منبع و لید

منبع و لید



دانستن منبع خبر و داشتن شناخت نسبت به آن، برای روزنامه‌نگار به این دلیل که نقش اقتصادی و سیاسی خبر از اصلی‌ترین نقش‌های آن به حساب می‌آید.

 یک خبر را چه از مردم بشنویم و چه از رادیو، چه در روزنامه بخوانیم و چه در تلویزیون ببینیم و بشنویم در همه حالات می‌خواهیم بدانیم که منبع خبر کیست و کجاست؟ این نیاز از همان لحظات نخستین ورود به عرصه فرهنگ خبر (News  Culture ) احساس می‌شود و شاید اصلی‌ترین ریشه این نیاز در این امر نهفته باشد که ما با پی بردن به منبع خبر (Source ) به نوعی قضاوت و داوری در قبال خبر دست می‌یابیم و می‌توانیم به این پرسش مهم خود پاسخ بدهیم: آیا خبری که شنیدیم بی‌طرفانه (Impartial ) بود؟

این پرسش کلیدی که نه فقط برای مخاطبان بلکه برای خود روزنامه‌نگاران هم یک پرسش مهم به شمار می‌آید پرسشی است که پاسخ آن بر تعیین وزن و صحت خبر تأثیر می‌گذارد و به داوری روزنامه‌نگار در مورد منبع خبر شکل می‌دهد.

دانستن منبع خبر و داشتن شناخت نسبت به آن، برای روزنامه‌نگار-  به این دلیل که نقش اقتصادی و سیاسی خبر  از اصلی‌ترین نقش‌های آن به حساب  می‌آید- هم در هنگام تهیه خبر (News – gathering ) و هم در زمان تولید خبر  (News – Production ) از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است خاستگاه «پیام» را از هر جا که سرچشمه گرفته باشد، خواه از سوی یک فرد و خواه از جانب گروه‌ها و نهادها، «منبع خبر» می‌نامیم.

یک اصل حرفه‌ای به روزنامه‌نگار حکم می‌کند که منبع خبر را در آغاز خبر ذکر نماید. طبق سنن و آداب روزنامه‌نگاری خبر بدون منبع سندیت ندارد و اهمیت منبع به حدی است که پیوسته سطر اول خبر را به آن اختصاص می‌دهند.

این نخستین سطر (Dateline) حاوی دو عنصر مهم است. مکان رویداد و ارسال کننده خبر به این مثال دقت کنید: «پاریس. خبرگزاری جمهوری اسلامی».

در مواردی که  نام شهر معروف نیست، برای آنکه به خواننده به سرعت کمک شود تا بداند که آن شهر در کجا واقع شده است  باید نام کشور را  نیز به دنبال نام شهر به خواننده داد «توبا- سنگال- فرانس پرس».

خبرگزاری‌های بین المللی در اکثر مواقع علاوه بر نام شهر، نام کشور و نام خبرگزاری تاریخ خبر را هم در همان سطر اول خبر (Dateline ) اعلام می‌کنند:  New Delhi. India (AP). June 3. 1995  ولی روزنامه‌ها طبعاً در سطر  اطلاعات مربوط به منبع خبر نیازی به ذکر تاریخ  ندارند:

باید خاطرنشان ساخت که در ایران  Dateline  در خبرهای داخلی کمتر مورد استفاده قرار می‌گیرد. حال آنکه  رعایت آن  ضرورت دارد اما در عین حال همیشه همه خبرها با یک منبع همراه نیستند و برای تنظیم آنها از چندین  منبع خبری استفاده می‌شود در این موارد نخستین سطر خبر به این شکل نوشته می‌شود: «بیروت. لبنان. خبرگزاری‌ها»

و سپس نام خبرگزاری‌هایی که  مورد استفاده قرار گرفته اند در مواضع مختلف خبر با استناد صحیح  ذکر می‌شوند.

