رنگ و گرافیک در مطبوعات

رنگ و گرافیک در مطبوعات



گرافیک مطبوعاتی در محدوده‌ای فعالیت می‌کند که موضوع فروش برایش بسیار مهم است. ما این ویژگی را در مورد بروشور و پوستر و طرح‌های بسته‌بندی نمی‌ببینیم. بنابراین فروش، مسائل دیگر را دربر می‌گیرد که مقبولیت از آن جمله است.

گرافیک مطبوعاتی چیست ؟

گرافیک مطبوعاتی در محدوده‌ای فعالیت می‌کند که موضوع فروش برایش بسیار مهم است. ما این ویژگی را در مورد بروشور و پوستر و طرح‌های بسته‌بندی نمی‌ببینیم. بنابراین فروش، مسائل دیگر را دربر می‌گیرد که مقبولیت از آن جمله است. وقتی شما با یک پوستر برخورد می‌کنید، یا آن را می‌پسندید یا نه، تأثیر و تأثرات و میزان مقبولیت آن را به راحتی نمی‌توان تخمین زد. کالایی یا به فروش می‌رسد یا نه ولی اگر مجله‌ای به فروش نرسد، شماره‌های بعدی آن را نیز زیر سؤال می‌برد، خوانندگان خود را از دست می‌دهد و بنیان اقتصادی نا استواری بدست می‌آورد. بنابراین تداوم حضور اثر و عادت به آن و در انتظار ماندن، یعنی عامل زمان نیز از ویژگی‌های دیگر گرافیک مطبوعاتی است. پس می‌بینیم که گرافیک مطبوعاتی ویژگی‌های دیگر گرافیک مطبوعاتی است. پس می‌بینیم که گرافیک مطبوعاتی ویژگی‌های قابل تأملی دارد. در آغاز کار می‌توان مطبوعات فنی و غیر فنی را از هم جدا کرد.

خوانندگان مطبوعات فنی، افرادی جدی تر هستند. برای نمونه، مجله ساختمان مورد استفاده مهندسان ساختمان یا کسانی است که مستقیماً در جریان ساخت مسکن قرار دارند. ایستادگی و استواری جزو خصلت این گونه مطبوعات است. طراح یک چنین مجله‌ای در تنظیم ستون‌های صفحات خود که برعکس یک نشریه  فکاهی  نباید از فرم های سخت محاسبه شده و دقیق استفاده کند. هم آهنگی تصویر و نوشته، زیبایی  را بوجود می‌آورد.

گرافیک مطبوعاتی باید ماهوی و صوری باشد. پرداختن صرف به تصویر زیبا بی آنکه به محتوا و ارزش روان شناسانه آن توجه شود در قالب گرافیک  مطبوعاتی قرار نمی‌گیرد. هارمونی بین فرم و کلام  است که می‌تواند خواننده را مجذوب کند و نشریه مقبول او واقع شود.

 تنظیم روی جلد

روی جلد مجله یا کتاب در حکم صورت انسانی است که قرار است خوانندگان با او هم صحبت شوند. صورت این انسان در حکم هویت تصویری اوست. هر نشریه‌ای می‌تواند دارای هویت تصویری باشد.در نگاه  اولی که خواننده به مجله دارد مجله نیز باید به خواننده نگاه کند، این برخورد اول بسیار مهم است. یعنی زاویه دید تصویر روی جلد باید آنچنان باشد که ما تمامی‌ «کمپوزیسیون» آن را در یک نگاه ببینیم. از نظر گرافیک تمامی‌ شکل‌ها و نوشته‌ها در حکم یک  تصویرند و دارای زاویه دید و نگاه. باید  اجازه داد خوانندگان، مجله را که ما هستیم راحت و زود ببینند. اگر نگاه تصویر به سمت  راست یا چپ است با توجه داشت که بر هر حال تصویر به  عطف مجله یا کتاب نگاه نکند. عطف مجله یا کتاب برابر است با دوخت مجله یا کتاب – شیرازه – چسب و بستن، یعنی عطف،  انتهای یک جاده بن بست است.

