مصاحبه‌ی مطبوعاتی

مصاحبه‌ی مطبوعاتی



مناظره، مشاجره، مباحثه، مکالمه و مصاحبه اصطلاحاتی شبیه یکدیگرند که هر کدام از آنها در عرصه‌ی روابط متقابل اجتماعی، کاربرد ویژه ای دارند.

اما در دایره مطبوعات، مصاحبه ابزار اصلی خبرنگار و گزارشگر است. مصاحبه نه مناظره به شمار می‌رود نه مشاجره، نه مباحثه و نه مکالمه، بلکه مصاحبه هنر و فن پیچیده و ظریفی است که در روش شناسی عموم رشته های علوم انسانی و اجتماعی، جایگاه ویژه ای دارد.

برای عموم روان شناسان، روانکاوان، روان درمانگران، مددکاران اجتماعی، باز پُرسان و کارآگاهان، محققان و پژوهشگران و جامعه شناسان، و بالاخره خبرنگاران و گزارشگران رسانه ها ی جمعی، مصاحبه ابزار عمده‌ی کار است. مصاحبه، دریچه‌ی ورود به دنیای ناشناخته هاست و بدون بهره گیری از فنون مصاحبه، انتظار نمی‌توان داشت که مطالب و نکات جذّابی را جمع آورد و به خواننده عرضه کرد. اما ضمن آنکه وجوه مشترکی در استفاده از مصاحبه بین به کار گیرندگان آن وجود دارد، می‌توان مرزبندی نسبتاً روشنی هم در بهره گیری از تکنیکهای مصاحبه قایل شد.

«بینگام» و «مور»، هدفهای عمومی‌مصاحبه را در سه مقوله‌ی زیر خلاصه کرده اند:

  1. جمع آوری اطلاعات؛
  2. آگاهی دادن و مطلع ساختن؛
  3. تحریک و برانگیختن.

اما آیا همه‌ی صاحبان فنون، به یک میزان وبا روشی یکسان، اهداف عمومی‌ مصاحبه را دنبال می‌کنند؟ ابتدا باید مرز بین مصاحبه‌ی مطبوعاتی را با مصاحبه در گزارش مشخص کنیم و سپس به طور عمیق و جامع تری به مصاحبه‌ی در گزارش بپردازیم.

 