روزنامه‌ها اساساً از چه منابعی برای کسب خبر استفاده می‌کنند؟

در پاسخ به این پرسش باید گفت که در مرحله‌ی اول خبرنگاران و نویسندگان و در مرحله‌ی بعد خبرگزاری‌ها، اصلی‌ترین  منابع خبری روزنامه‌ها را تشکیل می‌دهند روابط عمومی‌ها نیز منبع خبری همیشگی دیگری برای روزنامه‌ها هستند و دولت‌ها و ارگان‌های وابسته به آنها نیز از منابع خبری تمام نشدنی روزنامه‌ها به شمار می‌آیند البته به این منابع می‌توان منابع زیر را هم اضافه کرد: نیروهای انتظامی، خاطرات افراد معروف و خود آنها اخبار سایر رسانه‌ها، آژانس‌های خبری عکس، سفارتخانه‌ها، احزاب، نهادها، جمعیت‌ها، انجمن‌ها و اصناف، کتابخانه‌ها، آرشیوها، بانک‌های اطلاعاتی و خوانندگان خود روزنامه‌ها. در بحث مربوط به منابع خبری سه نکته  قابل توجه دیگر  هم وجود دارد:

 

حوزه خبری (News beat  / news run ):

روزنامه‌ها برای آنکه بیش‌ترین بهره را از منابع خبری ببرند، به برخی از منابع خبری به طرزی پیوسته رجوع می‌کنند. این  منابع خبری که به دلیل خبرساز بودن، مورد توجه پیوسته‌ی روزنامه‌نگاران قراردارند، حوزه‌ی خبری نامیده می‌شوند. سردبیران و دبیران روزنامه‌ها برای آنکه حداکثر استفاده را از اخبار حوزه‌های خبری  ببرند گاهی برای یک حوزه خبری چند مسئول تعیین می‌کنند در پاره‌ای از مواقع نیز در روزنامه‌هایی که  کادر کمتری دارند، مسئولیت چند حوزه‌ی خبری به یک نفر واگذار می‌شود. دادگاه‌ها، دوایر پلیس، شهرداری‌ها و وزارتخانه‌ها از جمله حوزه‌های خبری مهم به شمار می‌آیند.

خبرنگار باهوش و حرفه‌ای در ارتباط با حوزه خبری خود، باید مثل پلیس در ارتباط با حوزه‌ی گشت زنی خود، عمل کند. پلیس‌ها همیشه به حوزه‌های استحفاظی خود سرمی‌زنند تا همه تحولات آنها را زیر نظر داشته باشند خبرنگاران نیز برای آنکه چیزی از چشم و گوششان پنهان نماند باید به همین نحو عمل کنند. این ارتباط و تماس یا با حضور  مستقیم و یا با تماس تلفنی و یا با استفاده از فاکس صورت می‌گیرد.

 

چند یادآوری:

٭ هرگاه که به حوزه‌ی خبری خود می‌رویم نباید  قلم، کاغذ، ضبط صوت، دوربین و لوازم دیگر را فراموش کنیم. برای  یادداشت‌برداری حتی المقدور از کاغذهای کوچک  استفاده می‌شود تا کار نوشتن تسهیل گردد، چونکه ممکن است مثلاً جایی برای نشستن و نوشتن وجود نداشته باشد.

٭ باید همواره تمرین کنیم تا به شیوه‌های خلاصه‌نویسی خاص خود دست یابیم.

٭ به یاد داشته باشیم که خیلی وقت‌ها  فرد یا افراد که در حوزه‌ی خبری می‌خواهند خبر حساس و مهمی‌ را به ما بدهند، ممکن است با دیدن ضبط صوت و یادداشت‌نویسی خبرنگار، واکنش محتاطانه نشان دهند و خودشان را محدود کنند. در این  موارد باید از یادداشت برداری خودداری کرد و با به ذهن سپردن دقیق اخبار حساسیت این نوع افراد را کاهش داد.

٭ اسامی، ارقام و نقل قول‌ها را باید کاملاً دقیق یادداشت کرد این سه نکته اگر درست رعایت نشوند اعتماد دیگران را از گزارشگر سلب می‌کنند، به خبر آسیب می‌رسانند و جای زیادتری را در روزنامه اشغال می‌کنند، چونکه در فردای چاپ خبر باید جایی را به تصحیح  و پوزش اختصاص داد.