ما خواننده را از سوی نگاه تصویر که به سمت  تورق مجله نگاه  می‌کند به جاده‌ای نو و سرزمین‌های جدید هدایت می‌کنیم . طبعا  در مطبوعات فارسی زبان  در درجه اول نگاه به خواننده  و در درجه دوم نگاه به سمت چپ خواهد بود. بسیاری از مطبوعات دارای هویت تصویری هستند. گاه خوانندگان در انتظار دیدن این چهره‌های آشنا و شنیدن حرف‌های تازه آنها شوق زیادی از خود نشان می‌دهند، لحظات انتظار در پاره‌ای از خوانندگان به کندی می‌گذرد ولی پر از شوق دیدار است، این یک موفقیت  است که هویت تصویری، دلبستگی صوری ایجاد کند و ما پذیرای حرفهای تازه او شویم.

دیده‌اید اشخاصی را که ظاهری جالب ندارند ولی گرمی‌ کلام  و اعتقاد به بیان، جلوه دومی‌ از شخص ایجاد می‌کند و ما کم کم به همان ظاهر عادت می‌کنیم. نمونه یک نشریه با هویتی  تصویری نه چندان گیرا روزنامه فرانسوی لوموند است. نخستین شماره این روزنامه ۵۱ سال قبل یعنی ۱۹۴۴ منشر شد. و جایگزین  روزنامه TEPS  شد که در دوران قبل از جنگ جهانی دوم انتشار می‌یافت و تاحدودی از سبک تصویری و نوشتاری همان نشریه پیروی کرد. لوموند بندرت از عکس استفاده می‌کند. شکل تیترها یکسان، کوچک و بدون پیرایه  است. لوموند روزنامه‌ای است که از لحاظ شکل ظاهری همان جلوه کلاسیک نیم قرن قبل خود را حفظ کرده است. سرکلیشه و نوع صفحه آرایی محافظه‌کارانه، از لحاظ مطالعه مشکل و گاهی  همه مطالب  آن بسیار خشک و جدی هستند. در هر حال به جهت همان هویت تصویری ثابت، این روزنامه به «سوپر سریو» (Super Seriuve) یعنی روزنامه خیلی جدی شهرت یافته است. مدیریت این روزنامه می‌داند که تغییر هویت تصویری و مدرن کردن ظاهر روزنامه خطری بین نیست، تا به آن حد که اگر ظاهر خود را تغییر دهد و صفحه‌آرایی  خوانندگان با آن احساس بیگانگی  خواهند کرد و بدین ترتیب روزنامه بسیاری از خوانندگان خود را از دست خواهد داد که بدون تردید این یک شکست است.

حروف و اندازه آن در مطبوعات

درقلمرو گرافیک، حروف در حکم تصویر هستند. حروف پیش از آنکه خواندنی باشند. دینی هستند برای نمونه  یک گرافیست ژاپنی که خط فارسی  را نمی‌شناسد با تماشای نمونه‌های حروف می‌تواند اظهار نظر کند که هر نمونه  خط چه بیان روان شناسانه‌ی گرافیکی دارد.

می‌دانیم که پس از سپرس شدن یک قرن از زمان حضور تعلیق عربی در قرن هشتم هجری،  میرعلی تبریزی با تلفیق این خط با خط «نسخ» خط نستعلیق را بوجود آورد. این خط دارای ویژگی‌هایی است برابر با ملایمت و آرامش پرشور و با جذبه و این توصیف خطوط منحنی وار در گرافیک است. این خط از همه انواع دیگر خطوط مانند کوفی، محقق، ثلث، نسخ، دیوانی، شکسته ، رقعه، ریحان و.. زیباتر است. از نظر نمایشی و جلوه‌گری و خوانایی در درجه دوم قرار دراد ولی از نظر زیبایی درجه یک یک است. سحر انگیز است و پیچش‌هایش در عین قدرت قابل انعطاف هستند. به همین دلیل خط نستعلیق نمی‌تواند بیان تراژیک و حادثه‌ای  داشته باشد و بکار بیان خبر نمی‌آید. در مقابل، حروف خط نسخ روزنامه‌ای، هیجان انگیز است و خطر گونه، در حکم صدای محکمی‌ است که امر می‌کند و پیش می‌تازد و بیان خبری بسیار قوی دارد.

