تحلیل محتوا

تحلیل محتوا



اگر چه امروزه تصورات معمول از محتوا و زمینه‌های ارتباط در تحلیل محتوا رایج هستند. در تعریف رسمی‌ آن، شرایط و زمینه‌های ارتباطی دیگر مثل شرایط روانکاروانه ، نمادی و فرهنگی نیز قرار دارند.

تحلیل محتوا را از نظر شکل باید فنی برای دستیابی به استنتاجات قابل بازنمایی (Replicable) و معتبر از داده های متن و زمینه آنها است . این تعریف  ،تعاریف برنارد برلسون را که تحلیل محتوا را با توصیف علمی‌ از محتوای ارتباطات برابر می‌داند و نیز تعریف هارولد لاسول را که تحلیل محتوا را “کمی‌سازی محتوا مورد انتقال پیام‌ها » می‌داند، در برمی‌گیرد. ال . آر . هلستی در تعریف تحلیل محتوا پیش زمینه‌هایی مثل (چه کسی)  «منبع ارسال پیام» ، «چرا»  (فرآیند رمزیابی ) ، «چگونگی» (محتوای ارتباطی) و نتایج یا تاثیرات پیام بر «مخاطبان » را اضافه می‌کند.

اگر چه امروزه تصورات معمول از محتوا ( نوع پیام) و زمینه‌های ارتباط (پیام توسط چه کسی وبه چه کسی می‌رسد) در تحلیل محتوا رایج هستند. در تعریف رسمی‌ آن، شرایط و زمینه‌های ارتباطی دیگر مثل شرایط  روانکاروانه  (شرایط روان شناختی که گزاره خاصی را تعیین می‌سازند) ، نمادی ( منابع اجتماعی و اقتصادی که اساس یک برنامه  خاص تلویزیون را تشکیل می‌دهند) ، و فرهنگی (کارکردهایی که آداب خاص فرهنگی را عهده دار هستند) نیز قرار دارند.

 

داده‌های مورد استفاده در تحلیل محتوا

مشخص‌ترین  منبع داده‌های برای تحلیل محتوا، متونی هستند که  معانی به صورت متعارف به آنها انتساب می‌یابند. سخنرانی‌های  شفاهی،  اسناد کتبی و جلوه‌های تصویری از جمله این منابع‌اند. رسانه‌های جمعی مشخص ترین زمینه برای چنین تحلیلی هستند و عرصه ادبیات  متاثر از تحلیل محتوای روزنامه‌ها ، کتاب‌ها، گزارش‌های رادیویی، فیلم‌ها، نمایش‌های کمدی و برنامه‌های تلویزیونی است . با این  حال از این فن در مورد داده‌هایی که عمویمت کمتر دارند .نیز به طور فزاینده استفاده می‌شود. نامه‌هایی شخصی، گفت‌وگوی کودکان ، مذاکرات  خلع سلاح ، شهادت شهود  در دادگاه، گزارش‌های سمعی و بصری از جلسات درمانی، پاسخ به سوالات مصاحبه‌های عمومی‌ و آزاد و کنفرانس‌های کامپیوتری  در این دسته  قرار می‌گیرند . داده‌هایی که تنها برای گروه‌های کوچکی از کارشناسان  معنی‌دار هستند. نیز در این مقوله مورد بررسی قرار می‌گیرند که  از جمله آنها می‌توان به تمبرهای پستی ، طرح‌های نقش بسته بر روی کوزه‌های سفالی قدیم ، اختلالات  هنگام سخنرانی، فرسایش و پارگی کتاب‌ها و تحلیل خواب اشاره کرد. در هر حال هر چیزی را که به حد کافی فراوان باشد و از معانی نسبتا ثابتی  در نزد گروهی از افراد برخوردار باشد می‌توان تحلیل محتوایی کرد.