کاربرد مصاحبه در روان‌شناسی و مددکاری اجتماعی

  عموماً کالبد شکافی مصاحبه با توجه به اهداف، نقش‌ها و ساخت یا ساخت‌هایی که مصاحبه را در برمی‌گیرد، معنی می‌دهد. اگر از دیدگاه مکتب گشتالت این موضوع را بررسی کنیم، مصاحبه وقتی معنا می‌یابد که در رابطه با کل در نظر گرفته شود؛ به این مفهوم که مصاحبه به خودی خود یا به طور تجریدی مفهوم ندارد، و فقط وقتی می‌توان مصاحبه را مؤثر دانست که هماهنگ با دیگر اجزای یک ساخت در خدمت نظام معیّن یا ساخت مشخّص به استخدام مصاحبه کننده در آید. در اینجاست که مصاحبه در روان‌شناسی یک استخوان‌بندی دارد و در امور پلیسی یا در درون یک نظام مطبوعاتی (که خود شاخه شاخه می‌شود) یک ترکیب مستقل دیگر. به همین خاطر است که نقش همه‌ی مصاحبه‌کنندگان و مصاحبه شوندگان نیز در رشته‌های گوناگون یکسان به حساب نمی‌آید. مصاحبه کننده‌ای که روانکاو است، با مصاحبه کننده ای که بازپرس است و آنکه خبر نگار و گزارشگر و نیز مصاحبه شوندگان از نظر نقش پذیری اجتماعی روی یک خط یا مرز مشترکی قرار نمی‌گیرند. هدف‌های آنها هم که همگی مصاحبه گرند، واحد نیست. زیرا ساختِ سازمانی، ترکیب ارزش‌ها، شکل و محتوای هدف‌ها و نوع مسئولیت پذیری اجتماعی‌شان متفاوت است. بنابراین، فنّ مصاحبه در ارتباط با موارد یاد شده، به منزله‌ی مومی‌می‌ماند که اجزای دیگریک کل یا نظام اجتماعی معین، آن را شکل و هیأتی خاص می‌دهد. از این گذشته، از دیدگاه خود، عموماً کاربرد مصاحبه با توجه به اهداف مصاحبه‌کنندگان و حتی مصاحبه‌شوندگان قالب می‌پذیرد و گاه به صورت معیار در می‌آید. هدف روان‌شناسان و مددکاران اجتماعی از مصاحبه، اصلاح رفتارهای فرد ناسازگار یا ناهنجار است. این دسته از متفکران اجتماعی، آسیب‌شناسی را بیشتر از موارد دیگر مد نظر قرار می‌دهند. از این رو، طرف مصاحبه همیشه بیمار یا مددجوست و نقش مصاحبه‌کننده نیز درمانگری است، و مددکاران در اثنای مصاحبه‌های زمان‌بندی شده‌ی خود، در سه مرحله تشخیص، درمان و پیگیری گام بر می‌دارند. و بنابراین، هدف و نتیجه مصاحبه، درمان پاسخگو یا طرف مصاحبه است. مصاحبه‌ی بالینی، مصاحبه‌ی سازمان نیافته، مصاحبه‌ی عمیق، مصاحبه‌ی آزاد و مصاحبه‌ی رهبری شده، از مصاحبه‌هایی هستند که به اعتقاد روان‌شناسان، بیمار یا مددجو را به گفت و گو ترغیب می‌کنند تا تمایلات و عقده‌های درونی آنها را بیرونی کنند. ژان پیاژه، یکی از علمای روان‌شناسی، درباره‌ی خصوصیت مصاحبه‌ی بالینی می‌گوید که هنر یک متخصص بالینی، به جای چشم‌پوشی از محتوای ذهنی، عبارت از این است که موقعیت هر یک از آثار بیماری را در آن محتوا تعیین کند. علاوه بر انواع مصاحبه‌های یاد شده، مصاحبه‌ی تشخیصی و مصاحبه‌ی درمانی یا مشورتی به تدریج شکل گرفته است که هدف اولی، تهیه‌ی زندگی نامه‌ی طرف مصاحبه و تعیین عقاید و رفتارها و مشخصات اوست. و هدف مصاحبه‌ی درمانی یا مشورتی نیز، سازگار کردن فرد ناهنجار از لحاظ اجتماعی و تجدید سازمانِ عاطفی وی می‌باشد.

 

بازجو و متهّم در یک مصاحبه

از افسر نگهبان یک کلانتری گرفته تا کارآگاهان و باز جویان، همگی برای کسب اطلاعات و خبر در زمینه‌ی جُرمی‌که به وقوع پیوسته، از فن مصاحبه‌ی منحصر به فرد خود مدد می‌گیرند. معمولاً، مصاحبه‌گران از موضع بالا و برتر، خشن وجدی با مصاحبه‌شونده (متهم یا متهمان) مصاحبه می‌کنند. زیرا هدف و ارزش‌های ناشی از آن و ساختار روابط اجتماعی در نظامی‌که مجرم و متهم در یک سوی رابطه و کارآگاهان و باز پرسان در دیگر سوی آن قرار دارند، چنین حکم می‌کند که مصاحبه را به این سبک هدایت کنند. در واقع، مصاحبه‌ی این قشر «باز جویی» نامیده می‌شود. این نوع مصاحبه برای پیوند دادن رابطه‌های مرموز و نهانی به کار می‌رود تا سرنخ اصلی به چنگ آید. از ویژگی‌های این نوع مصاحبه، تکرار بعضی سؤالات به طور متمادی و مسلسل است. بدیهی است که طرف مصاحبه (بازجو شونده)، شدیداً زیر فشار قرار می‌گیرد. مصاحبه شونده سعی دارد اطلاعات غلط یا جواب‌های کُلّی و کوتاه بدهد و در مقابل، مصاحبه کننده (بازجو) نیز تلاش می‌کند، با پرسش‌های هدفدار خود، با گرفتن تمرکز فکری طرف مصاحبه (متهم)، وی را به ورطه‌ی تناقض‌گویی اندازد و او را ناخودآگاه به مرحله‌ای از گفت وگو هدایت کند که ناچار باشد اسرار نهایی را برملا کند. نکته‌ی قابل توجه این است که روان‌شناسان و مددکاران سعی می‌کنند طرف مصاحبه را به گفت‌وگو و بیان دردها و مسائل‌شان «ترغیب» کنند، اما در امور پلیسی و بازجویی، طرف مصاحبه را به گفت‌وگو درباره‌ی حقایق «وادار» می‌کنند. از دیگر ویژگی‌های این مصاحبه، آن است که سؤالات، کوتاه و تند و درحد جوابگویی «آری» یا «خیر» است. مصاحبه‌کننده پشت سر هم با ریتمی‌ متناوب، از مصاحبه شونده سؤال می‌کند.