برای ادامه این موضوع می‌توان به حروف «تهی» و «پر» اشاره نمود.

حروف «پر» با نمایش سنگینی و قدرت زیاد، معرف استحکام و درون گر است.

قدرت قریحه و عظمت

پایه های محکم یک استدالال

خیابان پر آدم بود

 

حروف «تهی» با بیان سبکی و کم وزنی، معرف پرواز است و رهایی و برون گراست.

بهار ایرانی

مطالب  تاریخی و کهن را می‌توان با بکار گرفتن حروفی که به گرافیک «قدیم» معروف است طراحی نمود با حروف کامپیوتری می‌توان بیانی نو «مدرنیته» داشت.

 

برای مطالب مهم و جدی باید از خطوط «نسخ» روزنامه ای استفاده نمود و بکار گیری حروف فانتزی نامتناسب است.

به یک نمونه  از مطالب جدی استخدام شده از یک بولتن اداری توجه کنید.

خط نازیبا و نامتناسب موضوع خبر را در حد یک شوخی بی مورد تنزل داده است. رعایت اندازه و تناسب حروف خیلی با ارزش است. یک خبر مهم و هیجان آور را با حروف درشت باید چاپ کرد:

ارزش برابری  دلار با ریال  به ۱۰۰ ریال کاهش یافت

خبرهای کم اهیمت را بناید با حروف درشت چاپ کرد.

درجه هوای تهران نسبت به روز گذشته یک درجه کاهش یافت

در همین خبر اگر درجه کاهش بالا بود مثلا ده درجه، حروف چاپی نیز باید درشت انتخاب می‌شد. این اهمیت خبر است که  اندازه حروف را تعیین می‌کند و این کارکتر خبر است که شکل حروف را مشخص می‌سازد. نسبت‌های موجود در آناتومی‌ بدن انسان در گرافیک  بسیار مورد استفاده واقع می‌شود. برای نمونه می‌توان به نسبت سر به بدن انسان اشاره کرد. تیتر یک مقاله در حکم سر انسان است. و متن اندازه بدن  انسان که به نسبت طلایی مشهور است. یک تیتر بزرگ همراه  با یک متن مختصر و کوتاه حکم سربزرگ وری بدن کوچک و نحیف را دارد. در یک چنین صفحه ای زیبایی و گرافیک زیر سوال می‌رود و ناباوری خواننده رشد می‌کند.

در ضرورت انتخاب شکل و اندازه حروف در رابطه  با نوع خبر و مقاله و عنوان یک نرم افزار گرافیکی شک و شبهه‌ای نیست. اما در کشورهای جهان سوم از جمله ایران انتقال این فکر گرافیکی گاه هم سوی ارزش مقاله نیست و یا نویسنده هم پای گرافیست تلاش نمی‌کند. برای مثال به این خبر که در سال ۱۳۶۱ در یکی از مطبوعات تهران انتشار یافته توجه کنید:

اختصاصی

معاون  فرهنگی  وزارت خارجه سیاست دولت در مورد خروج از کشور و اعزام دانشجو را اعلام کرد.

 *بسیاری از کشورها درخواست تاسیس نمایندگی جمهوری اسلامی ایران در کشورهای خود را دارند.

 *در طول سال گذشته  موفق شدیم  تغییرات وسیعی در سطح نمایندگی های سیاسی ایران در خارج از کشور بوجود آوریم.