 

موارد استفاده از تحلیل محتوا

از تحلیل محتوا به ندرت  برای توصیف ساخت ادبی  محتوای ارتباطات استفاده می‌شود . پیدا کردن موارد استفاده  از کلمات  زشت در بخش برنامه‌های رادیویی یا جمله‌بندی دقیق از تعهدات تبلیغاتی  سیاستمداران را باید مواردی استثنا دانست . استفاده منظم از داده‌های تحلیل محتوا، امکان پذیرش استنتاجاتی را که فراتر از فهم  و درک متنی دشوار هستند. تا اندازه‌ی زیاد فراهم می‌سازد. خوانندگان معمولی ( شامل محققان ادبی ) معمولا با مطالعه حجم زیادی از مطالب خواندنی ، چشم انداز خویش را تغییر می‌دهند .و در حمایت از فرضیه‌های مورد نظر خود نوعی ادراک انتخابی را به کار می‌بندند. تحلیل محتوا نه تنها بخت و امکان  توجه و پرداختن یکسان به همه واحدهای تحلیل را – خواه در آغاز متن آورده شوند و خواه در پایان – فراهم می‌سازد، بلکه به علت بی‌توجهی به فرد تحلیل کننده یا مکان  و زمان تحلیل، نوعی عینیت  (Objectivity) را نیز به کار می‌بخشد. به علاوه تحلیل محتوا این امکان را به محققان می‌دهد تا چارچوب  مورد نظر خویش را در تحقیق به کار بندند ، و درنتیجه  باب مجموعه‌ای غنی از سازه‌های ((Constructs   اجتماعی علمی‌ گشوده می‌گردد که بر اثر آن متون نامانونس برای یک گروه فرهنگی ، محتوایی معنی‌دار پیدا می‌کنند. دو خصیصه فوق این امکان را برای یک تحلیل‌گر محتوا فراهم می‌سازند تا توصیفی جمعی از استنتاجات  ذهنی را براساس  مجموعه وسیعی از داده‌ها ارائه کند. این داده‌ها نشان دهنده روند‌ها، الگوها و تفاوت‌هایی هستند که پی بردن به آنها در این مرحله تنها برای افراد آموزش دیده میسر است.

 

مطالعه در محتوای رسانه‌ها

دریافت میزان اهمیت نویسندگان، پدید آورندگان آثار، رسانه‌ها یا حتی کل فرهنگ‌ها به مقولات موضوعی خاص احتمالا  باید گسترده‌ترین  موارد استفاده از تحلیل محتوا تلقی شود. برای چنین استنتاجی معمولا فراوانی و یا میزان تکرار موضوع مورد توجه قرار می‌گیرد. به عنوان مثال چگونگی تغییر در پرداخت  روزنامه‌ها به مقولات خبری در طول زمان، نحوه  ورود آگاهی‌های تبلیغاتی در پوشش مسائل مذهبی و نیز نحوه سبقت‌جویی  اخبار مربوط به ورزش  و جرایم بر اخبار فرهنگی را می‌توان نمونه‌های اولیه‌ای از موارد تحلیل  محتوا دانست. دسته دیگر تحلیل‌گران تلاش  کرده‌اند تا میزان خواندنی بودن مطالب، مسائل اقتصادی و مطالبی از این قبیل تبیین کنند. انگیزه انجام بسیاری از این مطالعات احساس رعایت نشدن معیارهای روزنامه‌نگاری به طور کامل است. مثلا در بسیاری از مطالعات تحلیل محتوا که با هدف آشکار ساختن نابرابری  در پوشش خبر طرفین  یک ماظره عمومی‌ و یا کشور خارجی انجام می‌گیرند رعایت انصاف (Fairness ) مورد تاکید و تایید واقع می‌شود.

هدف، در بسیاری از تحقیقات اجتماعی، پی بردن به میزان توجهی است که  برپدیده ، اندیشه یا گرایشی خاص معطوف می‌شود. در یک از مطالعات اولیه  تحلیل محتوا میزان تغییری که در تصویر قهرمانان مردمی‌ در مجله‌های تخیلی در طی یک دوره چهل ساله پدید آمده بود، به دست آمد. براساس نتیجه این مطالعه تصویر ارائه شده از این قهرمانان را کار آفرینان (Entrepreneurs) به افراد  سرگرم‌کننده تغییر کرده بود. به همان سان با استفاده از این شیوه در رسانه‌های متفاوت و در طول زمان، تصویر معلمان، دانشمندان، افسران پلیس و سیاستمداران هم به صورت تطبیقی مورد مطالعه قرار گرفته است . در یک تحلیل  محتوای جهانی در مورد مظاهر یا نمادهای سیاسی در اسناد، گزارش‌های مربوط به اعمال نفوذ که در چند کشور، به عمل آمد، کوشش شد تا تغییرات بپردازد. تحلیل خصوصیات جمعیتی، اجتماعی، اقتصادی، قومی‌ و حرفه‌ای جمعیت مخاطین مشابه نشانگر اغراض خاص و قابل ملاحظه‌ای بودند. مطالعاتی که در مورد نوع شدت و تداول خشونت تلویزیونی ، گرایش نسبت به جنگ، نقش‌هایی که زنان در سریال‌های  مردمی‌پذیرا هستند و مباحثی که هنگام فروش کالا یا خدمات صورت گرفته  است، مبانی را برای نقد فرهنگی فراهم ساختند و به آگاهی عامه مردم از نحوه آفرینش اعتقادات خاص ونیز تقویت پیش‌داوری‌های موجود توسط رسانه‌ها کمک کردند.

