما جمعیتی در حدود یک میلیون نفر دارد. در این شهر، سه ایستگاه VHF TV و جود دارد که با شبکه‌های اصلی مرتبطند، به اضافه‌ی یک ایستگاه VHF و دو ایستگاه UHF مستقل. کانل ۱۳ در اختیار بنگاه سخن پراکنی عامه (P.B.C) است. ۱۶ ایستگاه رادیویی AM و FM با سیگنال‌های اولیه به منطقه سرویس می‌دهند، در حالی که ایستگاه‌های حوزه‌های خدماتی دیگر، سیگنال‌های «قابل شنیدن» در داخل شهر را ارسال می‌کنند. هیچ یک از این امکانات تا به حال یک سرمقاله‌ی جدی پخش نکرده است، و دومین روزنامه‌ی بزرگ شهر با تنها رقیبش ادغام شده است.

روزنامه‌های مشترک صبح و بعد از ظهر، به اسم موافقتنامه‌ی ادغام، همچنان در دو روزنامه منتشر می‌کنند منتها در یک ساختمان و تحت سردبیری مجموعه انتشاراتی واحد. فرماندار شهر، سال به سال توسط انجمن محلی به نام C.G.G.A انتخاب شده است. هیچ کاندیدای ترقی‌خواهی تا به حال شانس انتخاب را به دست نیاورده است، و این نشان دهنده بسته بودن رهبران C.G.G.A است. مدیران شرکتی که روزنامه مشترک شهر را منتشر می‌کند، پیران کار کشته C.G.G.A هستند و ۲۵ سال است که حاکمیت شهر را در دستان خود دارند. شورای شهر، تحت رهبری‌های راهیانه و پدارانه C.G.G.A، توانسته است جلوی اجرای طرح‌های مربوط به مدرنیزه کردن هر چیزی را از اداره‌ی پلیس گرفته تا زندان شهر- بگیرد. رهبران C.G.G.A به آرامی‌ولی به نحو مؤثری این را به فضول‌ها فهمانده‌اند که «این شهر خودمان است و هر طور که دلمان بخواهد آن را اداره می‌کنیم ».

یکی از صاحبان امتیاز اصلی VHF TV یک بخش AM.FM  را نیز در اختیار دارد و مطالعه‌اش را در مورد مسائل اجتماع، آن طور که کمیسیون فدرال مشخص کرده، تکمیل کرده است. حروف شناسایی ۲ این مسئول عبارتند از KXXX- TV – AM- FM و ضمناً C.G.G.A  او را به عنوان یک «بیگانه» می‌شناسد. تحقیقی که ابتدا به وسیله‌ی این صاحب امتیاز و سه تن از مدیران امور عمومی‌ او، در اجتماع انجام گرفت، شامل ۲۰۰ نفر از به اصطلاح «رهبران اجتماع » از تمامی‌ مراحل حیات اجتماع می‌شد. این تحقیق، مسائل و شکایات زیر را آشکار می‌کند:

  1. امکانات تفریحی ناکافی و ناقص شهر؛
  2. آلودگی هوا که اساساً ناشی از دو کارخانه‌ی محلی بود؛
  3. «جلسات اجرایی»غیر قانونی شورای شهر؛
  4. روزنامه‌های محلی همیشه فرمانداری شهر را نادیده می‌گیرند، و اغلب حتی قادر به ذکر مخالفان سیاسی آن نبودند؛
  5. بی‌عدالتی در سیاست‌های ارزیابی دارایی؛
  6. تبعیض در امور استخدامی‌ کشور؛
  7. سرپوش‌گذاری بر رسوایی‌های پلیس توسط رسانه‌های جمعی شهر؛
  8. فرمانداری شهر قوانین سختی بر ادارۀ آموزش و پرورش اعمال می‌کند؛
  9. امتناع فرمانداری از استفاده از سرمایه‌های فدرال در سازندگی و تجهیزات؛
  10. استفاده از شیوه‌های مشکوک در اعطای قراردادهای سازندگی.

مشکلات بسیار دیگر نیز از طرف «رهبران» اجتماع و اعضای جامعه که مورد بررسی قرار گرفته بودند، مطرح شد، از جمله: مسکن کم هزینه، حمل و نقل عمومی، امکانات عمومی‌ با کیفیت پایین و هزینه‌های بالا، و فقر. اما ۱۰ مشکلی که دربالا ردیف شد، عمدتاً از طرف مصاحبه‌شوندگان مطرح شده بودند. مسئول مورد نظر ما، که خود را موظف به ارائه برنامه ای می‌داند که حداقل «کمکی برای حل » مسائل باشد، تصمیم می‌گیرد که به بیان مسائل حل نشده، اجتماع بپردازد و بیشتر وقت ایستگاه‌های خود را وقف این کار کند. به علاوه، او شنیده است که گروهی از «بیگانگان» همکار، برای تجدید پروانه کار در زمینه‌هایی که او ( وسایر بنگاهای سخن پراکنی محلی ) نیازها و علایق شهروندان را برنیاورده اند، ممکن است با او به مبارزه برخیزند. با در نظر گرفتن این نکته‌ها، او طرح زیر را برای مدیران امور عمومی‌ تنظیم می‌کند:

     اهداف

هدف KXXX از ایجاد گروه امور عمومی، عبارت است از تأمین یک دیدگاه تحریریه‌ای دیگر برای شهروندان حوزه‌ی تحت پوشش ما، و همین طور فراهم کردن وسیله‌ای که از طریق آن بتوان مهم‌ترین مسائل اجتماعی را آزادانه و با امانتداری بحث کرد. مسئولیت این گروه عبارت خواهد بود از :

  • ارائه گزارش‌های تحقیقی؛
  • توسعه‌ی مواد خبری و سرمقاله‌ای برای پخش؛
  • بررسی و شناخت مخالفان با ارزش؛
  • تهیه و طرح‌ریزی آگهی‌های خدمات عمومی؛
  • اجرای یک تحقیق دنباله‌دار در مورد مسائل اجتماع؛
  • افزایش وسایلی که به وسیله‌ی آنها، KXXX بتواند مسائل را از طریق امواج صوتی و تصویری یا طرق دیگر، حل کند. در صورت لوزم.KXXX قسمتی را در نشریه‌های محلی برای انجام تحقیقات در بین کسانی که از رادیو – تلویزیون استفاده نمی‌کنند. خواهد خرید و بروشورهایی را آماده و پخش خواهد کرد که نه تنها منعکس کننده‌ی میزان فعالیت‌های ما در امور عمومی‌ است. بلکه دست‌آوردهای گروه را به خاطر مصالح اجتماع نشان خواهد داد. به طور کلی، گروه ما به صورت منبع اعتماد و نیش زهر آلود شهروندان در خواهد آمد و هر کس را که بخواهد حکومت را به صورت یک «امر شخصی » در آورد، اذیت خواهد کرد. دولت یا جامعه هیچ حوزه‌ی مقدس و دست نیافتنی ندارد و ما تمام آنها را فتح خواهیم کرد.

اعضای یک هیأت تحریریه‌ی غیر رسمی‌ عبارتند از سه مدیر عمومی، مدیران اخبار، مدیران طرح و برنامه، و مدیر مسئول، تمام سر مقاله‌ها قبل از پخش باید به تصویب هیأت برسد، و ضمناً عنوان‌های سرمقاله‌ها و امور عمومی‌ پیشنهاد شده از طرف هیأت نیز باید به ملاحظه مدیر بخش تحریریه برسد. در صورت وجود جلسه‌های رسمی، هیأت دخالتی نخواهد داشت. نظر همه اعضا در مورد سرمقاله‌های پیشنهادی و پروژه‌های مربوط به امور عمومی‌ باید مطرح شود، حرف آخر در مورد تمام موضوعات سرمقاله،  حرف صاحب امتیاز خواهد بود.

مدیریت گروه امور عمومی‌به عهده‌ی سردبیر خواهد بود که از نظر مقام و مرتبه با سایر رئیسان، گروه (مدیر اخبار، مدیر طرح و برنامه، و دیگران) مساوی خواهد بود، و مستقیماً به مدیر عمومی‌KXXX- TV  گزارش خواهد داد.

مدیر خدمات عمومی، مجری مصاحبه گر، یک نویسنده _ محقق، و یک منشی، کارمندان هیأت محسوب می‌شوند. منابع گروه اخبار و طرح و برنامه در دسترس سردبیر خواهد بود.

سردبیر

سردبیر باید در روزنامه‌نگاری، روبط عمومی‌ و گزارشگری سیاسی سابقه داشته باشد، و به اجتماع و حیات اجتماعی و سیاسی آن کاملاً آگاه باشد، سن، جنس، نژاد، یا مذهب ملاک‌های مهمی‌ در انتخاب مدیریت نیستند. سردبیر باید به خوبی با قوانین کمیسیون فدرال ارتباطات و سیاست‌های مربوط به سرمقاله‌نویسی برنامه‌ریزی و امور عمومی‌ آشنا باشد، اساساً کار سردبیر این است که «شیوه ها و وسایل» ارائه شده در این یادداشت را به کار گیرد. او برکار مدیر خدمات عمومی، مجری مصاحبه گر، نویسنده _ محقق و منشی نظارت خواهد کرد. به علاوه، او شخصاً مواد لازم را برای سرمقاله‌ها، رهبری تحریریه، و اسناد و مدارک فراهم خواهد کرد.