 

مشخصات فیزیکی خبر عبارتست از تیتر خبر در صفحه  اول روزنامه بالای سرکلیشه روزنامه حروف ۴۸ سیاه فارسی است که تیتر را به شکل عمودی در برگرفته، کلیشه ای قرمز رنگ و نگاتیو، اختصاصی بودن خبر را مژده می‌دهد.

متن خبر در صفحه ۱۴ همان شماره اعلام شده است.

تیتر خبر: معاون فرهنگی وزارت خارجه سیاست دولت در مورد خروج از کشور و اعزام دانشجو را اعلام کرد.

در مورد رفع ممنوعیت خروج از کشور و یا بوجود آمدن مقررات جدید در این زمینه می‌پرسم، می‌گوید:

متن خبر: «مقررات خروج از کشور طبعا می‌تواند با تغییر شرایط سیاسی و اجتماعی کشور تعییر کند و احتمالاً تغییرات جزئی در آینده خواهد داشت اما فعلا هیچگونه طرحی برای تغییر کلی این مقررات نداریم».

  1. اندازه حروف تیتر: ۴۸ سیاه؛
  2. مساحت حروف تیتر: ۱۴۴ سانتمیتر ( ۸×۱۸ ) سانتیمتر؛
  3. مساحت حروف متن خبر: ۱۲ سانتیمتر ( ۸× ۵/۱) سانتیمتر.

نسبت تیتر خبر به متن خبر: بجای نسبت ۳/۱ تیتر به خبر، نسبت موجود ۱/۱۲ تیتر به خبر است که هیچگونه عملکرد متداول گرافیک مطبوعاتی دیده نمی‌شود.خبر در حکم انسانی است که سر آن ۱۲ برابر بزرگتر از بدنش است که جزو خلقت‌های بسیار نادر نرم افزاری بنام گرافیک مطبوعاتی است. مهم تر اینکه متن خبر که اختصاصی هم بوده، محتوی هیچگونه مطلب مفیدی نبوده است.

اندازه نشریه و تنظیم صفحه‌ها

قطع مجله و نیز زیبایی آن تا اندازه بسیار زیادی بسته به سبک معماری اثر است. طراح مجله باید از لحظه شروع کار یعنی از زمانی که نام مجله انتخاب شده، سبک کلی اثر، قسمت‌های گوناگون آن، تنوع آن و تناسبشان، را با هم بسنجد و بخصوص میزان موفقیت در ترکیب گرافیک و روزنامه‌نگاران را مجسم سازد. در این لحظه باید استادی و برتری طراح احساس شود، اگر طراحی او چنین احساسی را بخشید. باید گفت هنرش کامل است و می‌شود اثر را اجرا کرد. نام مجله یا Title نقطه آغاز ماجراست. مفهومی‌ را که نام مجله در بردارد باید با معنای گرافیکی که تلفین کرد تا گرافیک  مطبوعاتی حاصل شود. اگر نام مجله صنعتی است ، معماری اثر نیز باید نشان از ماشینی بودن آن مجله داشته باشد و نیز صفت سخت‌پیکری را با خطوط راست و زاویه‌دار مجسم سازد. چنانچه نام مجله غیر صنعتی است باید از خطوط  ملایم سود برد مانند انواع منحنی‌ها.یک نکته نیز بسیار مهم است و آن اینکه نام مجله نباید با استفاده از خطوط متداول روز طراحی شود.

سردبیر آگاه به مسائل روزنامه‌نگاری و گرافیک همراه با تیمی‌ قوی در صدد ایجاد مجله ایست یا حرف‌های نو و بدیع! و باید با طراحی نو و نه آنچه متداول است کار را شروع کند و سادگی را هرگز فراموش نکند. خواننده نوعی مصرف کننده است. یعنی کسی که با اشتهای کم  یا فراوان سراغ غذا می‌رود.