 

مصاحبه، ابزار اصلی محققان

مقصود محقق و جامعه شناس از محتوای مصاحبه‌های انفرادی، کسب اطلاعاتی در زمینه‌ی گروه‌بندی و تیپ شناسی (سنخ شناسی) افکار، تمایلات، روابط و در نهایت کشف روابط علّیِ یک پدیده‌ی اجتماعی معیّن است.

در واقع، مصاحبه ـ به ویژه از نوع پرسشنامه‌ای یا مصاحبه‌ی کتبی ـ به محقق و جامعه شناس کمک می‌کند که روابط علی مورد نظر را از محتوای صدها مصاحبه در آورد و با شیوه علمی‌ متکی بر آمار و ریاضیات، به اثبات یا ردّ فرضیه‌ها و در نهایت ارائه‌ی تئوری خود نایل آید. قلمرو حرفه‌ای مردم شناسان، بیش از بقیه به گزارشگران نزدیک است. به همین دلیل، مردم شناسان خود بهترین گزارشگران هستند. زیرا آنها از روش مشاهده‌ی مشارکتی (Participant observation ) استفاده می‌کنند و مصاحبه یکی از ابزار کار آنهاست. مصاحبه در این روش، گاهی گفت وشنود است و گاهی گوش سپردن به گفت و شنودها. البته، زمان مصاحبه در روش مشاهده‌ی مشارکتی، عام است و ممکن است وسعت زیادی هم داشته باشد، یعنی بیشتر عناصر تحقیق را در بربگیرد.

 

 

مصاحبه در گزارش

مصاحبه در صفحه‌ی گزارش، به مراتب متنوع‌تر و گسترده‌تر از مصاحبه در دیگر صفحات مطبوعات نمایان می‌شود. مصاحبه‌ای که در صفحه‌ی سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، آموزشی، هنری و ورزشی می‌آید، معمولاً شامل چند سؤال و در پی آن جوابهای کوتاه و بلندِ طرف مصاحبه می‌شود.

گزارشگر می‌تواند ابتکار و خلاقیت خود را در مصاحبه و آرایش و پیرایشِ محتوای مصاحبه اِعمال کند. زیرا ماهیتِ گزارش، خلاقیت طلب و نوگراست. ضمن آنکه، درهم شکننده‌ی قالب‌های قدیم و کهنه نیز می‌تواند باشد. البته لزوماً هر چیز که قدیم است، مُهر «باطل شد» نمی‌خورد. بلکه حتی قالب‌های قدیمی‌ را می‌توان به خدمت تنوع بخشیدن به چارچوب و استخوان‌بندی صفحه‌ی گزارش در آورد.