تحلیل محتوای منابع  و مراجع خبری  برای کشورهای خارجی در رسانه‌های گوناگون ملی، عدم توزان قابل ملاحظه موجود در جریان خبری بین‌المللی و میزان توجه به آن را نشان داد. همچنین ایجاد نظام‌ها و روش‌هایی برای ارزیابی در مورد مسائل خاص، گرایش مورد توجه عامه‌ی مردم به آن موسسه ، انجام آزمایش‌های تجربی در روبط عمومی، نشان دادن تغییرات مهم پدیده آمده در تصویر مردم از تولید موسسه، شرایط رقابت و مسائل دیگر را در پی داشته است.

در دادگاه‌های آمریکا در مورد پرونده‌های سرقت ادبی (Plagiarism) و تخلفات حق پدید آورنده و نیز در پرونده مشهوری که در برگیرنده  هویت دفاتر خبر خارجی فعال در ایالات  متحده است از شواهدی  استفاده شده که با تحلیل محتوا به دست آمده اند . استنتاجاتی که در مورد آن پرونده به عمل آمدند براساس آزمون‌های متفاوتی بودند که دسترسی به اطلاعات، همسویی را اهداف اعلام شده تبلیغات (خارجی ) ، و انحراف از منابع خبری بی طرف را نشان می‌دادند.

 

جمع آروی اطلاعات سری و مطالعات سیاسی

شناخت دولت‌ها در مورد تحولات سیاسی در کشورهای خارجی غالبا براساس ارتباطات است که این ارتباطات به شکل مکاتبات دیپلماتیک، پخش برنامه‌های سمعی و بصری، تحلیل‌های روزنامه‌نگاری در مطبوعات داخلی و یا سخنرانی‌هایی که به وسیله رهبران سیاسی غالبا به صورت ناخواسته برای تشریح این تحولات ایراد می‌گردند، انجام می‌پذیرد. اگر چه تحلیل‌گران سیاسی نوعا کوششی جهت مشخص ساختن روش‌های  به کار برده شده برای نتیجه‌گیری از این داده‌ها به عمل نمی‌آورند ولی با این حال شواهدی وجود دارد که در آنها تحلیل  محتوا شناخت‌های مهمی‌ را به دست داده است . خطابه‌‌هایی که به وسیله  اعضای دفتر سیاسی  حزب کمونیست به مناسبت  زادروز ژوزف استالین ایراد شد ، ساخت قدرت در هیات رئیسه حزب کمونیست را آشکار ساخت و جانشینی مورد انتظار وارثان قدرت را ( که پس  از مرگ استالین به اثبات رسید، ) آشکار ساخت، همچنین در خلال جنگ دوم جهانی استنتاجات در مرود شیوه  جنگ در آلمان و تغییرات  پدید آمده در رابطه بین دول محور براساس  برنامه‌های داخلی رادیو – تلویزیون که به صورت منظم تحت نظارت بودند، استوار بود. به همان‌سان از سخنرانی‌های ژروزف استالین که با هدف تقویت روحیه  آلمانی و نیز آماده ساختن مردم برای رویدادهای بعد ایراد شده بودند،  به صورت موفقیت‌آمیزی برای کسب اطلاعاتی سری نظامی‌ استفاده شد. استفاده از تحلیل محتوا برای ارزیابی رضایت کشور از توافق‌های محدود ساختن سلاح‌های استراتژیک پیشنهاد شده است.