زبان طرح باید به قدری روان و دور از پیچش‌های بی مفهوم باشد که بگذارد فکر خواننده با کمال راحتی پیش برود و همه توجه خود را معطوف به مطلب سازد. بدین‌سان طراحی در نظر ما باید نوعی اثر هنری جلوه کند که خود دامنه بسیار وسیعی دارد. با کمال تعجب می‌بینیم که بسیاری از مجله‌هایی که برای ما خوشایند هستند چنین احساسی را در درون ما بیدار نمی‌سازند. شاید علت این باشد که  طراح باید با همه کوششی که دارد به ارتباط فرم و محتوی زیاد بها نداده است. فرم یعنی گرافیک و محتوی که متن و نوشته‌های مجله هستند باید هم‌ساز شوند. بهترین  سبک برای صفحه آرایی سبکی است که از تفاهم صورت و معنی بدست بیاید ولی صورت، خواننده را به خود مشغول ندارد تا خواننده به راحتی به معنی برسد. به گفته آندری تارکوفسکی: درک  یک اثر زیبا برای ما ممکن نیست و تنها می‌توانیم آن را حس کنیم. به تاکید می‌توان گفت که قطع مجله و نحوه تنظیم «لی اوت» آن، هم تابع قوانین زیبایی شناسی است و هم سلیقه  سردبیر و مدیر هنری، گاه همین سلیقه  نو هست که قوانین جدیدی در قلمرو گرافیک مطبوعاتی بوجود می‌آورد.

با همه این احوال باید کوشش شود از نام مجله تا نقطه پایان مجله، منش هنری  و ادبی آن حفظ شود  و آرایش  تمامی‌صفحات از یک کلیت استوار برخوردار باشد به طریقی که وحدانیت و یکپارچگی و تعلق کل مجله را به نام مجله آشکار سازد.

نقش رنگ دوم در مطبوعات

اگر بخواهیم با موضوع برخوردی علمی‌ داشته باشیم  بجای رنگ  دوم باید  گفته شود رنگ اول، زیرا تئوریسین‌های رنگ نظر داده‌اند که سفید و سیاه و خاکستری  جزو دسته «آکروماتیک‌ها» (Acheomatic) یا بی‌رنگ‌ها هستند. و اصولاً به جهت دیده نشدن آنها در طیف رنگین کمان به آنها عنوان رنگ داده نمی‌شود. البته باید توجه داشت که قرار نداشتن سفید و سیاه و خاکستری در دسته رنگها (Chromatic) یا کروماتیک‌ها  به معنای  کم اعتبار بودن آنها نیست و این تقسیم‌بندی صرفا به منظور نمایش واقعی نقش هر کدام از رنگ‌ها و بی رنگ‌هاست، در پاره‌ای موارد اعتبار سفید، سیاه و خاکستری  از ارزش رنگ‌ها نیز افزون‌تر می‌شود و درست این است که گفته شود رنگ اول، اولی در گذر زمان موضوع این گونه جا افتاده که ورای شکل علمی‌ آن به همه این نوع پدیده‌ها «رنگ»گفته می‌شود. به این توضیح مختصر باید افزود که هدف از رنگ دوم دستیابی به وسیله ایست که بتواند ایجاد جاذبه کند و میزان شوق مطالعه را در خواننده تشدید نماید. به عبارتی نقش تبدیل کننده‌ای را بازی کند که تماشاگر بی خیال در زمان کوتاه به خواننده مصمم تبدیل شود. و این رنگ دوم معمولاً قرمز است. در تاریخ نقاشی دیده می‌شود که از رنگ سرخ یا قرمز در سبک کلاسیک بیشتر از رنگ‌های دیگر استفاده شده است. «رنگ سرخ، رنگ خون است که از من به من نزدیکتر است» این جمله معروف اشاره دارد به قدرت فوق‌العاده زیاد این رنگ در جلب توجه دیگران، رنگ سرخ از نظر فیزیک رنگ دارای طول موج بالاست و تماشای آن حتی در لحظه‌ای کوتاه می‌تواند ضربان قلب را تشدید کرده  ایجاد هیجان و اشتیاق نماید.حروفی که به این رنگ آغشته شود در کنار حروف مشکی روی زمینه سفید خیره کننده خواهد بود و پس از آن می‌توان از رنگ نارنجی سود برد. در درجه سوم، رنگ دوم آبی است که به جهت‌دارا بودن  طول موج پایین، تاثیری آرام و ملایم خواهد داشت. در انتخاب «آبی» نوشته‌ها ویژگی «جاذبه» را از دست می‌دهند و فقط می‌توانند نوعی تنوع ایجاد کنند. البته در اینجا باید به این موضوع نیز  اشاره کرد که چون صاحبان  آگهی‌ها به جذب مشتریان توجه دارند. رنگ قرمز را بیشتر می‌پسندند. در این حالت نشریه از حضور رنگ قرمز آگهی برای تیترهای خود نیز جاذبه‌های رایگان ایجاد می‌کند که این نیز دارای قوانین است. چه بسا بسیاری از صاحبان آگهی‌ها این کار را پسند نکنند و بسیار علاقه مند باشند که رنگ قرمز فقط در محدوده آگهی آنها دیده شود که اثرش به مراتب بیشتر خواهد بود و گاه به همین دلیل یعنی وجود رنگ سرخ در آگهی‌هایی است که نشریات نیز گونه‌های خود را با سرخاب مجانی سرخ می‌کنند.