٭ اگر تلفنی با حوزه‌ی خبری تماس گرفته می‌شود پرسش‌ها باید حتماً از قبل تنظیم شده باشند تا نه وقت به هدر  رود و نه با مکث‌های  احتمالی، مخاطب احساس کند که با فردی  تازه کار سر و کار دارد. چنین احساسی می‌تواند تماس‌های  بعدی را بی اثر کند و حتی امکان برقراری تماس را از میان ببرد.

٭خیلی از حوزه‌های خبری به ویژه روابط عمومی‌‌ها- به دلایل  شخصی و سازمانی- می‌کوشند تا خبرهای خود را بزرگتر از حد معمول جلوه دهند باید مراقب این  بزرگ نمایی ها بود و به بیطرفی  به اخبار برخوردکرد.

٭ باید یاد گرفت که در هر زمان که با حوزه‌ی خبری تماس گرفته می‌شود، چه حضوری و چه تلفنی، به مسأله‌ی عدد و رقم  توجه  شود این امر در همه‌ی انواع  کسب خبر و همین طور در خارج از حوزه‌ی خبری، اهمیت شایان دارد. فرضاً  اگر در یک ورزشگاه حضور یافته‌ایم باید تعداد تماشاگران را- ولو  به طور نسبی-  به دست آوریم؛ اگر ناظر یک تصادف هستیم،  باید میزان تلفات، تعداد اتومبیل‌ها، شماره اتومبیل‌ها، ساعت حادثه، تعداد امدادگران و نکات دیگر را به دست آوریم و در خبر بگنجانیم.

* صرفنظر از عدد و رقم، اسامی‌ افراد و مکان‌ها را هم نباید فراموش کرد. بخصوص اگر در محل جزء افراد مهم و مشهور هم حضور داشته باشند. خصوصیات مهم افراد و اماکن را هم نباید نادیده گرفت.

* باید سعی کرد که با حوزه‌ی خبری خود برخورد دوستانه (و نه توأم با ملاحظه کاری یا مزاحمت) داشت. باید از نظر رفتار و منش، آرام و از نظر فکری بی‌قرار و هشیار بود.

٭ متأسفانه برخی از حوزه‌های خبری در ارائه‌ی اخبار و اطلاعات با بی‌دقتی رفتار می‌کنند، هرگاه  نسبت به اجزای خبری که داده شده است، تردید وجود دارد باید آن بخش‌ها مجدداً مورد بررسی و پرسش قرار گیرند و پس از آن نسبت به  چاپ آن خبر اقدام شود.

٭ خبرنگار  با تعداد اندکی ازحوزه‌های خبری هم که غالباً دردسر ساز هستند، سروکار خواهد داشت. منظورآن دسته از حوزه‌های خبری است که  اساساً با  شخص خبرنگار مشکلی ندارند، بلکه مشکل این است که  از روزنامه‌نگاری و مسئولیت خبرنگاران اطلاع و شناخت کافی ندارند باید با این  قبیل از حوزه‌های خبری، جسوری پیشه کرد، زیرا که  روزنامه‌نگار در برابر خواننده مسئول است.

٭ از رعایت اصول سرعت و مداومت در تماس با حوزه خبری خود هرگز نباید غفلت کرد.

  1. اعتبار منبع (Source Credibility  )

 آیا منبع خبر معتبر است؟  

  • پاسخ مثبت به آرامش می‌انجامد.
  • پاسخ منفی، نخستین خدشه را در اعتماد عمومی‌ نسبت به روزنامه ایجاد می‌کند.

جان هارتلی/John Hartly ، پژوهشگر  سرشناس دانش ارتباطات می‌گوید:

«خبر»  عمدتاً  محصول تاریخ است و «تاریخ  خبر »  از قرن نوزدهم به بعد،  به بررسی این امر  تبدیل شده است که چگونه عبارت «خبر برای مردم » به عبارت «خبر برای بازار » تغییر یافته است.