در تحلیل محتوا ی پیام های ارتباطی در شب جنگ  اول جهانی، در خلال بحران  موشکی کوبا (۱۹۶۲) و نیز در منازعه شوروی « سابق» با سنگاپور ( اواخر دهه ۱۹۵۰ ) ، از یک سازه تعاملی استفاده شده است و بدین منظور بیانیه‌های دیپلمایتک و عمومی‌که رهبران  کشورهای درگیر در جنگ تسلیم کرده‌اند به عنوان یک مجموعه متوالی محرک و پاسخ قلمداد شده‌اند. علاوه بر موارد استفاده سیاسی فوق، تحلیل محتوا می‌تواند اطلاعات روشنی را در زمینه نوع ارزش‌های مطرح شده و نیز گرایش‌های نامزدهای منصب‌های سیاسی در مورد مسائل خاص ، و نیز تغییر این ارزش‌ها و گرایش‌ها را در واکنش‌ها را در واکنش به شرایط خاص و با توجه به مخاطبان، آنها به دست دهد. تحلیل‌های مقایسه‌ای  بین کشورها، تفاوتهای موجود در ارزش‌های رهبری و خواسته‌های نخبگان و مطالعات در مورد کرسی‌های حزبی، سخنرانی‌های مقامات سلطنتی بریتانیا و شعارهای روز اول ماه مه شوروی سابق ، زمینه‌ساز توجه و علاقه به دانشمندان سیاسی بوده است. در کنار این موارد می‌توان به تلاش‌های اولیه ای که برای تشخیص فنون تبلغی و نیز شناسایی تبلغ گرانی که از این فنون برای تضعیف قوه تشخیص عقلانی استفاده می‌بردند اشاره کرد.

 

کاربرد تحلیل محتوا در علوم اجتماعی و ادبیات

در مطالعات روان شناسی  فردی غالبا از پاسخ‌های شفاهی به سوالات مصاحبه جلسات ضبط شده  روانکاوی ، یادداشت‌های روزانه، نوشته‌ها و نامه‌ها استفاده می‌گردد .جست‌و‌جو الگوی  سخنرانی ( نطق )  که نشانگر آسیب‌های خاص روانی است ، فنی متداول است . آزمون‌های فراافکن (Projective Tests ) را مرحله بعد مقوله‌بندی و شمارش شوند درحقیقت باید نوعی تحلیل  محتوا دانست . همچنین از تحلیل محتوا می‌توان برای پی بردن به حالات مختلف روان‌شناختی سخنران مثل میزان اضطراب، براساس فراوانی  اختلالات کلامی‌ صحبت خود مرتکب می‌شود استفاده کرد. از رسانه‌هایی که با استفاده از استنتاجات ثانوی به دست می‌آیند برای مطالعه و تحلیل یادداشت‌های خودکشی ، گفت‌وگوهای افراد اکللی  و ینز نطقه‌ای شخصیت‌های تاریخی استفاده شده است. به همان سان برای بازسازی دینامیسم‌های فردی و شخصیت نویسنده، نامه‌هایی شخصی مورد تحلیل قرار می‌گیرند. گزارش‌های شفاهی  در مرود رویاها نیز منبع مشابه‌ی برای کسب آگاهی به شمار می‌آیند که  تحلیل محتوا امکان تحقیق منظم در مورد آن را فراهم می‌سازد. در آموزش و پرورش از تحلیل محتوا برای تجزیه و تحلیل پیش‌داوری‌های مربوط به  مسائل‌نژادی و ملی متون کتاب استفاده شده است. از جمله موضوع‌های تحلیل، می‌توان به نحوه تصویرسازی متفاوت از  تحلیل محتوا می‌توان به کسب آگاهی از میزان خواندنی بودن یا علاقه برانگیزی متن با توجه به نوع کلمات ساختارهای دستوری و علایم نقطه‌گذاری و موارد دیگر اشاره کرد.

ادبیات یک زمینه طبیعی تحلیل محتوا است . ساختار بسامد واژه‌ها و تحلیل استعاره‌های ادبی، علایم، موضوعات اجزای بیان سبک‌ها، تفاوت‌ها در سبک‌های خاص و مخاطبین مورد نظر همگی در حوزه مطالعات  تحلیل محتوا قرار می‌گیرند اما به ندرت جزء این مطالعات در نظرگرفته می‌شوند. شناسایی  آماری مولف ناشناخته یک کتاب  را باید  مورد استثنایی جالبی دانست که در مورد متن کتاب قرون وسطایی سلوک مسیح (De imitatione Christ)  و چند مورد از گزارش‌های امضا نشده فدرالیست (Federalist ) و تفکیک بخش‌های یک متن که توسط مولفان متفاوت نگاشته  شده است به کار برده شد. از دیگر موارد می‌توان به نکات ذیل اشاره کرد : روشن ساختن تاثیرات ادبی،  تلاشی برای تعیین تاریخ  اسناد از طریق تحلیل سبک‌ها و محتوای نوشته، تلاشی برای پی بردن به الگوی‌های پیشرفت در آثار ادبی یونان و جست‌وجو برای مضامینی که  پر فروش‌ترین رمان‌ها را از بقیه رمانها جدا می‌سازند.