  استفاده از فضای سفید

فضای سفید در هنرهای تجسمی‌ و نیز گرافیک معنی فضای تنقس را می‌دهد. البته به کمک رنگ‌های بسیار روشن نیز می‌توان در معماری هراثری این حالت را ایجاد کرد. از نظر معماری بنایی به فضای باز متناسب با حجم خود نیاز دارد. هر سطری در حکم بخشی از یک بناست که نیاز به فضای باز دارد.

گروهی فضای سفید را محیطی روانی وسیعی است. زمینه سفید به جهت اینکه روشن‌ترین  بی‌رنگ‌هاست، هر لکه رنگی را به خوبی نمایش می‌دهد. بعضی اعتقاد دارند که سفید زود تر از دیگر رنگ‌ها چرک می‌شود. باید در جواب گفت: هر زمینه رنگی در مقابل عواملی مانند گرد وغبار، چرک می‌شود. ولی چون سفید درجه وضوحش بالاست بیشتر از دیگر رنگ‌ها این تغییرات را نشان می‌دهد. به جهت همین تضاد و کنتراست شدید است که فرم‌های مشکی قابل تفکیک می‌شود و خواندن را راحت می‌کند.

سفید با طول موج بالای خود – یعنی مجموع طول موج های تمامی‌ رنگ‌ها – بیان هیجان و غوغا را دارد. صدای سفید که معنای صدای فوق العاده زیاد را دارد هم اینک به عنوان یک عامل مضر در شهرها شناخته شده است و گفت و گو از هیاهو بسیار دارد.

رابطه بین پیام و معنا وفنون بصری، زمانی بوجود می‌آید که در تقسیم‌بندی فضاها دقت کافی شود. در زمان نخست وزیری خانم گاندی روزنامه «ایندین تایمز» به عنوان اعتراض به برخی از برنامه‌های سیاسی خانم گاندی خواست سرمقاله‌ای  منتشر کند ولی قانون مطبوعات اجازه چنین کاری را نمی‌داد. طراح نشریه پیشنهاد داد سرکلیشه، و تیتری با عنوان «کلامی‌چند با خانم  نخست وزیر» چاپ شود و تمامی‌ ستون انتقاد سفید بماند و مطلبی در آن چاپ نشود و بدین ترتیب  نمای سفید بیش از بسیاری از کلمات هدف را از بین برد. فضای سفید گرافیک کمک کرد در حالی که قانون مطبوعات خدشته دار نشود، اعتراضی به گوش مردم برسد.