هارتلی معتقد است که نحوه‌ی  تولید خبر به نحوه‌ی تولید کالا  شباهت یافته است و یکی از کالاهایی که روزنامه‌ها مایل به تولید آن هستند، خواننده است. و از آنجا که روزنامه‌ها نمی‌توانند صرفاً با تکیه برفروش خود به بقا ادامه دهند، خواننده را به آگهی دهنده می‌فروشند. به این ترتیب  هارتلی می‌کوشد تا نقش نیروهای بازار و به عبارت بهتر نقش سرمایه  را بر حاصل کار روزنامه‌ها نشان دهد «چرخه»ای که او مطرح می‌کند، توجه ما را به سوی منابع خبری روزنامه‌ها معطوف می‌سازد و به اینکه چرا برخی از روزنامه‌های بزرگ تثبیت می‌شوند و چرا برخی از روزنامه‌های پرمحتوا از صحنه بیرو ن می‌روند. حاکمیت سرمایه‌ی شرکت‌های فراملی بر بسیار ی از رسانه‌های غربی امری مشهود و  آشکار است ولی متأسفانه بسیاری از این نوع  رسانه‌ها  نظیر نیویورک تایمز،  واشنگتن پست، اشپیگل، شبکه‌ی تلویزیونی سی ان ان ( CNN ) و شبکه رادیو- تلویزیونی بی‌بی‌سی (BBC) عملاً به منابع خبری ثابت و منحصر به فرد کشورهای روبه توسعه تبدیل شده اند. به همین دلیل،  در انتخاب منبع خبری- به ویژه از وجه اعتبار و سلامت آن- باید هوشیار بود و از نقش آن در تنظیم  نقشه‌ی توزیع  ثروت و قدرت اطلاع کافی داشت.

به عقیده‌ی جان هارتلی، منابع خبری جایگزین در اقلیت قرار گرفته‌اند و کم کم از صحنه حذف می‌شوند، زیرا  که دیگران دوران آغازین قرن نوزدهم که در آن «فروش» و نه آگهی، رمز بقای روزنامه‌ها بود، سپری شده است (به علت کاهش یا محدودیت تیراژ) و اینک با روزناهه‌هایی ارزان اما پرآگهی سر و کار داریم و به همین  دلیل است که دیگر از آن دوران که مشخصه‌اش رادیکالیسم یا تند‌گرایی سیاسی بود، دور شده ایم،  حالا به جای رادیکالیسم  سیاسی با مقوله‌ی ارتباط مؤثر  با مخاطبان بیشتر سر و کار داریم و حلقه‌ی وصل این ارتباط، پول است. خوانندگان هم فقط همین منابع خبری مبتنی بر پول را در اختیار دارند و حتی اگر روزنامه‌های جانشین (Alternative Press ) بتوانند منتشر شوند و بخواهند به منابع خبری جانشین برای مردم تبدیل شوند، نظام حاکم بر توزیع، که در اختیار توزیع‌کنندگان کل است، اجازه چرخش این نوع از منابع خبری را در مجاری توزیع نمی‌دهد و به این ترتیب خوانندگان از دسترسی به این دسته از منابع خبری محروم می‌مانند.

موضوعی که هارتلی مطرح می‌کند در مورد خبرگزاری‌های بین‌المللی هم صادق است. این خبرگزاری‌ها در مقام خبری کلیدی اجازه  ورود هر نوع خبر را به  مجاری توزیع خود نمی‌دهند به ویژه اگر خبر-  ولو به طرزی اندک-  با منافع حاکم  بر این منابع  خبری ناسازگار باشد.

با این حساب، می‌توان رابطه‌ی منبع خبر و مخاطب را رابطه‌ای یک‌جانبه نه ارتباط متقابل و رضایت‌بخش- توصیف کرد که از منبع خبر به سوی  مخاطب جاری است و مخاطب باید در صورت امکان از میان آنچه  به او ارائه- و در واقع تحمیل- می‌شود، دست به انتخاب بزند.

افزون بر این، منابع بین‌المللی خبری باید برحسب ظاهر هر آنچه را که تازه و جدید است مخابره کنند اما در عمل فقط در شش حوزه‌ی مشخص گام برمی‌دارند. هارتلی این شش حوزه در مطبوعات انگلیس چنین  برمی‌شمارد: سیاست، اقتصاد، روابط خارجی، اخبار داخلی،  اخبار مناسبت‌ها و بالاخره ورزش: طبعاً هر چه خارج از این شش حوزه است از خواننده دریغ می‌شود.

