سیاست‌گذاری رسانه‌ای

سیاست‌گذاری رسانه‌ای



در اوایل همکاریم با جرمی تونستال مقارن با تشکیل سومین کمیسیون تحقیق سلطنتی درباره مطبوعات (۷۷-۱۹۷۴)، ما هر دو به عنوان پژوهشگر و مشاور در آنجا مشغول به کار بودیم. یکی از کلمات قصار معروف او توجه مرا به شدت به خود جلب کرد.

مضمون آن این بود که «مطبوعات حوزه ای غیرقابل سیاست گذاری است». استدلال ها و کلمات دقیق آن اکنون در خاطرم نیست، اما این فکر اگر نه همچون نظری پذیرفته شده، که بیشتر همچون یک طرف بحث خیالی در ذهن من باقی ماند. گزارش نهایی کمیسیون مزبور در سال ۱۹۷۷ بر این داوری صحه گذاشت و دست کم برای یک نسل به هر گونه توقع واقع بینانه مبنی بر این که سیاست گذاری دولتی می تواند عملا برای حفظ منافع مردم، که گاهی کم وبیش رنگ و بوی سیاسی به خود می گیرد، در سیستم روزنامه نگاری بریتانیا مداخله کند پایان داد. با نگاهی به زمان گذشته می بینیم که در سال های پایانی دهه ۱۹۷۰ همین وضعیت در دیگر کشورها حاکم بود. در کانادا کمیسیون تحقیق سلطنتی درباره روزنامه ها (۱۹۸۲)، عمدتا بریتانیایی ها را سرمشق قرار داد و توصیف آنها درباره مشکلات ناشی از فقدان رقابت و ناکافی بودن اطلاعات عمومی را پذیرفت و همان روش را دنبال کرد.

 

دانلود مقاله:  سیاست‌گذاری رسانه‌ای

ff

سلامدفتر مطالعات و  برنامه ریزی رسانه cjt