به مجله Scala اشاره می‌کنم. نشریه ای است که از سوی  انجمن چاپ فرانکورت  به پنج زبان منتشر می‌شود. طراحی آن  که فوق العاده  دلچسب و گیراست. در دو صفحه شناسنامه و فهرست مطالب حدود  ۳۰ درصد فضای سفید دیده می‌شود و در صفحات  دیگر این  فضا حدود ده درصد  است. این فضای تنفس را در معماری سنتی ایرانی  به خوبی می‌بینیم. صحبت از هشتی و دالان است یعنی شما به محض باز شدن در منزل نمی‌توانید میزبان را ببینید، از چند فضای باز رد می‌شوید  تا به اتاقها برسید. این قضیه خلی شبیه سرآغاز مطالب در نشریه‌ها است. با شروع صفحه نباید  مطالب آغاز شود. یک فضای باز در آغاز ماجرا و هدایت قدم به قدم خواننده به اصل موضوع در راحت خواندن، خسته نشدن و در نهایت احساس رضایت نمودن خواننده تاثیر بسیار مطلوب دارد. بنابراین باید گفت هر موضوعی متناسب لذت بردن  از مطالب ، هدف سردبیر باشد، توصیه می‌شود هر نشریه ای از آن سود ببرد.

 رنگ در مطبوعات

نقش نیروی تخیل ن رویا، و هم و خواب در باب هنر و نیز گرافیک  یعنی بازگشت هنرمند از دنیای واقعی برمبنای ساختار های روان شناسی، در قلمرو مطبوعات هم لازم است خواننده برای تجسم این رویا از رنگها نیز سود ببرد. خواننده با تماشای یک پدیده رنگی و به یاری نیروی تخلیل خود پا به دنیای واقعی  می‌نهد تا تصویر رویایی  بدیعی را شاهد باشد.

هنر از دنیای قابل رویت تقلید نمی‌کند، بلکه دنیای قابل رویت می‌آفریند. ولی برای این آفرینش باید دنیای  قابل رویت را خوب تجربه کند.

تصویرهایی که تا قبل از تولد عکس، فیلم و چاپ رنگی از رویدادهای زندگی تهیه شده است اغلب غیرواقعی و غیر مستند  تلقی می‌شوند. علت اساسی آن  این است که دنیای واقعی ما سفید و سیاه نیست. و جهان در آفرینش تمام رنگی بوده است. بنا براین  نشریات سیاه  و سفید در این میانه راهی جز به سرزمین رنگ‌ها نخواهند داشت. نشریه‌ای که تنواند  رنگی منتشر شود خود را در خیل نشریات رنگی بسیار حقیر و ناتوان می‌یابد و از این رو است که مردم نیز عنایت چندانی به نشریات چاپ سیاه و سفید ندارند. تنها راه ادامه حیات دلچسب  برای این گونه نشریات  به طور رنگی منتشر شود  باید توجه داشت که از اصول و قواعد پیشرفته تئوری رنگ‌ها استفاده شود که  خود آغاز یک ماجراست  و دنیایی  سخن و تجربه  بدنبال  دارد. بدون توجه به مسائل  فوق بجای یک نشریه  رنگین  وزین  یک رنگین نامه بی‌هدف منتشر خواهد شد.

می‌دانیم که هزینه چاپ یک نشریه رنگی بسیار زیاد است. در نشریات سفید و سیاه اولین قدم برای رنگی شدن، چاپ روی جلد رنگی است که  به این ترتیب با چاپ یک آگهی  رنگی هم زمان در پشت جلد تا حدی میتوان این هزینه را کاهش داد. چنانکه رنگ‌های سفید، سیاه و خاکستری  با اصل نوشته هم آهنگی داشت باید در چاپ از سایر رنگ‌ها دوری جست.

برای بیان  ویژگی  شب؛ تاریکی؛ ابهام؛ راز و رمز؛ عدم وضوح؛ ویرانی؛ بی خبری؛ جدایی؛ فنا؛ مرگ و انهدام که گاه ممکن است سوژه موضوعی باشد احساس تیرگی مطلق با نمایش سایر رنگ‌ها در خواننده  زنده کنیم.