 

۱ –  الگوی مالکیت  منابع خبری:

الگوی  مالکیت منابع خبری نیز به ویژه در قلمرو وسایل ارتباط جمعی بر سه گرایش عمده استوار بوده است:

۱٫۳ تمرکز (Concentration ):

این نحوه‌ی مالکیت، از سلطه‌ی نظریه‌ی داستان کمتر و ثروتمندتر نشان دارد. در این الگوی مالکیتِ منابع خبری، فقط افراد و شرکت‌های بزرگ صاحب چندین  منبع خبری می‌شوند.

۲٫۳ تنوع (Diversification  ):

یک ضرب المثل  فرنگی می‌گوید: «همه‌ی تخم مرغ‌ها را در یک سبد  نگذارید» در عالم روزنامه‌نگاری این  بدان معناست که صنعت فرهنگ نیازمند آن است که شبکه‌ای ازمنافع در هم تنیده و گره خورده، برای یک مالک  وجود داشته باشد تا اگر یکی از آنها به هر علتی  اعتبار خود را به عنوان منبع خبری از دست داد، بقیه شبکه سالم  و پابرجا بماند.

 

چند ملیتی شدن (Multinationalization):

چند ملیتی شدن منابع خبری نشانگر آن است که مالکان منابع خبری ترجیح می‌دهند که به جای فعالیت  در یک کشور، در چند کشور فعالیت کنند و این ترجیح طبعاً از ماهیت تجاری اداره‌ی منابع خبری در غرب  سرچشمه می‌گیرد (مثل فعالیت‌های مردوک، ماکسول وبرلوسکنی)،

با این تفاصیل، مشاهده می‌شود که بحث منابع خبری بحثی کاملاً جدی، ریشه دار و حتی اسرارآمیز است  و ادبیات غنی موسوم به کنترل  رسانه‌ها (Media Control ) در همین چارچوب شکل گرفته و پرورش یافته است. ویژگی‌هایی که برای منبع خبری قائل شده اند عبارتند از:

تخصص (Expertise  )،قدرت (Power ) تأثیر و جذبه (Effectiveness )،اعتماد (Trustworthiness )، انصاف، صحت، احترام واقع‌گرایی،کامل گویی و بهبود بخشی.

به یاد داشته باشیم که استفاده‌ی صحیح از منابع خبری معتبر موجب افزایش و تقویت اعتماد به رسانه در میان مخاطبان می‌شود.

اکنون این پرسش  مطرح می‌شود که پیام منبع خبری را برای خواننده چگونه منعکس سازیم تا او به خواندن خبر ترغیب شود؟ اهمیت  لیدنویسی در همین نکته نهفته است.

  • لید خبر (Lead ):

یورش به خواننده و غالگیرکردن او از اصلی‌ترین وظایف اولین عبارات خبر (لید) است که در ضمن آن کوشش می‌شود تا- بخصوص در سبک هرم وارونه- اصل مطلب بازگو شود.

اگر لید خبر، به قول گزارشگران اخبار جنگی، در همان حمله‌ی اول به فتح خاکریز توجه خواننده  نایل نشود باید جنگ را خاتمه یافته تلقی کرد که در آن، با زنده روزنامه‌نگار است.

بنابراین لید خوب، لیدی است که جذابترین بخش خبر را در خود نهفته داشته باشد تا به وسیله‌ی آن خواننده  به سوی متن خبر هدایت شود در واقع  «لید» مفهومی‌جز هدایت کردن، کشاندن و منجرشدن ندارد.

