عکاسی و انسان شناسی

عکاسی و انسان شناسی



از زمانی که دوربین عکاسی از استودیو خارج شد و کار را در حوزه های مختلف تجربه کرد ، انسان شناسی به آن وابستگی تام یافت . در طول پنجاه سال گذشته ، کاربرد عکاسی در انسان شناسی پیشرفت قابل ملاحظه ای کرده است ، عکاسی به عنوان ابزاری برای یادداشت برداری یا ضبط رفتارهای انسان به کار می آید . ‏

خدمت عکاسان به انسان شناسان

 از زمانی که دوربین عکاسی از استودیو خارج شد و کار را در حوزه های مختلف تجربه کرد ، انسان شناسی به آن وابستگی تام یافت . در طول پنجاه سال گذشته ، کاربرد عکاسی در انسان شناسی پیشرفت قابل ملاحظه ای کرده است ، عکاسی به عنوان ابزاری برای یادداشت برداری یا ضبط رفتارهای انسان به کار می آید . ‏
عکاسان به انسان شناسان خدمت دیگری نیز کرده اند ؛ به این ترتیب که به آنان توانایی کنار هم قرار دادن موضوع ها و مشاهده رفتار انسان را از زوایای تازه داده اند . ‏
گرایش اصلی انسان شناسی به لحاظ تاریخی ، مطالعه انسان های اولیه و گروه های کم نظیر انسانی در اقصی نقاط جهان بوده است . اگر پیشرفت و توسعه رسانه های گروهی در سالهای اخیر نبود و رشد خارق العاده استفاده از دوربین های ویدیویی در ضبط واقعیت های پیرامون بشر رخ نمی داد عکاسی تنها وسیله ثبت رفتارهای انسان به شمار می رفت . با وجود این برخی از ویژگی های کار عکاسان ، همچنان نقش عکاسی را در مطالعات انسان شناسان منحصر به فرد ساخته است . ‏
هر پیشرفتی در فن عکاسی موجب یک تحول در کار انسان شناسان شده است . تبدیل دوربین های بزرگ به کوچک ، فلاشهای منیزیمی به پرتابل ( قابل حمل ) و تحول در روند ظهور فیلم ها ، به معنی افزایش توانایی های انسان شناسان در جمع آوری مدارک و برقراری ارتباط با موضوع تحقیق شان می باشد . رواج کاربرد عکاسی و فیلمبرداری در علوم انسانی باعث شده است تا آموزش عکاسی به انسان شناسان ضرورت یابد و عکاسان نیز به فراگرفتن دانش انسان شناسی فراخوانده شوند . ‏
برتری و ویژگی های عکاسی در مقایسه با فیلمبرداری در نظر انسان شناسان عبارت است از : استفاده های انتشاراتی ، کنار هم چیدن تصاویر در فضاهای کوچک ( و نمایشگاهی ) ، مقایسه تصاویر متعدد ، نگهداری و بایگانی و ثبت لحظه های ویژه ای که در تک کادرهای فیلم به سرعت عبور می کنند و از خاطر محو می شوند . ‏
وقتی انسان شناسان می خواهند درباره مقایسه رفتار ویژه انسانها در جوامع گوناگون ایده ای را عرضه کنند ، تنها به تک کادرهای ثابتی می اندیشند که کار عکاسان است . ‏
متون علمی و کلمات به خودی خود نمی توانند درباره شباهت های رفتاری ، ویژگی های فیزیکی ، روابط درونی ، مقایسه زنان ، مردان و کودکان و محیط زندگی بشر سخن بگویند . انسان شناسی حتی در حیطه اندازه گیری قد ، وزن و تعیین رنگ پوست ابنای بشر ، به خودی خود کارساز نیست . ‏