تحلیل محتوا را شاید بتوان جزء لاینفکی از یک فعالیت  تحقیقی، اجتماعی گسترده تر دانست. به عنوان مثال برای به حد اقل رساندن خطاهای مصاحبه‌گر، پاسخ‌های باز به سوال‌های مصاحبه  غالبا در معرض تحلیل محتوا قرار می‌گیرند تا توزیع فراوانی، مقیاس‌ها، شاخص‌ها یا متغیرهایی را که  در مرحله بعد می‌توان  آنها را با مشخصات  قابل اندازه گیری مصاحبه‌شوندگان مستقیما در ارتباط گذاشت، به دست آید . در شیوه‌های مختلف آزمایشی حل مساله شبیه‌سازی  (Simulation) ، شبیه‌سازی درمانی، برای تفکیک انواع تعاملات شفاهی  (کلامی‌) ، کمی‌ ساختن سهم اعضا در این تعاملات  و مفهوم‌سازی  نقشی که آنها در جهت‌دهی پیدایش ساختهای اجتماعی برعهده دارند، از فن تحلیل  محتوا در گروه‌های کوچک استفاده می‌کنند. همچنین از طریق همبسته سازی معرف‌ها یا معیارهای (Measures) تحلیل محتوا ، خشونت  تخلیلی  تلویزیون  با برآوردهای خشونت واقعی که  از مطالعه بر روی تماشاگران حرفه‌ای و غیر حرفه‌ای به دست آمده است ، تاثیرات رسانه‌های جمعی مورد مطالعه قرا گرفته است.

تحلیل محتوا را همچنین می‌توان به موازات  دیگر فنون  تحقیق به کار برد و اعتبار هر نوع یافته را کنترل و یا روشن ساخت . به عنوان مثال در مقایسه‌ای که بین آمار واقعی جرم در یکی از شهرهای ایالات متحده، نظر سنجی و پوشش جرایم روزنامه‌های محلی، به عمل آمده، میزان  نگرانی مردم و پوشش جرایم در روزنامه همبستگی  معنی داری  را نشان داد. به این ترتیب روشن گردید که دو متغیر فوق هردو بیانگر پدیده‌ای مشابه هستند که تنها به صورتی  حاشیه‌ای با  حقایق در ارتباطند. تحلیل محتوا مقالات (رسانه‌هایی ) که به وسیله  دانشجویان  نوشته شده‌اند نتایجی را به دست داد که با یافته‌های به دست آمده از سوی دیگر مطالعه ای  که برای یافتن  همبستگی قوی در بین شیوه‌های گوناگون  شمارش مراجه برای روسای جمهوری ایالات متحده انجام شد و عموما به عنوان  شاخصی برای محبوبیت یا اهمیت آنها قلمداد می‌شد، با رتبه‌بندی‌ای که نویسنده متن برای  اهیمت این روسای جمهوری قائل شده بود، همبستگی قابل قبولی را به دست  نداد. نکته فوق  زیان استفاده از شاخص‌ها و اهمیت اعتبار دادن به هر نوع تحلیل محتوا را نشان می‌دهند .

مراحل و معیارهای انجام تحلیل محتوا

تحلیل محتوا عموما از شش مرحله تشکیل می‌شود این مراحل به صورت منظم استفاده از این فن را مشخص می‌سازند .