در لید می‌توان پاسخ یک یا چند پرسش مربوط به عناصر خبر و حتی پاسخ همه‌ی عناصر خبر را به دست داد. لید بر حسب اینکه کدام عنصر خبر(که، چه، کجا، چه وقت، چرا و چگونه) را در خود جا داده باشد، نام آن عنصر را به خود می‌گیرد:

لید که: که نام فرد یا نهاد عامل رویداد در آن می‌آید؛

لید چه: که موضوع  رویداد در آن طرح می‌شود؛

لید کجا:  که مکان  رویداد در آن مطرح است؛

لید چه وقت: که حاوی زمان رویداد است؛

لید چرا: که تفسیر رویداد را دربر دارد؛

لید  چگونه: توصیفی است حاوی نحوه‌ی اتفاق خبر

 اما افزون برانواع فوق لیدهای دیگری نیز در کار خبرنویسی رایج شده‌اند که ذکر  مثال می‌تواند کارکرد آنها را نشان دهد:

لید استنباطی: در این لیدها غالباً استنباط روزنامه‌نگار از رویداد، عنصر اصلی را تشکیل می‌دهد.

 

لید تک موضوعی: به سه صورت ارائه می‌شود: مستقیم، عمقی و تشریحی

مستقیم: مثل «ملکه انگلیس از کابینه‌ی لندن انتقاد کرد»؛

عمیقی: مثل «کنگره‌ی آمریکا امروز لایحه‌ی مقابله با خشونت را، که به موجب آن گارد ملی امریکا در خیابان‌های این کشور مستقر و دستگیری مجرمان تسریع  می‌شود- با حداقل  آرای لازم- تصویب کرد. طبق این لایحه…»

تشریحی: مثل «مارکوس، فرمانده‌ی چریک‌های زاپاتیستای مکزیک در حالی که چهره‌ی خود رابا نقاب پوشانده بود و فقط  چشمان سیاه  رنگش پیدا بود، با مشت‌های گره کرده و صدایی  که از شدت خشم می‌لرزید، اعلام کرد که ما با پیمان  «نفتا »  مخالفت خواهیم کرد او درحالی که  مشت گره کرده‌اش را بالا نگاهداشته بود،  اظهار داشت:  نبرد ما ادامه خواهد داشت.»

 لید تلفیقی:

 در لیدهای تلفیقی  مضامین  مختلف  به صورت متراکم  فهرست‌وار و مقایسه ای ارائه می‌شوند البته ازاین لید  در صورتی باید استفاده کرد که قادر به  عرضه گویای آ ن باشیم ؛ و اگر قرار است لید طولانی شود ارجح آن است که  از لید تلفیقی پرهیز شود این نکته راهم باید  دانست که درلید تلفیقی کوشش می‌شود تا عناصر مهم موجود درخبر فهرست  وار ارائه گردند. برای این  کار بهتر است که  برا ی شروع از لیدهای  استفاده شود، که از لحاظ کاربرد تقریباً  »رسوب » کرده‌اند، یعنی جا افتاده‌اند. اکثر روزنامه‌نگاران از عناصر «چه کسی  »، «چه»،  « چه وقت » و «کجا »  درلیدها استفاده می‌کنند  ومی‌توان گفت که آنها را اصلی‌ترین  «طعمه‌ها برای شکار حواس  خواننده»  می‌دانند و لذا عناصر «چرا » و «چطور »، که جنبه‌ی تحلیلی  – توصیفی  دارند،  در مرحله‌ی دوم اهمیت  قرار می‌گیرند  وبه عبارت دیگر ، این دو عنصر  را و به خصوص «چرا»  را نه در لید،که بیشتر در متن خبر و طرزی ظریف  به خواننده القا می‌کنند.  آنان می‌کوشند تا از ارزش‌های خبری هم، در لیدها  استفاده کنند. پس با توجه به  آنچه  گفته شد لید جمع‌بندی (Summary  Lead ) می‌تواند یکی از مطلوب‌ترین لیدها باشد. لید  جمع‌بندی لیدی است که هر شش عنصر خبری  را در خود دارد. البته  باید یادآور شد که تنظیم  لید جمع‌بندی از آنجا  که باید در عین برخورداری از آن عناصر  کوتاه  هم باشد، دشوار است،  اما با  تمرین  و ممارست پیوسته  این کار آسان می‌شود. افزون برآنچه  گفته شد،  چند نوع «لید»  دیگر هم وجود دارد مثل: لید پرسشی (Question  Lead )، لید دارای پس زمینه (Background ) لید مبتنی بر نقل قول (Quotation Lead ) لید متعارض (Contrast  Lead )، لید غیرعادی (Offbeat  Lead )، که ذیلاً نمونه هایی ازآنها  نقل می‌شود.