 

مجری مصاحبه گر

این فرد باید سابقه‌ی مجری‌گری در نمایش‌ها را داشته باشد. او باید مسائل اصلی انسان را خوب خوانده و فهم عمیقی از آنها داشته باشد. او باید سخنوری بداند و بتواند «وقت کُش»‌هایی را که تلفن می‌زنند، طوری که ناراحت نشوند، دست به سر کند.مجری در بسط موضوعات برای بحث در جُنگ شبانه، مستقیما با سردبیر و هیأت تحریریه کار خواهد کرد. او نسبت به مدیریت، مسئول است که به هردو طرف موضوع مورد منازعه اطمینان دهد که نظراتشان پخش خواهد شد. مجری هر از چند گاهی، طرف یکی از مخالفان را خواهد گرفت. وقتی این کار عملی نباشد، مجری، مهمانانی را به استودیو دعوت می‌کند تا موافق و مخالفت موضوع بحث کنند. اگر این هم ممکن نباشد، مجری موضع مخالف را خواهد گرفت، و نظرات آنها را بیان خواهد کرد . مجری، بدون تصویب سردبیر و هیأت تحریریه، حق «موضع‌گیری » ندارد. اگر سردبیر به مجری اجازه دهد که گاه به گاه، نظرات خودش را بیان کند، مجری باید این را بفهمد که قبل از هرچیز او داور بحث عمومی‌ بین شنوندگان و بینندگان است.

 

مدیر خدمات عمومی‌

باید سابقه روزنامه‌نگاری، مددکاری اجتماعی و مدنی، تجربه در امر دبیری، و سخنگویی گروه داشته باشد.تلاش اصلی مدیر خدمات عمومی‌ عبارت خواهد بود از گسترش امکانات خدمات عمومی‌پخش . این کار،شامل تنظیم لیستی از سازمان‌ها و مؤسسه‌هایی که نیازمند زمان نمایش و کار با رهبران محلی برای افزایش آگهی‌های با معنی و سود مند هستند. می‌شود. هیج مطلب اضافی(PSA) «سربسته‌ای » پخش نخواهد شد، هر مطلب اضافی یا محلی خواهد بود یا گوشه چشمی‌ بدان خواهد داشت، و صرفاً در اتاق تولید KXXX، تحت مدیریت مدیر مربوطه (PSD) تهیه خواهد شد. مدیر خدمات عمومی، دعوت‌های سخنرانی عمومی‌ را خواهد پذیرفت و نظرات مدیریت ایستگاه را بیان خواهد کرد، ضمناً در سایر جلسه‌هایی که در آنها راجع به مسائل مهم عمومی‌ بحث می‌شود، حضور خواهد یافت.

 

 نویسنده _ محقق

سابقه این فرد باید شامل تجربه در گزارشگری روزنامه یا رادیو _ تلویزیون، آموزش رسمی‌ روزنامه‌نگاری و توانایی کشف واقعیت و گزارش دقیق آنها بشود. تجربه در گزارش‌ها یا تحقیقات پلیسی نیز سودمند خواهد بود. این شخص تحت رهبری و نظارت سردبیر عمل خواهد کرد. مسئولیت او شامل تحقیق و نوشتن سرمقاله و جمع‌آوری اطلاعات برای استفاده مجری می‌شود. یک نویسنده _ محقق باید بتواند مصاحبه‌های تلویزیونی، چه در محل و چه در استودیو را رهبری کند.

 

منشی، دبیر

سابقه‌ی این شخص باید شامل تجربه در منشی‌گری، ترجیحاً در رادیو_ تلویزیون یا هیأت دولت باشد. منشی باید تمام مهارت‌های منشی‌گری را بداند و بتواند در تعطیلات و به طور فوق‌العاده کار کند. وظایف او عبارتند از : ارتباط با تمام اعضای گروه، نگهداری فایل‌های گروه، همکاری در تحقیق و نوشتن، درصورت لزوم، و اطمینان یافتن از اینکه همه اعضای هیأت تحریریه قبل از پخش سرمقاله‌ها، آنها را تصویب کرده‌اند. منشی با پرسنل برنامه‌های رادیو، تلویزیونی در طرح‌ریزی و سرمقاله‌های خبری و برنامه‌های امور عمومی‌ هماهنگی خواهد کرد.

مسلماً، این سرفصل‌های مفصل، برای سرمقاله‌نویسی موفق و مفید، امری اساسی به شمار نمی‌رودند. بسیاری از مسئولان و مدیرانی که برای این متن، مورد مصاحبه قرار گرفتند، دارای چنین سیاست‌های رسمی‌ یا اعلام شده ای نبودند. آنها به راحتی نقش‌های رهبری در اجتماع خویش را فرض می‌کنند و به دنبال وظایف خود می‌روند. اساساً شیوه‌ها و وسایل سرمقاله‌نویسی با صاحب امتیاز است.

 

 ترجمه قاسم طلوع


حاشیه

  1. کمیسیون فدرال ارتباطات (FCC )، اداره ای است در دولت امریکا که مسئول تنظیم ارتباطات برون مرزی و بین ایالت‌ها است.
  2. Call Letters، حروف یا ارقام مشخص کننده‌ی، یک ایستگاه سخن پراکنی _ م.
ff

سلامدفتر مطالعات و  برنامه ریزی رسانه cjt