  • طرح (Design ) : طرح مفهومی‌ است که در آن تحلیلگران به تعریف زمینه کار خود و نیز آن چه مستقیما امکان مشاهده آن را ندارند و خواهان آگاهی از آنند. می‌پردازند همچنین در این مرحله تحلیلگران به جست و جوی منبع اطلاعات مهم که ممکن است در دسترس  باشند و یا امکان دسترسی به آنها وجود داشته باشد، پذیرش یک سازه تحلیلی که دانش موجود در زمینه رابطه داده ومتن را فرمول‌بندی می‌کند و مرحله استنتاجی ناشی از حرکت از یک زمینه  به زمینه دیگر را تشکیل می‌دهند . علاوه بر این ترسیم  روش‌های تجربی مورد استفاده، شرایطی را که تحت آنها استنتاجات حاصل از مشاهده را می‌توان معتبر دانست – سنجش آنچه مدعی اندازه‌گیری آن هستیم ـ دقیقا  مشخص می‌گرداند.
  • واحد بندی (Unitizing ) : مرحله تعریف و نهایتا شناسایی واحدهای تحلیل از میان داده‌های موجود را « واحد‌بندی » می‌گویند. واحدهای نمونه‌گیری امکان تنظیم یک نمونه معرف آماری از جمله آماری که را که ممکن است شامل کل کتاب‌ها، داستان‌های تلویزیونی ، شخصیت‌های تخیلی،  مقالات (رسانه‌ها ) و تبلیغات باشد، در برمی‌گیرد . واحدهای که هر یک دارای معنایی مستقل است .واحد ثبت (Recording ) گفته می‌شود ، مثال واحدها ممکن است به رخدادها و افراد یا کشورها، اظهارات ارزیابی کننده و گزاره‌ها و مضامین ارجاع شوند.
  • نمونه گیری: با اینکه فرآیند استخراج نمونه‌های معرف را بناید از مراحل طبیعی تحلیل محتوا دانست اما با این حال لازم است:

۱- خطاهای آماری را که در بیشتر مطالب نمادین مورد تحلیل نهفته‌اند از میان برداشت . مثلا گرایش‌های افراد مهم در رسانه‌های جمعی بیشتر منعکس می‌شوند تا گرایش عامه مردم ؛

۲- باید اطمینان حاصل کرد که سلسله مراتب غالبا شرطی واحدهای انتخاب شده نمونه‌گیری ( مثل نشریات ، تاریخ‌های روزنامه، تعداد صفحات،  مقالات، بندها، کلمات ) معرف سازمان پدیده‌های نمادینی مورد مطالعه باشند.