لید پرسشی:

 «بالاخره  تلویزیون کابلی  چه وقت راه اندازی می‌شود؟ »مردم می‌پرسند….

 لید  دارای پس زمینه:

« سه سال  پیش بود که سه گوزن سفید در پارک جنگلی  گلستان رها شدند و  حالا مسئولان این پارک خبر از خطر سرما علیه ۷۰ گوزن سفید می‌دهند»

لید مبتنی بر نقل قول:

 «واشنگتن کماکان به حضور نظامی‌ خود درجهان ادامه می‌دهد»، وزیرخارجه  ایران در کنفرانس خبری  امروز تهران  ضمن اعلام این مطلب افزود…

 لید  متعارض:

  «رئیس جمهوری امریکا  از دموکراسی  حرف می‌زند، اما  دستور حمله به سیاهپوستان را صادر می‌کند».

  لید غیر عادی:

 «پرنده‌ی کوچولوی دریایی،  پرواز بوئینگ غول پیکر را مختل کرد»

  درهنگام تنظیم  لید، به هر صورت  که نوشته شود باید مثل هنگامی‌که  تیتر تدوین می‌گردد مواظب  کلمات اضافی و زاید  – یعنی  کلماتی که جان و قدرت لید را می‌گیرد – بود. کلمات اضافی فقط هنگامی‌ درلید قابل پذیرش هستند که  لید از نوع لید تعقیبی (Follow  Lead ) و یا توصیفی باشد. ازلید تعقیبی هنگامی‌ استفاده می‌شود که بخواهیم  خبری را که مثلاً  دیروز رخ داده است از  لحاظ  پیامدهای  آن دنبال کنیم: « راننده ای که دیروز باعث مرگ دو کودک شد ه بود، به دادگاه احضا رشد.»

  پس به غیر از  لید تعقیبی و توصیفی در سایر موارد نباید از کلمات  اضافی در لید استفاده شود. اگر تمرین  مداوم داشته باشیم، حتماً می‌توانیم لیدهای کوتاه بنویسیم، چنانکه اعضای تحریریه‌ی نشریه‌ی سان (SUN )، که در ملبورن استرالیا منتشر می‌شود،حق ندارند لیدی بنویسند که از ۱۲ کلمه بیشترباشد! پس تا آن هنگام که این قاعده  به سایر تحریریه‌های دنیا  تعمیم یابد سعی کنیم داوطلبانه، نوشتن لیدهای کوتاه را فرا بگیریم. دردسرها و زحمت‌هایی که در این زمینه در راه تدوین لیدهای کوتاه و مناسب پدید می‌آیند رضایت خاطر  خوانندگان را به  دنبال می‌آورند، و ما هم جز  این  هدفی نداریم.

برا ی آنکه زحمت تدوین و نوشتن لیدهای کوتاه به حداقل کاهش یابد، می‌توان دستورالعمل  زیر را به کار بست:

  • پرهیز جدی ازکلی گویی و مبهم نویسی  درلید؛
  • اجتناب از آوردن مطالب خیلی جزئی؛
  • خلاصه کردن لید دریک یا دو جمله؛
  • پرهیز از شروع لید بازمان و مکان، مگر  اینکه این دو عنصر نقشی کاملاً  کلیدی در خبر داشته باشند؛
  • اگر قرار است که اسم  شخصی  درلید بیاید، این کار فقط در صورتی مجاز است که خواننده با خواندن آن نام بتواند قیافه فرد مورد نظر را مجسم کند. در صورتی که چنین اطمینانی  وجود ندارد، می‌توان به جای اسم، از ذکر شخصیت حقوقی فرد استفاده کرد؛
  • اگر خبر مربوط به «امروز» است، واژه‌ی امروز درلید – ونه آغاز آن – گنجانده شود تا به خبر تازگی بدهد.

 

ff

سلامدفتر مطالعات و  برنامه ریزی رسانه cjt