مصاحبه در گزارش نیز با توجه به تعریفی که از گزارش می‌شود. مفهوم پیدا می‌کند. همان گونه که گفته‌اند، گزارش یا رپرتاژ: «بیان توصیفی و تصویری یک واقعه یا موضو ع است. به عبارتی دیگر، گزارش، تلفیق خبر و تحقیق است. به اضافه‌ی بازسازی هنرمندانه‌ی صحنه‌ها، موضوعات، حوادث و واقعیات مهم زندگی اجتماعی،» تعریف دیگری که می‌توانیم برای گزارش مطبوعاتی قایل شویم، آمیختن هنرمندانه خبر، داستان، مصاحبه و تحقیق است که موضوع یا پدیده‌ای خاص را زیر ذرّه بین توصیف‌گرانه و تحلیل‌گرانه‌ی خود قرار می‌دهد.

بنابراین، مصاحبه بخش عمده‌ای از یک گزارش مطبوعاتی است که ضمن آنکه می‌تواند مستقلاً یک یا چند ستون در دل گزارش پُر کند، در عین حال، مصالح و مواد خام بخش‌های دیگر گزارش را هم تهیّه می‌کند.

اگر گزارشگر تسلّط کافی در زمینه‌ی مصاحبه نداشته باشد، یک پای گزارش می‌لنگد و گزارش جذاب و زنده ای به خوانندگان ارائه نخواهد شد.

با اینکه بحث مصاحبه در گزارش مفصل است، سعی می‌کنیم به طور فشرده و اشاره‌وار به مهمترین نکات آن بپردازیم.

 

قدم اول

برای اینکه بتوانیم مصاحبه‌های موفقی داشته باشیم که برگزیده‌های مصاحبه را در اندام گزارش خود بگنجانیم، در اولین گام، بهتر است ببینیم خوانندگان چه سؤالاتی دارند، و میزان اطلاعات آنها از موضوع چقدر است. پس از شناخت معلومات و آگاهی‌های مردم (با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند)، باید سؤالاتی طرح کنیم که مردم تشنه دانستن آنها هستند و دور و بر آن دایم کنجکاوی می‌کنند. برای رسیدن به این مقصود، بهتر است گزارشگر، مصاحبه‌ی خود را که شامل مجموعه‌ای از سؤالات به هم پیوسته و مربوط به یکدیگر است، در یک قالب مشخّص بریزد تا در هنگام مصاحبه، یا موقع گزینش مطالبِ مفید (از مطالب زاید) و در نهایت نگارش گزارش، گیج نشود.

پس از بررسی و مطالعه مقدماتی درباره‌ی موضوع یا سوژه‌ای که می‌خواهید راجع به آن گزارشی تهیه کنید، لازم است چند فرضیه بسازید و سعی کنید با طرح چند سؤال برای هر فرضیه، گزارش خود را از پیش‌داوری‌های شخصی و ذهنی پاک کنید. فرضیه‌سازی به شما کمک می‌کند که درون یک چارچوب مشخص، به طرح سؤال پرداخته و در فضای مصاحبه حاضر و آماده شوید به نحوی که وقتی مصاحبه به پایان می‌رسد، با خود نگویید که ای کاش فلان سؤال را هم می‌کردم.

برای مثال، اگر می‌خواهیم درباره‌ی مسأله مبارزه با قاچاق مواد مخدّر گزارشی تهیه کنیم، بهتراست چند فرضیه را که متّکی بر مطالعات مقدماتی است، در نظر بگیریم:

فرضیه‌ی اول :  باز بودن مرزهای شرقی، باعث زیاد شدن مواد مخدر در داخل و افزایش معتادان می‌شود.

مصاحبه با دست‌اندرکاران نیروهای انتظامی:

  سؤال ۱: چند کیلو متر از مرز شرقی بدون حفاظ است و شرایط طبیعی آن چگونه است؟

 سؤال ۲: چقدر هزینه برمی‌دارد که از مرز حفاظت شود؟

 سؤال ۳: قاچاقچیان از کجا مواد مخدّر را وارد کشور می‌کنند و چگونه ؟

سؤال ۴و ۵ و…

فرضیه‌ی دوم :   تعدّد و ناهماهنگی نیروهای مبارزه کننده با قاچاق مواد مبارزه کننده با قاچاق مواد می‌کنند.