در برخی از موارد ، عکاسی به تصویربرداری از شخصیت انسانها محدود نمی شود و به کار ضبط و تکثیر نمونه های دست ساز یا مصنوع بشر می آید که تا پیش از آن ، مشاهده هر یک از آنها در صورت حضور در موزه ها امکانپذیر بوده است . یا در شیوه دیگر آن ، یک تیشه در موزه ها با ترکیب تصاویر استفاده از آن توسط بشر به نمایش در می آید . باید اذعان داشت که در بسیاری از موارد ، نحوه به کارگیری ابزار توسط بشر به مراتب مهم تر از تصویر خد شی می باشد و موشکافی در استفاده از ابزار به حکم عکاسی میسر می شود. ‏
در اواخر سالهای ۱۹۴۰ که دوربین های بزرگ جای خود را به دوربین های کوچکتر با سرعت عکسبرداری بیشتر دادند ، انسان شناسی نیز دستخوش تحول شگرفی شد . به این ترتیب که دانشمندان توانستند برای تکمیل تحقیقات و فرضیه های خود ، به جای استفاده از دویست یا سیصد عکس ، از میان هزاران عکس به منظور خود دست یابند . تولید انبوه عکس از فرهنگها و جوامع مختلف انسانی باعث شد تا موضوع مشاهده در انسان شناسی تغییر کند . تا پیش از این ، هیچ لغت نامه یا تصور ذهنی ای نمی توانست تبادل داده های اطلاعاتی یا فرضیه ها را ممکن سازد . ولی با ظهور عکس‌های متنوع از سراسر جهان این امکان پدید آمد . ‏
وقتی عکاسی در این سطح حضور نداشت ، توضیح هر بخش از رفتار یک جامعه با همان رفتار در جامعه‌ای دیگر متفاوت بود اما بعد از این مرحله، هشت یا ده عکس می توانست نظر محقق را تامین سازد ، عکس هایی که در سطحی وسیع بین زمان و مکان حایل می شدند و برخورد فرهنگ ها را میسر می ساختند. ‏
تا پیش از این دانشمندان انسان شناس با قلم و کاغذ به محوطه‌های مورد تحقیق وارد می شدند و به محض مشاهده یک ماجرای قابل ذکر ، آن را یادداشت می کردند، اما آنان در این یادداشت برداری هایی که اغلب در وام گرفتن از لغات دچار مشکل می شدند قادر نبودند بسیاری از مراسم و روحیات بشر را در جوامع گوناگون تشریح کنند . بعدها که عدسی های تله فتو به ابزار عکاسی اضافه شد، امکان مطالعه عمیق تر نیز فراهم آمد. با این ابزار ، محقق بدون آنکه وارد فضای زندگی جاری مردم شود و نقش یک عنصر مهاجم را ایفا کند می‌توانست به تصویربرداری پردازد. ‏
در جایی که کندی نوشتن و نقاط کور دید مانع از تحقیق جدی محقق می شد ، دوربین عکاسی نقشی عمیق تر از یک وسیله صرف را به عهده گرفت. عدسی تله فتو برای انسان شناس نماهای درشت و کلی را به همراه نمی آورد ، بلکه هر تصویری برای دانشمندان در حکم یک نمای نزدیک است. ‏
اگر عکاس با ملاحظات انسان شناسی وارد کار شود ، در انتخاب موضوع ها و لحظه دیدن بهتر عمل می کند و مجموعه تصاویر او می تواند مانند یک طرح مطالعاتی به نظر برسد . مطالعه ای که در پی آن تغییر افکار و رفتار انسان ها را در پی خواهد داشت . ‏
انسان شناسان به ندرت قادرند که به کمک عکاسی ، آموخته ها و نتایج آموخته هایشان را منتقل کنند . اما عکاسان می توانند به راحتی با لحاظ کردن عناصر مورد توجه انسان شناسی ، عکاسی کنند. ‏
وجه تمایز این دو گروه در چیزی است که ما آن را ” توانایی دیدن ” می نامیم . دانش بصری عکاس در حقیقت می تواند راه حل و پاسخ بسیاری از پرسشها باشد. ‏

‎ ‎
نادر داودی ‏
ماهنامه عکس ، سال دهم ، خرداد ۱۳۷۵ ، شماره ۱۰۹


منبع : http://www.iranipc.ir

ff

سلامدفتر مطالعات و  برنامه ریزی رسانه cjt