تیرگی روابط  سیاسی دو کشور، ابهامات در تنظیم  بودجه؛  عدم نتیجه‌گیری از مذاکرات سران؛ مرگ یک دانشمند؛ سقوط یک هلی‌کوپتر  از جمله سوژه‌هایی است که  نشان می‌دهد «سیاه» نقش بسیار مهمی در تنظیم آن دارد.

خبر ویرانگری یک سیل و زلزله  را نمی‌توان با درخشندگی رنگ‌ها بیان کرد. ویرانی و نابودی و فنا و نیستی را جز با سیاه نمی‌توان نمایش داد. در نشریات  رنگی نیز نبای صرف اینکه تمامی‌ امکانات رنگی سازی را در اختیار طراح مجله قرار دادیم، همه صفحات و همه نوشته‌ها  را رنگی چاپ کنیم. رنگ‌ها  در درجه اول به منظور تفهیم مطالب و درک راحت تر آن است و اگر چنین باشد خوانندگان  می‌گویند که این مجله، مجله زیبایی  است ولی چناچه  کاغذ، رنگ‌ها  و چاپ بسیار خوب  در اختیار باشد ولی هم آهنگی و «هارمونیزاسیون» رنگ‌ها و سوژه با هم تطبیق نداشته باشند؛ عدم درک سریع موضوع از سوی  خواننده باعث می‌شود که نارضایتی از آن نشریه حاصل آید.

ما قادر هستیم با یک عکس سفید و سیاه؛ یک باغ مرکبات  را که پر است از میوه‌های رسیده و خوش رنگ آنچنان نمایش دهیم که خواننده با تماشای آن؛ طعم میوه‌ها را نیز حس کند. از سوی دیگر تمامی‌ رنگ‌های جهان را در اختیار داشته باشیم برای نمایش ریزش یک معدن ذغال‌سنگ؛ هیچ کاری از پیش نخوایم برد. مثال باغ مرکبات نیاز به عکس رنگی دارد و در کنار آن اگر خبر ریزش معدن ذغال سنگ را بخوایم چاپ کنیم حتما باید به سفید و سیاه و خاکستری متوسل شویم.

مقایسه فیلم‌های صامت و ناطق مثال خوبی است. زمانی که امکانات تکنولوژی تا این حد پیشرفته نبود، فیلم‌ها صامت ارائه می‌شدند. ولی امروزه همه فیلم‌ها ناطق هستند اما با همه پیشرفت‌هایی که در این زمینه  شده اگر لازم شد سکوت  را نمایش دهیم باید  به فیلم صامت فکر کنیم.

زمانی فیلم‌های سفید و سیاه تهیه می‌شد و علت آن نیز نبود امکانات  لابراتوارهای رنگی بود. امروزه فیلم‌های سفید و سیاه  بندرت ساخته می‌شود. و تماشاچی نیز عنایت چندانی  به آن ندارد. ولی چنانچه  کارگران در تلاش تفهیم تیرگی است باید از سفید و سیاه  و خاکستری استفاده کند. و مسلما تماشاچی نیز راضی خواهد بود.

دیدیم که  یکی از عوامل زیباسازی نشریات برای بهتر خواندن و درک سریع، تئوری رنگ‌ها و بی‌رنگهاست که باید پیوسته در تغییر و تحول باشد، تحول نشریه  به تحول سردبیر و طراح نشریه بستگی دارد. در این تحولات  نظرات شخصی نقش کوچکی را بازی می‌کنند. سردبیر باید پیوسته خود را با مدیر هنری نشریه هم آهنگ کند و مدیر هنری نیز باید روح رنگی  مناسب زمان و مکان خود را در نشریه بدمد.

 

بهروز موسوی

«رنگ و گرافیک در مطبوعات». بهروز موسوی، رسانه ۵، ش ۳ (بهار ۱۳۷۳): ۳۸- ۴۳٫

 

ff

سلامدفتر مطالعات و  برنامه ریزی رسانه cjt