مصاحبه با مسئولان نهادهای مبارزه کننده:

سؤال ۱- در حال حاضر چند نهاد با ورود مواد مبارزه کننده با قاچاق مواد مخدّر مبارزه می‌کنند؟ چگونه؟ با چه تعداد نیرو؟

سؤال ۲-  ارتباط نهادهای مبارزه کننده در عملیات اطلاعاتی  نظامی‌و فرهنگی در در چه سطح است؟

سؤال ۳و ۴ و..

 فرضیه‌ی سوم : بیکاری و فقر مرزنشینان و مردم، ورود مواد مخدر را به کشور پرسود کرده است.

گفتگو با مرزنشینان، معتادان و کارشناسان

 سؤال ۱٫٫٫

سؤال ۲٫٫٫

سؤال ۳و ۴ و….

البته، حتماً لازم نیست که گزارشگر وقت خود را صرف تنظیم چنین جدولی کند، اما اگر بتواند به طور ذهنی هم از این چار چوب استفاده کند، بی‌شک مصاحبه‌هایش توفیق بیشتری خواهند داشت. همچنین یادآوری این نکته ضروری است که این شیوه بیشتر برای گزارش‌های تحقیقی و پژوهشی قابل استفاده است و در گزارش‌های احساسی و عاطفی، کاربرد محدودتری دارد.

برای انجام دادن مصاحبه‌ی مورد نیاز در گزارش‌هایی که جنبه‌ی احساسی و عاطفی دارند، می‌توان از قبل سؤالاتی طرح کرد و از مصاحبه‌ی باز و مصاحبه‌ی آزاد بهره جست و در چنین شرایطی هر چه تعداد سؤالات برانگیزاننده‌ی احساسات و تنوع آنها بیشتر باشد، مصاحبه‌ی موفق‌تری خواهیم داشت. و به قولی گزارشگر سؤال کم نمی‌آورد و اسیر سکوت و سکون نمی‌شود. به همین دلیل، با طرح سؤالات بیشتر، می‌توان هر لحظه در بیان مصاحبه‌ی شونده باعث خلاقیت احساسیِ بیشتر شد.

 

مصاحبه‌ی پویا یا بی‌ثبات

برای انجام دادن مصاحبه‌های عاطفی و احساسی و حتی مصاحبه های تحقیقی، می‌توان از شیوه ای استفاده کرد که من آن را مصاحبه‌ی «پویا یا بی ثبات» می‌نامم. در این نوع مصاحبه ها، سؤالات از قبل و به طور مشخص در ذهن یا کاغذ یادداشت گزارشگر ثبت نمی‌شود، بلکه گزارشگر، با استفاده از پرونده های آرشیو و خلقِ سؤالات غیر تکراری و غیر معمول و جمع آوری اطلاعات لازم، خود را برای یک مصاحبه آماده می‌کند تا از اطلاعات، آگاهیها و تجربه های ذخیره شده در ذهن و ضمیر مصاحبه شونده، نکات با ارزشی بیرون بکشد. موفقیتِ گزارشگر در این نوع مصاحبه، بستگی به چند عامل دارد: اول، آمادگی قبلی مصاحبه کننده، دوم، اطلاع او از مصاحبه‌ی روانی، سوم، مهارت خاص در ایجاد ارتباط و نفوذ عاطفی مصاحبه‌شونده و در ضمن، ایجاد اطمینان در او از فضای مصاحبه و عواقب و نتایج آن، چهارم، پیش بردن مصاحبه به سبک و سیاقی که مصاحبه شونده از آن؛ لذت ببرد یا حداقل احساس مسئولیت کند، پنجم، اداره مصاحبه و اجتناب مصاحبه کننده (گزارشگر) از هر گونه تُند روی، کُند پیمایی، درنگ بی‌موقع یا پرحرفی دو طرف، به این ترتیب، می‌توان امید داشت که گزارشگر، طبق برنامه مورد نظر خود مصاحبه و فضای مصاحبه را کنترل و هدایت کند.