  • رمزدهی «کد گذاری » ( Coding ) : مرحله توصیف واحدهای ثبت شده و یا طبقه‌بندی آنها برحسب مقولات سازه‌های تحلیلی انتخاب شده را «رمز دهی » گویند. این مرحله در حقیقت  بازنمای تصور اولیه  از معنی است . و آن را می‌توان هم از طریق آموزش‌های صریح به کدگذاران آموزش دیده و هم از راه کدگذاری کامپیوتری انجام داد. دو اصل معیار ارزیابی و روایی (Reliability ) که از طریق توافق بین کدگذاران « و تشخیص آن‌ها» از اهمیت یا بی اهمیتی مقولات سنجیده می‌شود ، غالبا در تعارض با یکدیگرند. کدگذاران انسانی معمولا از روایی برخوردار نیستند اما در تفسیر متون پیچیده از نظر معنی شناسی دارای استعدادند. کامپیوتر مشکل روایی ندارد اما باید برای شبیه‌سازی بخش اعظم استعداد زبانی یک سخنران بومی‌را به آ ن برنامه داد. پیشرفت‌های عمده و قابل ملاحظه در استفاده از کامپیوترها و کاربرد آنها معمولا معیار «معنی‌داری» را فدای روایی و سرعت می‌کند.
  • استخراج نتایج : مهم‌ترین مرحله در تحلیل محتوا نتیجه گیری است . این مرحله در واقع کسب شناخت  ثابت در مورد نحوه پیوستگی توضیح  متغیر از داده‌های کدگذاری شده با پدیده ای است که محقق خواهان آگاهی  از آن است. مراحل لازم  برای نتیجه‌گیری معمولا روشن نیستند. اینکه فراوانی مراجع چگونه نشانگر توجه یک منبع  به موضوع  مورد توجه است. کدام سبک خاص ادبی منحصرا شناساننده یک مولف خاص است و نحوه ای که تمایل به  صفات خاص کلامی‌ سخنران یک مستمع را متجلی می‌سازند؛ سوالاتی هستند که باید با روش‌هایی مستقل پاسخ داده شوند. همچنین لازم است که چنین سازه‌های تحلیلی ، بسیار ساده باشند. تحلیل‌گران در استخراج اطلاعات سری نظامی‌از منابع خبری دشمن از « نقشه‌های » دقیق  روابط شناخته شده که شامل نقش و تضادهای میان رهبری ملی و جمعیت  مخاطب می‌شود،  استفاده می‌کنند. به همین‌سان سبک‌های خاص استدلال افراد از چند سطح تشکیل می‌شود که هر سطح از سازه‌های روان‌شاختی دقیق تشکیل می‌شود.
  • معبتر سازی : (Validation ) : معتبرسازی آمال و غایت هر کار تحقیقی است. با وجود این جهت‌گیری تحلیل محتوا به استنتاج از آنچه مستقیما قابل مشاهده نیست و در دست نبودن شواهد اعتبار دهنده  معتبر سازی  نتایج تحلیل  محتوا را محدود می‌سازد. مثلا  باید پرسید که با وجود آگاهی  قبلی از فعالیت‌های  برنامه‌ریزی شده چرا  باز به دنبال  به دست آوردن اطلاعات  سری نظامی‌ از تبلیغات دشمن هستیم؟ و یا با وجود قابلیت اندازه‌گیری  مستقیم نوع موضوعات مورد توجه رسانه‌ها چرا به دنبال استنتاج و آگاهی  یابی از موضوعات مورد توجه  رسانه‌ها هستیم ؟ و بالاخره اگر امکان مصاحبه مثلا با کندی فراهم بوده است. چرا به دنبال کسب آگاهی  از گرایش‌های رو به تغییر کندی در خلال بحران موشکی کوبا با استفاده از پیام‌های ارتباطی او بودیم؟ در هر حال پیش از انجام تحلیل محتوا باید شواهد اعتبار دهنده را حداقل در مورد یافته‌ها به دست داد.
  • محدویت های تحلیل محتوا: فن تحلیل محتوا علیرغم داعیه تعمیم‌پذیری خود، از محدودیت‌های ذاتی برخوردار است . اولین  محدویت  از تعهد آن به تصمیم‌گیری  علمی‌ نشات می‌گیرد. یافته‌های معنی‌دار آماری ، مستلزم واحدهای تحلیل بسیار هستند و جست‌وجوی چنین یافته‌هایی  معادل با یک تعهد کمی‌ گرایانه است. چنین خصلتی  انگیزه‌ای برای تحلیل ارتباطات  ویژه یا «گفتمان » (Discourse ) است که مشخصه  تحقیقاتی ، تاریخی یا روانکارانه است.

دومین محدویت از ضرورت قابلیت بازنمایی ناشی می‌شود این قاعده مستلزم تعیین رده‌های ثابت و مستقل از مشاهده‌گر و نیز دستورالعمل‌هایی است که باید آنها را بدون توجه به تحلیلگر و موضوع مورد تحلیل  کدگذاری کرد. استفاده از تحلیل محتوای کامپیوتری ناشی از چنین محدودیتی است . با استفاده از کامپیوتر داده‌ها در زمینه‌هایی مورد استفاده قرار می‌گیرد  که تفاسیر ثابت و واضحی را دربردارند و امکانی را برای داده‌هایی که معانی آنها در فرایند ارتباطات تغییر می‌کنند و نیز تغییراتی که مشخصه  ارتباط برقرار کنندگان مختلف و یا گروه‌های اجتماعی درگیر است فراهم نمی‌سازد. چنین ابهاماتی در رسانه‌های سیاسی و شخصی متداولند.

تحلیل محتوا مستلزم مشارکت در انباشت نظریه  اجتماعی است و این خود سومین محدویت آن است. اگر مقولات (رده‌ها ) از خود اطلاعات تحلیل شده به دست آیند. در آن صورت یافته‌ها فقط برای اطلاعات موجود قابلیت تعیمم دارند. اگر این یافته‌ها از یک نظریه کلی گرفته شده باشند. درآن صورت غنای نمادین خاص بودن داده‌های موجود غالبا نادیده گرفته می‌شود . در هر حال پوشش این محدویت‌ها غالبا با دشواری همراه است.

 

کلاوس کریپندورف

ترجمه محمد سعید ذکایی

« تجزیه  و تحلیل محتوا» کلاوس کریپندورف ، ترجمه محمد سعید ذکایی، رسانه ، سال  ۵ س ۴ ( زمستان ۱۳۷۲): ۴۶-۵۰٫

 

ff

سلامدفتر مطالعات و  برنامه ریزی رسانه cjt