 

 

نمونه ای از یک مصاحبه‌ی پویا

با بعضی از علمای اهل سنت می‌خواستیم مصاحبه کنیم. هدفمان آشنا شدن با دیدگاه اهل تسنن در قبال مصرف مواد مخدر بود. از سویی، من اولین بار بود که با علمای اهل تسنن برخورد داشتم و اطلاعات چندانی در مورد آنها نداشتم از دیگر سوی، ذهنم مشوش بود از خود می‌پرسیدم: آیا آنها خرید و فروش و استعمال مواد مخدر را حرام می‌دانند، یا اینکه خرید و فروش آن را مجاز، اما مصرف آن را گناه فرض می‌کنند؟ خیلی ناشیانه بود اگر پس از خوش و بش‌های معمولی، اولین پرسشم را این گونه انتخاب می‌کردم و می‌گفتم: «ما راجع به قاچاق مواد مخدر و مصرف مواد افیونی گزارشی برای روزنامه می‌خواهیم تهیه کنیم». این طور وارد مصاحبه شدن، به اصطلاح عامیانه آب در هاون کوبیدن به نظر می‌رسید. و شاید آنها از چنین پرسش مستقیمی‌ ناراحت و عصبانی می‌شدند. لذا اولین سؤال به این نحو طرح شد: «شهری که در آن اقامت دارید، شهر خوبی است. به نظرم آینده دارد». آنها تأیید کردند و یکی دو جمله‌ی گلایه‌آمیز هم در زمینه‌ی مشکلات شهر اضافه کردند. ادامه دادم: آقای مولوی، راستی چه مشکلات دیگری وجود دارد؟ آن مولوی که ارشد بقیه بود، چند مشکل را بر شمرد؛ از قبیل کم آبی، فقر، اعتیاد جوان‌ها، و نبود دانشگاه و چند مقوله‌ی دیگر. مولوی‌های دیگر هم احساس کردند که باید در این مصاحبه شرکت فعال داشته باشند، چون پای شهرشان در میان است. سپس از دل جواب‌هایی که داده شد، بقیه‌ی مصاحبه را منحصراً به بحث در زمینه‌ی مواد‌مخدر و اعتیاد هدایت کردم. و چون منابع شناخت قبلی از افراد مورد مصاحبه را پیش‌بینی کنم و سؤال و جواب‌ها را در یک نظام پرسش و پاسخ قابل انتظار قرار دهم. از این رو، از دل هر جوابی که آنها در پاسخ به سؤالاتم می‌دادند، می‌باید سریعاً (و با حفظ چارچوب مورد نظر)، سؤال دیگری طراحی کرده و می‌پرسیدم.

بنابراین، مصاحبه‌ی پویا روندی غیرقابل پیش بینی دارد. گزارشگر می‌تواند از جواب‌هایی که پاسخگو یا پاسخگویان در اختیارش می‌گذارند، سؤال بعدی خود را بسازد. البته سرعت عمل در اینجا خیلی مهم است و نیاز به تمرین و ممارست زیادی دارد. کلام آخر اینکه، در مصاحبه پویا، سؤالها و جواب‌ها در جریان مصاحبه تعیین می‌شوند، و این محتوای مصاحبه است که ساخت پرسش و پاسخ را شکل می‌دهد.

 

 حسام الدین شریعت پناهی

 


حاشیه

  1. مصاحبه‌ی روانی: ناهوم شارل؛ ترجمه‌ی محمد حسین سروری (تهران : سخن، ۱۳۶۶ ): ۱۳
  2. همانجا، ص ۴۶
  3. اصول گزارش مطبوعاتی. محمد مهدی فرقانی (تهران : مؤسسه‌ی کیهان، ۱۳۶۴ ).

 

ff

سلامدفتر مطالعات و  برنامه ریزی رسانه cjt